معرفی و دانلود کتاب رعنا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رعناsubscriptionAvailable

کتاب رعنا

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۸۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
مژگان شیخی
انتشارات: 
عهد مانا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رعنا

رعنا رمانی اجتماعی و عاطفی نوشته مژگان شیخی درباره زندگی دختری است که همراه با ناملایمات و سختی‌ها رشد می‌کند.

درباره کتاب رعنا

 رعنا دختری است که در کودکی پدرو مادرش از هم جدا شده‌اند. او در خانه پدر و نامادری خود بزرگ می‌شود و مشکلات زیادی را پشت سر می‌گذارد. رعنا سرانجام با پسری آشنا می‌شود و ازدواج می‌کند و وارد ماجراهای تازه‌ای می‌شود. داستان، از دهه چهل در شیراز شروع می‌شود و تا پس از جنگ تحمیلی ادامه می یابد. رعنا سعی می‌کند در میان همه آشفتگی‌ها راهش را پیدا کند و سختی‌ها را پشت سر بگذارد.

 خواندن کتاب رعنا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه دوست‌داران داستان های اجتماعی فارسی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب رعنا

مادرم که حامله بود، پسری به دنیا آورد. من و مادربزرگم هر روز صبح می‌رفتیم و به مادرم سر می‌زدیم. عصر هم برمی‌گشتیم خانه. ده روزی کارمان این بود. برادر کوچولویم خیلی بانمک بود و می‌گفتند به مادرم رفته و خوشگل است. خدا را شکر می‌کردم که به آقااسماعیل نرفته است. آقااسماعیل هم با به دنیا آمدن پسرش خیلی خوش‌اخلاق شده بود.

یک روز مادرم به من گفت: «امشب تو و مادرجون باید برین منزل پدرت. از مکه اومده و تو باید به دیدنش بری.»

گفتم: «نه. من نمی‌رم. حتماً می‌خواهید منو به اون بدین.»

مادربزرگم بلافاصله گفت: «نه، رعناجان. من بهت قول می‌دم، ولی الآن تقریباً دو ساله که باباتو ندیدی. باید ببینیش. اون که نمی‌آد پیشت. تو برو.»

گفتم: «نه، نمی‌رم.»

مادر و مادربزرگم آن‌قدر قول دادند و قسم خوردند تا راضی شدم. آن شب مادربزرگم دستم را گرفت و باهم به طرف خانهٔ پدرم به راه افتادیم. بهترین لباسم را پوشیده بودم. خیلی می‌ترسیدم و نمی‌دانستم چطور باید با پدر و خانواده‌اش روبه‌رو شوم. از دور معلوم بود جمعیت زیادی آنجا هستند. جلوتر رفتیم. از بس گوسفند کشته بودند، خیابان و جلوی در پر از خون بود. همه‌جا را، حتی کوچه و خیابان را چراغانی کرده بودند. داخل حیاط شدیم. گوشهٔ حیاط به اندازهٔ یک گله، گوسفند ذبح شده افتاده بود. وسط حیاط پدرم که بیشتر شبیه یک باغ بود، حوض خیلی بزرگی بود. دور حوض هم میزهای زیادی چیده بودند که همه پر از میوه و شیرینی بود. اتاق‌ها از جمعیت موج می‌زد. در چندتا از اتاق‌ها خانم‌ها بودند و چند تای دیگر آقایان. گوشه و کنار، صندوق‌های میوه و جعبه‌های شیرینی به چشم می‌خورد. دیگ‌های بزرگ برنج روی آتش بود. تا به‌حال آن‌قدر جمعیت و در عین حال فراوانی غذا و میوه ندیده بودم. در همین موقع پدرم را دیدم که به طرف من می‌آید. خیلی خوشحال بود؛ نه از دیدن من، به خاطر اینکه به مکه رفته بود و حالا هم برو بیایی داشت. با مادربزرگم سلام و احوال‌پرسی کرد. دستی به سرم کشید و گفت: «بزرگ شدی دختر. برو پیش برادر و خواهرهات.»

خیلی خجالت می‌کشیدم، ولی پدرم دستم را گرفت و به همراه مادربزرگم پیش زن بزرگش رفتیم. زن دیگرش هم در کنار او نشسته بود. زن پدرم هم مرا بوسید و کنارش نشاند. آن شب سفرهٔ خیلی مفصلی چیدند. دیس‌ها پر از برنج‌های رنگین، مرغ و گوشت و خلاصه هرچه که می‌خواستیم، بود. فهمیدم تا چند روز دیگر همچنان ناهار و شام می‌دهند و این مهمانی حالاحالاها ادامه دارد. بعد از شام مهمان‌ها کم‌کم پراکنده شدند. زن بزرگ پدرم به سراغ سوغاتی‌ها رفت و مشغول تقسیم کردنشان شد؛ فرش‌ها، پارچه‌های ابریشمی، مخمل وچیزهای جورواجور دیگر. خیلی از چیزهایی که پدرم آورده بود را او برای جهیزیه دخترش کنار گذاشت، در صورتی که دخترش فقط سه سال از من بزرگ‌تر بود. سوغاتی‌های برادرها و زن دوم پدرم، همه مشخص بود. هیچ‌کس را پدرم فراموش نکرده بود، غیر از من. تنها کسی که از قلم افتاده بود، من بودم. زن پدرم وقتی این وضع را دید، با ناراحتی گفت: «اِ... مثل اینکه حاجی تو رو یادش رفته.»

کاش فقط آن یک بار بود. پدرم همیشه مرا یادش می‌رفت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رعنا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرعنا
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمژگان شیخی
انتشاراتعهد مانا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۶/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۹.۱۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۸۲۱۰۶۸
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نَعنا🌿
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۷

رعنا داستان یک قهرمان زندگیست، داستان تربیت های نادرست و نابود کردن روح کودکان معصوم و بی احترامی به گوهر انسانیت در چرخه بعضی عرف ها و آداب و رسوم غلط. داستان این کتاب، اندوهناک و قابل تامله ولی این اندوه...بیشتر

۰
zoha
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

داستان زیبا و دوست داشتنی دفاعی بر علیه بدی های و زشتی ها ی بیشتر اخلاقی توسط یک فرد که تمام صبرش رو به کار می بره. دوستان، داستانی داره که گرچه ممکنه ناراحتی ها و مشکلات رو به وضوح...بیشتر

۰
نورا:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۳

داستانی زیبا و ناراحت کننده در عین حال بسیار آموزنده کتاب قلمی بسیار روان داشت رعنا داستان دختری است که از کودکی با مشکلات و سخت های زیادی مواجه است، که سعی می کند با مشکلاتش بجنگد.... با اینکه نویسنده کتاب رو طوری نوشته که سختی های...بیشتر

۰
مـاهـوࢪ حـبیبـی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۳

قلم کتاب فوق العاده جذاب بود،و اصلا خسته کننده نبود! چرا چونکه رنج های یک دختررا به اشتراک میگزاشت و شما وقتی کتاب رو میخونید کنجکاو میشید ادامه اش چی میشه چه اتفاقی میفته؟! در یک کلام،عالی بود لذت بردم:)

۰
elnaz
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۷

سلام من تازه این اولین کتابی بود من خوندم خیلی حس های رعنا رو درک کردم واقعا خیلی خوب بود و معمولا من سر هیچ کتاب و فیلمی گریه نکردم ولی سر این کتاب من واقعا گریه کردم و مرسی...بیشتر

۱
khorshed
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۷

سلام این کتاب بسیارراحت بامخاطب صحبت میکردانگارکارکتراصلی صبح به منزل شماآمده وداره باشماحرف میزنه من این کتابویک روزه خوندم

۲
janan
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

عالی بود حتما بخونید

۱
melika12011
۱۴۰۲/۰۸/۱۰

صفحه ۲۹هستم و از شدت گریه کتاب کنار گزاشتم چند دقیقه ای ،،من هیچ وقت با کتابی گریه نکرده بودم،،ولی این کتاب همین اول منو کشید تو خودش ،،انتظار رعنا برای مادرش،،امیدوارم هیچ کودکی درک نکنه روزها و ماه ها...بیشتر

۰
kosar_jooooon
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

بی نظیر ترین کتابه و درباره عقاید کورکورانه قدیمی ها و خراب شدن زندگی بقیه فقط به خاطر خودخواهی رو کامل نشون داده بود ...صبر در مواقع سخت زندگی و توکل و کمک خدا...حتماااا بخونید حتما

۱
عاطفه دربانی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۳

کتاب بسیار عالی است و به زبان ساده نوشته شده داستانی دخترانه و بسیار جذاب دارد.درباره سختی های زندگی یک دختر از کودکی تا جوانی است.

۰
shirin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۶

من دوبار این کتاب رو خوندم حس مشترکی که بین من و رعنا بود باعث شد که دفعه اول به شدت مرگ‌ گریه کنم زندگی رعنا تا زمان ازدواجش انگار زندگی من بود ! وای که چقدر این کتاب روان و...بیشتر

۰
محمدابراهیم همت
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۶

آغازی دردناک وپایانی دردناک تر! صبر واژه ای بامسمی وگره گشای زندگیست اما وقتی به زیبایی خود میرسه که به پایانی خوش ودلنشین ختم بشه.... و این کتاب، اون چیزی نبود که من از صبر شنیدم، از روز های سفیدی...بیشتر

۰
کاربر ۵۸۶۱۷۷۶c
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۱

بهترین کتابی که تا به حال خوندم رعنا بود و تنها چیزی که درک نکردم این بود که آیا مادری مثل مادر رعنا یافت میشه؟

۰
کاربر ۵۱۵۹۱۴۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۵

به شدت پیشنهاد میکنم حتماااااا بخونید

۰
سپیده
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۲

هر کس تو زندگیش خیلی بدبختی بکشه و با صبوری تحمل کنه قهرمانه؟ من روی نظرات حساب کرده بودم که این کتابو خوندم ولی الان راضی نیستم. داستان روونه و من یک روزه خوندمش. در مورد دختری به نام رعناست که...بیشتر

۲

بریده‌هایی از کتاب

نَعنا🌿
۳۹
همیشه در جمع بودم و تنها
نَعنا🌿
۲۸
خیلی دلم می‌خواست یک بار دیگر داخل آن خانه شوم. در همان اتاقی که من و مادربزرگم باهم می‌نشستیم، حرف می‌زدیم و غذا می‌خوردیم، بنشینم. هر گوشهٔ آن خانه برایم خاطره بود، ولی حالا دیگرمتعلق به کسی دیگر بود.
وردة الحمراء
۳
«می‌دونم، تو کتاب‌ها خوندم که همه‌چیز رو به زمان واگذار کنین. به کمک زمان هر تیغ تیزی، کند می‌شه و از این حرف‌ها. آره، همهٔ اینها درسته. ولی تا زمان بگذره چی کار کنم؟
F.Bagheri
۱
فکر کردم آدم‌ها در شرایط خاص چه کارهایی ممکن است بکنند؛ کارهایی که خودشان هم بعدها باورشان نمی‌شود.
rainy day
۱
هرچقدر او به من کم‌محبت بود، من دوستش داشتم. دلم واقعاً برایش تنگ شده بود. به او نیاز داشتم؛ درست برعکس او.
rainy day
۱
آدم بعضی وقت‌ها چیزهایی از خودش می‌بینه که برای خودشم عجیبه.»
rainy day
۰
نمی‌توانستم محبتش را از دلم بیرون کنم.
کاربر ۲۳۱۱۲۶۰
۰
همه‌چیز رو به راه بود که ناگهان سرنوشت مسیر دیگری را برایم رقم زد.
کاربر ۹۴۲۵۱۶۱
۰
چرا باید زمانی که پدرم با صندوق‌های بزرگ میوه به منزل می‌رود، من در حسرت یک سیب یا خیار باشم.