با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید؛ جلد دوم اثر جیمز پترسون

دانلود و خرید کتاب مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید؛ جلد دوم

به دادم برسین

۴٫۶ از ۱۴ نظر
۴٫۶ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید؛ جلد دوم  نوشته  جیمز پترسون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

دیگران دریافت کرده‌اند

معرفی کتاب مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید؛ جلد دوم

به دادم برسین دومین کتاب از مجموعه کتاب‌های مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید نوشته جیمز پترسون و کریس تبتس است که در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است. این مجموعه جذاب که ماجراهایش در میان بچه‌های مدرسه با قهرمانی نوجوانی به اسم ریف کاچادوریان می‌گذرد از کتاب‌های پرفروش کودک و نوجوان نیویوک‌تایمز بوده است.

 درباره مجموعه مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید

این مجموعه روایت نوجوانی نه‌چندان اجتماعی، ولی بسیار خلاق  وحساس است به اسم ریف، که برای ارتباط با دنیای اطرافش راه‌های مخربی انتخاب می‌کند. درگیری همیشگی او بر سرِ انتخاب ارزش‌هایش و چالشی که در برخورد با قوانین و محدودیت‌های دنیای بیرون با آن روبه‌رو می‌شود، درون‌مایه‌ی کتاب‌ها را تشکیل می‌دهد.

ریف در این مجموعه با ماجراهای گوناگون زیادی روبه‌رو می‌شود و پس از آزمون و خطاها، چیزهای زیادی یاد می‌گیرد، قضاوت نکردن از روی ظاهر آدم‌ها، یادگرفتن کارها و سرگرمی‌های جدید، پیدا کردن دوستان تازه، دشمنی نکردن با دیگران و بسیاری چیزهای با ارزش دیگر.

زبان خودمانی و صمیمی راوی و یادداشت‌های تصویری خلاقانه، از جذابیت‌های این مجموعه است.

خواندن کتاب‌های مدرسه... است، لطفا جای خالی را پر کنید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 نوجوانانی که دوست دارند داستان بخوانند و با تجربه‌های یک نوجوان هم‌سن و سال خود برای آموختن چیزهای تازه همراه شوند، مخاطبان این کتاب‌اند.

بخشی از کتاب به دادم برسین 

اتاق بازجویی خیلی سرد بود. می‌تونستم بخار دهنم رو تو هوا ببینم؛ ولی سه نفری که روبه‌روم نشسته بودن، عین خیالشونم نبود.

به نظر آدمای بدی نمی‌اومدن، ولی من زرنگ‌تر از اون بودم که گول ظاهرشون رو بخورم. با خودم گفتم: همه‌ش نقشه‌ست؛ می‌خوان احساس راحتی کنم و حواسم پرت بشه.

اون قدبلنده که وسط نشسته بود، گفت: «کاچادورین بودی، درسته؟» و لبخند زد. بهم اشاره کرد که برم جلوتر.

«بله درسته. ریف هستم.»

«خانم دوناتلو بهمون گفته‌ن به افتخار نقاش بزرگ، رافائل سانتسیو، این اسم رو روت گذاشته‌ن. با کاراش آشنایی؟»

سعی کردم خودمو نبازم: «البته.» داشتم با چشمام همه‌جای اتاق رو می‌پاییدم؛ ممکن بود هر گوشه‌ای یه تله کار گذاشته باشن و یهو بپّره بیرون.

یکی دیگه‌شون گفت: «خب. حالا ببینیم برامون چی آوردی...» قشنگ می‌شد ظاهر هیولائیش رو زیر گریم انسانیش دید! دستش رو دراز کرد و نمونه‌کارام رو برداشت.

با خودم گفتم: وقتشه؛ اگه قراره کاری کنم، همین الان وقتشه. دستم رو بردم تو پوشه و... شمشیرم رو کشیدم بیرون.

صندلی‌ها پرت شدن هوا؛ پوست‌ها پاره شدن؛ پنجه‌ها زدن بیرون... دو ثانیه بیشتر طول نکشید که من موندم و سه‌تا هیولای بدترکیب. یه کِش‌وقوسی به تن و بدنشون دادن و نیش‌هاشون رو دادن بیرون. یکی‌شونم یه زوزهٔ بلند و خشن کشید.

نه، زوزه‌ش از رو خشم نبود؛ از رو گرسنگی بود. شکمش داشت قاروقور می‌کرد.

یهو همه‌شون باهم بهم حمله کردن. منم سرم رو دزدیم و شروع کردم...

ضربه!

چرخش!

جاخالی!

یهو زیر پام خالی شد... ولی من تونستم به‌موقع بپرم 


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
𝘙𝘖𝘡𝘈
۱۴۰۰/۰۱/۰۹

داستان پسری دردسر ساز و فضول که تو مدرسه خونه و همه جا دردسر ایجاد میکنه😂 داستان جالبیه و البته بگم تمام کتاب های نشر پرتقال عالی هستن👌🏻👌🏻

HOSSIAN
۱۴۰۰/۰۱/۱۳

کتاب بسیار عالی بود ولی ای کاش طولانی تر بود

♬زحــ‌‌‌‌↻لღ
۱۴۰۱/۰۶/۱۵

کتاب خیلی خوبی بود بخصوص که یه قسمتی ش رو یه کوچولو غمگین هم کرد و عالی بود بنظرم ^_^

chiken
۱۴۰۰/۰۱/۲۷

کتاب خیلی عالی بود و بینظیررررر فقط ای کاش داستان طوری بود که هیچ کس نمیفهمید کار کیه و از بهترین بچه ی مدرسه بودن سو استفاده کنه خیلی بهتر میشد

Roham khajeh
۱۴۰۰/۰۷/۰۶

مدرسه چی است بگید چی است؟ مثل عدد پی است

SEYED
۱۴۰۰/۰۳/۱۴

خیلی خوب.فقط مدل صفحات افتضااااح بود.جای تصویر ها کاملا اشتباه بود.در کل،داستان عالی،صفحه افتضاح🌷😥

کاربر ۳۲۲۵۴۵۰
۱۴۰۰/۰۳/۰۴

سلام خسته نباشید کتاب خیلی خیلی خیلی خوبیه و من واقعا از خوندنش لذت بردم

baran
۱۴۰۰/۰۳/۰۴

good👌

مرینت
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

فقط جی تونم بگم عالییییییییییییییییییییییی

حسین نجفی
۱۳۹۹/۱۱/۱۳

خیلی کتاب خوبی هست من این کتاب را در طاقچه مطالعه نکردم ولی یکی از دوست هایم این کتاب را داشت و من از او قرز گرفتم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
این‌طور که به نظر میاد، وقتی خونه، شهر و مدرسه‌تون رو عوض می‌کنین، پیداکردن تجربه‌های جدید، دیگه اون‌قدرها هم سخت نیست.
𝘙𝘖𝘡𝘈
یه سری‌ها میان تو زندگیمون، که یه سری چیزا رو بهمون یاد بِدَن. نقششون هم فقط همینه. شاید یه دوره‌ای فکر کنیم نقش دیگه‌ای دارن؛ ولی نه! کاری که از دستمون برمیاد، اینه که وقتی یادشون می‌کنیم، یاد چیزایی بیفتیم که ازشون یاد گرفتیم؛ و ممنونشون باشیم. سخت نگیرین. می‌گذره.
بنت الزهرا
البته همه‌چی به این سادگی هم نبود! (هیچ‌وقت نیست؛ دقت کردین؟!)
Cilli
دیگه اگه تو دردسر می‌افتادم، واسه‌م مهم نبود؛ مهم نبود اگه از کثیدرال بندازنم بیرون. دیگه هیچ‌کدومش واسه‌م مهم نبود. فقط یه چیز می‌خواستم... برم بیرون! لیو پرسید: «کجا داریم می‌ریم؟» «خونه.» «اگه زود بری خونه، بهت شک می‌کنن‌ها!» «نه بابا؟!» البته منظورم از خونه، خیابون کیلارنی نبود. از ایستگاه همیشگیم رد شدم و ادامه دادم. بعد، از یه ایستگاه دیگه هم رد شدم... بعد یکی دیگه... بعد یکی دیگه... و بعد هم یکی دیگه! با اینکه الان باید تو مدرسه باشم، هیش‌کی حتی نگامم نمی‌کرد. یکی از خوبی‌های شهر، همین بود. در ضمن، راه رفتن هم حس خوبی داشت. این‌طوری، وقت هم داشتم که فکر کنم... و تصمیم بگیرم که نقشه‌م باید چطوری باشه. وقتی بالاخره رسیدم خونهٔ مامان‌بزرگ، حدود همون ساعتی بود که همیشه برمی‌گشتم. خوب بود؛ نمی‌خواستم اگه اینجا موندگار شدم، خیلی توجهشونو جلب کرده باشم. چون فعلاً تا جایی‌که خودم می‌دونستم، فقط داشتم از اینجا رد می‌شدم
♬زحــ‌‌‌‌↻لღ
زندگی همیشه در جریانه. به نظرم
best for ever:) ~

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۷۵-۷۵-۴
تعداد صفحات۲۴۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۶۷۵-۷۵-۴