جملات زیبای کتاب زمستان ۶۲ | طاقچه
تصویر جلد کتاب زمستان ۶۲

بریده‌هایی از کتاب زمستان ۶۲

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۸۲ رأی
۴٫۱
(۸۲)
«و توکل به خود خدا کنید.»
n re
یک قسمت دیگر روحم غمگین است که ترا نمی‌بینم. چون می‌ترسم دیگر ترا هرگز نبینم. وقتی آدم بدون خداحافظی از یک نفر عزیز جدا می‌شود، و دیگر او را نمی‌بیند، مثل آن است که آن یک نفر را از آدم دزدیده‌اند.
شیوا
وقتی یک نفر را دوست داشتی، می‌خواهی برای او یک کاری بکنی. می‌خواهی هر کاری بکنی ـتا او زنده بماند. این جوری آدم به بهشت میرود.
حسین ایمانی
تنهاییم. با هم، ولی تنها.
Sahar B
تهران مثل خوزستان حال دفاع از خود و جنگ و شبهای ضدهوایی و دیگر اوضاع اضطراری و تنگدستی را ندارد. مردم تهران و استانهای مرکزی و شمالی میهن اسلامی چنان روزگار سپری می‌کنند که انگار جنگی وجود ندارد.
parisa_msi
من این نوع زندگی و این جهان فانی را نمی‌خواهم، و دوست دارم جهان و زندگی‌ام را به جانان دهم تا طعم واقعی عشق را بجشم... دوست دارم همانطوری که دنیا به من بی‌وفا بود من هم به او بی‌وفا باشم.
shariaty
عزیزان قدر یکدیگر بدانید
n re
«دلم می‌خواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها می‌اومد، با چنگالش این موهای منو می‌گرفت، بلندم می‌کرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم می‌کرد، می‌چرخوند، می‌چرخوند، و بعد هم پرت می‌کرد...» «کجا؟...» «بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خراب‌شده.»
n re
ایران کشوری عظیم و ملتی فناناپذیر است و هیچ کار ایران را نباید دست‌کم گرفت.
فقیر
می‌روم توی اتاق، و مراسم سنتی انداختن کلید بالای یخچال، انداختن کیفم روی تخت، پرکردن وان حمام، و لخت شدن و لغزیدن وسط آب گرم را مثل آدم‌آهنی انجام می‌دهم. من هم امروز بدم نمی‌آید وسط آب لزج و گرم به لقاءالله بپیوندم. اما اینکه لقاءالله حاضر باشد به من بپیوندد موضوع دیگری است.
shariaty
مردم تهران همیشه خدا را شکر می‌کنند. «بابا، حالا خوبه.» اگر برق دو ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که دو ساعت میره. اگر چهار ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که چهار ساعت میره. اگر اصلا برود می‌گویند بابا حالا خوبه که نفت هست. اگر نفت نباشد می‌گویند بابا حالا خوبه که زغال هست. اگر توی ستون فقراتشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی مخ‌مون نزدند. اگر توی مخشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی شکممان لگد نزدند... شکر می‌کنند، و روزگار را در میهن اسلامی می‌گذرانند.
meytad
در سرزمینی که در حال «جنگ تحمیلی» با «ابرقدرتها» ست، حتی مرغهای عشق هم باید یاد بگیرند خودکفا باشند.
کتاب خوان
«چه میشه کرد؟ میشه به تب گفت قطع شو؟ یا به موشک گفت نیا؟...»
n re
«یاران نکو یکی یکی آب شدند.»
محمد معراج صادقی
لاله می‌گوید: «دلم می‌خواست یه نفر از کره مریخ و اونجاها می‌اومد، با چنگالش این موهای منو می‌گرفت، بلندم می‌کرد... میدونم که درد میاد، اما باشه، بذار درد بیاد، اما بلندم می‌کرد، می‌چرخوند، می‌چرخوند، و بعد هم پرت می‌کرد...» «کجا؟...» «بیرون از این کابوس. بیرون از این جنگ. بیرون از این خراب‌شده.»
meytad
اتفاق این جهان افتادنی است عاقبت این نردبان افتادنی‌است ابله است آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت‌تر خواهد شکست
گل سرخ
دکتر می‌گوید: «هر شعار یا هر حرف راست یا دروغ اگر به اندازه کافی تکرار بشه و تکرار بشه، پس از مدتی تبدیل به یک حقیقت موقت میشه. و یک روز نگاه می‌کنیم می‌بینیم حقیقتهای موقت جانشین زندگی واقعی شده‌اند.
نادر
این روزها در ایران هر کسی از سر خاک یکی برمی‌گردد.
n re
از رَحِمِ تاریک به خانه تاریک می‌آیی.
کتاب خوان
هرکس یه‌جور درد داره. الان دیگه درد و بدبختی عمومی‌یه.
Parinaz
اتفاق این جهان افتادنی است عاقبت این نردبان افتادنی‌است ابله است آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت‌تر خواهد
کاربر ۳۳۸۲۵۳۶
«ایران تحت قطبهای مغناطیسی دو ابَرنهاده... یه اَبَرنهاد شاهنشاهی. یه ابرنهادِ مذهبی. وقتی این دو ابرنهاد با هم همآهنگی دارند ایران بالاس. مثل زمان کوروش که زرتشتی و شاهنشاهی همآهنگ بودند. یا زمانهای شاه‌عباس کبیر و شاهنشاه آریامهر. وقتی این دو ابرنهاد رو در روی همدیگه قرار میگیرن انقلاب و خونریزی‌یه. تق، توق. جنگ و صدام. شق شوق.»
کاربر ۹۷۴۶۸۴۰
راست میگن خوبها اول کشته میشن آقا.
fateme1ghaderi
پنجره را می‌بندم و مرغک تنها را به حال و والذاریات خودش می‌گذارم. در سرزمینی که در حال «جنگ تحمیلی» با «ابرقدرتها» ست، حتی مرغهای عشق هم باید یاد بگیرند خودکفا باشند.
n re
همیشه خدا را شکر می‌کنند. «بابا، حالا خوبه.» اگر برق دو ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که دو ساعت میره. اگر چهار ساعت برود می‌گویند بابا حالا خوبه که چهار ساعت میره. اگر اصلا برود می‌گویند بابا حالا خوبه که نفت هست. اگر نفت نباشد می‌گویند بابا حالا خوبه که زغال هست. اگر توی ستون فقراتشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی مخ‌مون نزدند. اگر توی مخشان لگد بزنند می‌گویند بابا حالا خوبه که توی شکممان لگد نزدند... شکر می‌کنند، و روزگار را در میهن اسلامی می‌گذرانند.
n re
«اگه شما نتونی به خودت کمک کنی به هیچ‌کس دیگه‌م نمیتونی کمک کنی.
n re
هیچکس هم ضجه نمی‌کشد. اما سکوت داریم تا سکوت، سکوتی که صدایش از ضجه هم بلندتر است. و من این را می‌شنوم، که سخت و بد است
n re
وقتی عشق، یا درد عشق، در مغزت ثبت و ضبط و حک شد، با چه نیرویی می‌توانی آن را پاک کنی؟ هرچه دلت می‌خواهد آه بکش
_forgotten_
یه عده کشته میشن تا عده دیگه زندگی کنن
fateme1ghaderi
جنگ علت و معلول دشمنان حکومت اسلامی است. و این دو آنچنان در هم ادغام شده‌اند که یکی از دیگری جدا نیست. شکست ایران در جنگ شکست جمهوری اسلامی است. بنابراین ایران جان می‌کند، باید جان بکنیم. پیروزی ایران در جنگ برای دنیا مسأله‌ساز است، چون تمام منطقه تحت لوای جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. بنابراین دشمن خون خواهد گرفت. و ملت خون می‌دهد. ایران کشوری عظیم و ملتی فناناپذیر است و هیچ کار ایران را نباید دست‌کم گرفت.
ریحانه کلهر

حجم

۳۴۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۴۵۲ صفحه

حجم

۳۴۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۴۵۲ صفحه

قیمت:
۱۳۸,۰۰۰
تومان