خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای؛ جلد اول
۱٫۴از ۵ نظر

دانلود کتاب خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای؛ جلد اول

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۱٫۴از ۵ نظر
۱٫۴از ۵ نظر
۱٫۴از ۵ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای؛ جلد اول

کتاب حاضر جلد اول از مجموعه خاطرات آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای است که در انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.

مهم‌ترین راهکاری که می‌توان از طریق آن به زوایای پنهان و ناگفتهٔ تاریخ انقلاب اسلامی پی برد، مرور خاطراتِ دست‌اندرکاران انقلاب است. گرچه با تکیه به خاطرات نمی‌توان تاریخ انقلاب اسلامی را به نگارش درآورد و ناچار از بهره‌گیری از منابع دیگری چون اسناد مکتوب و اسناد دیداری، شنیداری و منابع کتابخانه‌ای هستیم، با این حال خاطرات ویژگی‌هایی دارد که در کنار توجه به کاستی‌ها و آسیب‌های آن می‌تواند در شفاف‌تر شدن وقایع و قضایا مؤثر باشد.

اگر در اسناد مکتوب وقوع حادثه‌ای گزارش شده است، در خاطراتِ دست‌اندرکاران انقلاب زمینه‌های آن حادثه، عوامل مؤثر در شکل‌گیری آن و افراد و جریان‌های دخیل در آن روشن می‌گردد. از این‌رو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضبط و تدوین خاطرات اشخاص مؤثر در انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار داده است و کتاب حاضر در همین راستا به چاپ رسیده است.

آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای از شخصیت‌های مهم انقلاب اسلامی و از نقش‌آفرینان دوران نهضت اسلامی مردم ایران به شمار می‌رود و بی‌تردید خاطرات چنین شخصیتی در تبیین ابعاد تاریخ انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد. او ساده، صمیمی و در عین حال صریح حرف می‌زند. در گله‌مندی از انتشار برخی خاطراتی که به اعتقادش نادرست روایت شده‌اند بی‌پرده سخن می‌گوید و می‌کوشد پرده از برخی اسرار ناگشوده بردارد و تصویر درستی از حوادث و وقایع و نقش‌آفرینان انقلاب اسلامی ارائه دهد.

 وی در خاطراتش به چگونگی تشکیل گروه یازده نفره‌ مصلحین حوزه‌ علمیه‌ قم و همچنین مبارزات حقوقی جمعیت حقوقدانان ایران در دوره‌ پهلوی می‌پردازد و به تلاش‌های خود برای تعدیل دادگاه‌های انقلاب به قانون و عدالت اسلامی اشاراتی دارد.

 خواندن کتاب خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای؛ جلد اول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به خاطرات و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب  خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای؛ جلد اول

همان طور که گفتم پس از دریافت لیسانس حقوق چند تن از دوستان از جمله آقای بهشتی پیشنهاد کردند به منظور داشتن یک سنگر جدید مبارزاتی وارد وکالت دعاوی شوم. آن ایام گروه کوچکی بودیم که برخلاف الان، که فرسنگ‌ها فاصله بین ما هست، اغلب همدیگر را می‌دیدیم و با هم بودیم. البته آقای بهشتی ارتباط و همکاری جداگانه‌ای هم با افراد دیگر داشت.

پس از مشورت با این دوستان و به پیشنهاد آنان به‌ویژه آقای بهشتی، که می‌گفت بین ما باید یک نفر در کار وکالت باشد، کار وکالت را آغاز کردم و یک پروانهٔ وکالت گرفتم. دوستان هم تأیید کردند و خیل فقرا و ندارها را به من معرفی می‌کردند که حتی گاهی هزینه‌های آنها را هم از خودم می‌دادم و خدا را برای این توفیق شکر می‌کردم.

یکی از کارهای دیگری که آن ایام داشتم، انجام وکالت‌های معاضدتی و تسخیری بود. این کار ثواب داشت و کانون وکلا معمولاً واسطهٔ این کار بود. اوایل کار هنوز رسماً به مبارزات سیاسی نرسیده بودیم، اما من به سبب ثوابش در بسیاری پرونده‌ها مجانی دفاع می‌کردم. خیلی وقت‌ها این وکالت‌ها به روشن‌شدن برائت اشخاص به ظاهر مجرم منتهی می‌شد و به سبب این روشنگری گاهی دادگاه‌ها از من تشکر می‌کردند.

کار وکالت من برای بعضی‌ها که با اوضاع آشنا نبودند جای سؤال داشت. این کار برای یک روحانی که شأن او امامت و منبر و تدریس حوزوی است، نوعی ماجراجویی شمرده می‌شد ولی گویی برای من جریانی قهری و مقدر بود تا این سرنوشت رقم بخورد. ما در عین حال که اختیار و اراده داریم و دانسته در بستر رودخانهٔ زندگی شنا می‌کنیم و در شنای ما آزادی‌ها و اختیاراتی هست، ولی جریان عمومی رودخانهٔ زندگی هم کار خودش را می‌کند. این دو با هم و به روی هم سرنوشت را رقم می‌زنند، نوعی قهر و قسر هم هست، به قول معروف «بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدا».

کار وکالت دعاوی گرچه توقعات اصلی مرا برآورده نمی‌کرد، اما سبب شد چند اتفاق مهم روی دهد: اول آنکه، یک روحانی در کسوت و شغل وکالت پایهٔ یک برای اولین بار وارد دادگستری شده بود و در دادگاه‌ها به دفاع از مظلوم و متهم سیاسی می‌پرداخت و حرف خودش را علیه رژیم می‌زد و همه تماشا می‌کردند و دیگر آنکه، این کار جوّ خوبی در دادگستری نسبت به روحانیت ایجاد کرده بود. من خودم روی این موضوع تعصب زیادی داشتم. هر جا می‌رفتم سعی‌ام این بود که برای لباس روحانیت یک اعتباری ایجاد شود، البته موفق هم می‌شدم. در دادگستری شرایط به گونه‌ای شده بود که برخی از قضات بدون آنکه مرا از نزدیک دیده باشند دربارهٔ من حسن ظن داشتند و بعدها به من می‌گفتند ما تو را ندیده بودیم اما تعریف تو را خیلی شنیده بودیم.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۴ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۷/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۱۹-۶۳۰-۰
تعداد صفحات۵۴صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۷/۱۶
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۱۹-۶۳۰-۰