معرفی و دانلود کتاب طعم گس زندگی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب طعم گس زندگیsubscriptionAvailable

کتاب طعم گس زندگی

مجموعه داستان

نوع کتاب
۲.۶(از ۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
حمیدرضا منایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب طعم گس زندگی

کتاب طعم گس زندگی مجموعه داستان‌های حمیدرضا منائی است. موضوع داستان‌های کتاب طعم گس زندگی، بن‌مایه‌های فکری و روانی انسان امروزی و مشکلات او است. 

درباره‌ی کتاب طعم گس زندگی

حمیدرضا منایی در کتاب طعم گس زندگی، نگاهی به زندگی انسان‌های امروزی انداخته است. مشکلاتشان را، نوع نگاهشان به زندگی و روش مقابله‌شان را با دقت دیده و بر همین اساس، داستان‌هایی آفریده است. او به زندگی انسان‌ها نگاه کرده است و مانند یک دوربین تمام آنچه در زندگی‌هایشان رخ می‌دهد را بررسی کرده است. داستان‌های کتاب طعم گس زندگی درباره‌ی زندگی و احساسات مشترکی است که همه‌ی ما آن را تجربه می‌کنیم. 

کتاب طعم گس زندگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

دوست‌داران و طرفداران داستان کوتاه از خواندن کتاب طعم گس زندگی لذت می‌برند.

بخشی از کتاب طعم گس زندگی

فکرش را بکن. توی این گیر و دار سیگار را هم باید ترک کنم. دکتر افتخاری می‌گوید هرچه زودتر باید اقدام کنم. قند به کلیه‌ها و قلبم زده است. می‌گوید این تار شدن گاه و بی‌گاه چشمم در اثر تخریب اعصاب بینایی‌ام است. می‌گوید جزو معدود افرادی هستم که بیماری‌ام هیچ نشانی نداشت. راست می‌گوید. قند بیش‌تر وقت‌ها با علائم ظاهری بروز می‌کند. مثل زخم روی دست و پا. ولی من هیچ زخمی روی بدنم نداشتم، حتی یکی. سرِ فرصت از تو زده همه را داغون کرده. یک نخ سیگار که می‌کشم انگار تمام بدنم را توی آبِ یخ فرو کرده‌اند. لرز می‌کنم ولی مثل باران عرق می‌ریزم. هفته پیش آخرین روزی که رفتم شرکت برای چندمین‌بار در طول هفته حالم برگشت. هم‌کارها فکر می‌کردند که معتادم. نیش و کنایه می‌زدند. آخر وقت رئیس مرا خواست. مسأله را برایش توضیح دادم. به گودافتادگی پای چشم‌هایم اشاره کرد. مرتیکه ادای صداقت و رفاقت را درمی‌آورد. دل‌سوزی می‌کرد. کم مانده بود گریه بیفتد. دلم می‌خواست بزنم دک و پوزش را خرد کنم. آخر هم که من خوب حرف‌هایم را زدم یک مرخصی شش ماهه برایم نوشت. بی‌حقوق. با امید به شروع مجدد هم‌کاری. وعدهٔ سرِ خرمن. محترمانه‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل اخراج. پرستو هنوز نمی‌داند. فرصت نشد بگویم یا دقیق‌تر، نمی‌توانم با او رو راست باشم. می‌بینم که دور از من و مسائل من اندک فرصتی برای خوشحالی دارد. نمی‌خواهم سنگی سرِ راهش بیندازم. حوصله‌اش را هم ندارم. بریده‌ام. یک‌بار به او گفتم هیچ پرستویی منتظر پاییز و زمستان نمی‌ماند. سربسته گفتم رها کن و برو. گفت انتظارش از روی میل و انتخاب نیست. پروبالش قدرت کوچ ندارد و جا مانده.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب طعم گس زندگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:طعم گس زندگی
عنوان دیگر:مجموعه داستان
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:حمیدرضا منایی
انتشارات:انتشارات نیستان هنر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۵/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۹۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۲۰۸-۰۰۴-۴
تعداد صفحه‌ها:۱۰۹ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۵۲۵ تومان
برچسب:مجموعه داستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مروارید ابراهیمیان
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۳

با اینکه برج سکوت رو خوندم از ایشون و خیلی دوست داشتم ولی از این کتاب خوشم نیومد. خیلی تلخ و غیر روان و گنگ بود همش تلخی و ناملایمات بود. اگر طعم گس زندگی باشه باید یه ذره غیر...بیشتر

۰
keyvan eskandari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۸

یک کتابِ شدیدا اتمسفریک...!

۰
dante
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۶

فوق العاده

۰

بریده‌هایی از کتاب

نیکام
۱۴
ترسم آن‌قدر که از ناتمام مردن است از مرگ نیست. از این می‌ترسم که بدهکار به زندگی باشم و زندگی هم بدهکار به من.
keyvan eskandari
۶
اما من تجربه‌اش کردم؛ با حرف‌هایی که فقط گفته می‌شدند تا سرپوشی باشند برای حرف‌های اصلی و ناگفتنی...
مروارید ابراهیمیان
۴
وقتی تجربهٔ زیستی انسان از حدی بالاتر رفت به همان نسبت از توقع ارتباطش با دیگران کم می‌شود.
نیکام
۲
هر روز خسته و بی‌حوصله جنازه‌ات را بر روی پاها تشییع می‌کنی، از این گوشه به آن گوشه... روی نیمکتی در گوشهٔ یک پارک وامی‌روی. سیگاری آتش می‌زنی... دفتر یادداشت را با کاغذهای سفید بی‌خط، از جیب داخل کاپشن درمی‌آوری؛ باید قلمی میانش باشد... که هست. می‌نویسی؛ باید از جایی شروع کرد. از هر کجا باشد و هر کلمه‌ای که شد... شاید کلمات شیرازهٔ این ذهن از هم پاشیده را سر و سامانی دهند...
فاطمه حاتمی
۱
عادت، مثل آفتی به جان تار و پود فرسوده‌ات افتاده و روزمرگی امانت را بریده است... چاره‌ای نیست اما... قصهٔ آدمی و عادت، قصهٔ مستسقی و آب است، قصهٔ تناقضی ابدی... مثل این‌که عادت شدن هر کس و هر چیز، پذیرش و انجام آن را آسان می‌کند و زندگی را پیش می‌برد. شاید اگر عادت نبود، در دورهٔ تکامل وقتی گوریل‌وار این‌سو و آن‌سو می‌پریدی، لابه‌لای موجوداتی عریض و طویل‌تر از خود گم شده بودی و حالا سنگواره‌ات به عنوان موجودی ناشناخته، توسط موجودی دیگر که پی به راز عادت و بقا برده بود، کشف می‌شد.
slhparvin
۰
می‌گفت کشف حقیقت کشف زشتی است برای همین باید دروغ بگوییم که زشتی حقیقت را زیبا نشان دهیم.
slhparvin
۰
نمی‌دانم چه اتفاقی در بعضی از ما می‌افتد که ناگهان در درون‌مان چیزی فرو می‌ریزد. ویران می‌شود. آن وقت دیگر هیچ چیز برای ما فرقی نمی‌کند. و این آسان نیست که آدم در یک لحظه که حتی نمی‌داند کی بوده است، همهٔ آن‌چه را برای زندگی و زنده ماندن به آن چنگ می‌زده از دست بدهد
slhparvin
۰
سرراست برایت بگویم: می‌ترسم، بهت زده‌ام. از آن بدتر دچار یک دوگانگی عجیب و عمیق شده‌ام که آزارم می‌دهد. از هر چیزی حالم به‌هم می‌خورد و در عین حال دوستش دارم. انگار که کسی شیرینی و تلخی را یک‌جا و با هم بچشد. دکتر افتخاری می‌گوید این طعم گس زندگی است. زیرِ دندان هست. آدم می‌ماند که دوستش دارد یا از آن گریزان است
فاطمه حاتمی
۰
مثل زخم قدیمی سالک روی پیشانی یا گونه که زشت است ولی بعد از مدتی به دیدنش توی آینه عادت می‌کنیم. من زخم سالک او هستم و او زخم سالک من