
کتاب طعم گس زندگی
مجموعه داستان
پدیدآورندگان:
حمیدرضا مناییانتشارات:
انتشارات نیستان هنر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
نیکام
۱۴
ترسم آنقدر که از ناتمام مردن است از مرگ نیست. از این میترسم که بدهکار به زندگی باشم و زندگی هم بدهکار به من.
keyvan eskandari
۶
اما من تجربهاش کردم؛ با حرفهایی که فقط گفته میشدند تا سرپوشی باشند برای حرفهای اصلی و ناگفتنی...
مروارید ابراهیمیان
۴
وقتی تجربهٔ زیستی انسان از حدی بالاتر رفت به همان نسبت از توقع ارتباطش با دیگران کم میشود.
نیکام
۲
هر روز خسته و بیحوصله جنازهات را بر روی پاها تشییع میکنی، از این گوشه به آن گوشه... روی نیمکتی در گوشهٔ یک پارک وامیروی. سیگاری آتش میزنی... دفتر یادداشت را با کاغذهای سفید بیخط، از جیب داخل کاپشن درمیآوری؛ باید قلمی میانش باشد... که هست. مینویسی؛ باید از جایی شروع کرد. از هر کجا باشد و هر کلمهای که شد... شاید کلمات شیرازهٔ این ذهن از هم پاشیده را سر و سامانی دهند...
فاطمه حاتمی
۱
عادت، مثل آفتی به جان تار و پود فرسودهات افتاده و روزمرگی امانت را بریده است...
چارهای نیست اما... قصهٔ آدمی و عادت، قصهٔ مستسقی و آب است، قصهٔ تناقضی ابدی... مثل اینکه عادت شدن هر کس و هر چیز، پذیرش و انجام آن را آسان میکند و زندگی را پیش میبرد. شاید اگر عادت نبود، در دورهٔ تکامل وقتی گوریلوار اینسو و آنسو میپریدی، لابهلای موجوداتی عریض و طویلتر از خود گم شده بودی و حالا سنگوارهات به عنوان موجودی ناشناخته، توسط موجودی دیگر که پی به راز عادت و بقا برده بود، کشف میشد.
slhparvin
۰
میگفت کشف حقیقت کشف زشتی است برای همین باید دروغ بگوییم که زشتی حقیقت را زیبا نشان دهیم.
slhparvin
۰
نمیدانم چه اتفاقی در بعضی از ما میافتد که ناگهان در درونمان چیزی فرو میریزد. ویران میشود. آن وقت دیگر هیچ چیز برای ما فرقی نمیکند. و این آسان نیست که آدم در یک لحظه که حتی نمیداند کی بوده است، همهٔ آنچه را برای زندگی و زنده ماندن به آن چنگ میزده از دست بدهد
slhparvin
۰
سرراست برایت بگویم: میترسم، بهت زدهام. از آن بدتر دچار یک دوگانگی عجیب و عمیق شدهام که آزارم میدهد. از هر چیزی حالم بههم میخورد و در عین حال دوستش دارم. انگار که کسی شیرینی و تلخی را یکجا و با هم بچشد. دکتر افتخاری میگوید این طعم گس زندگی است. زیرِ دندان هست. آدم میماند که دوستش دارد یا از آن گریزان است
فاطمه حاتمی
۰
مثل زخم قدیمی سالک روی پیشانی یا گونه که زشت است ولی بعد از مدتی به دیدنش توی آینه عادت میکنیم. من زخم سالک او هستم و او زخم سالک من