با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حدیث نور؛ خاطراتی آموزنده از زندگانی امام خمینی(ره)

دانلود کتاب حدیث نور؛ خاطراتی آموزنده از زندگانی امام خمینی(ره)

۴٫۳ از ۶ نظر
۴٫۳ از ۶ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب حدیث نور؛ خاطراتی آموزنده از زندگانی امام خمینی(ره)

ابراهیم رستمی(۱۳۵۹-) پژوهشگر دینی است.

در بخشی از این کتاب آمده است:

« آنچه پیش رو دارید نگاهی کوتاه به زندگانی پر از درس و اندرز حضرت آیت الله العظمی امام خمینی قدس‌سره است. نکات ریزی که در این مجموعه به چشم می‌خورد، درس‌های بزرگی است که در اختیار من و شما قرار گرفته است.

پند و عبرت از گفتار و کردار بزرگان دین، که برخاسته از پنداری درست و دقیق است همواره مورد توجه همه کمال‌خواهان بوده است؛ به ویژه اگر مقتدای آدمی، انسانی شگرف و الاهی باشد به گونه‌ای که تمام رهبران بزرگ جهان نزد وی، کوچکی بیش نبودند...»

در یکی از خاطرات این کتاب به نام «هر وقت می‌خواهی بیا» آمده:

«امام جواب نامه کودکان را هم با خط خودشان می‌دادند. به عنوان نمونه کودکی به امام نوشته بود که شما را بسیار دوست دارم و خیلی علاقه دارم که شما را ببینم.

امام در جواب او نوشتند: فرزندم! نامه‌ات را خواندم، هر زمانی که می‌خواهی بیا و با من ملاقات کن.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۵)
روزی من در نوفل لوشاتو به علّت ارزانی دو کیلو پرتقال خریدم و چون هوا خنک بود فکر کردم تا سه ـ چهار روز پرتقال خواهیم داشت. امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: «این همه پرتقال برای چیست؟» من برای این که کار خودم را توجیه کنم عرض کردم: پرتقال ارزان بود برای چند روز این قدر خریدم. ایشان فرمودند: شما مرتکب دو گناه شدید. یک گناه برای اینکه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر اینکه شاید امروز در نوفل لوشاتو کسانی باشند که تا به حال به علّت گران بودن پرتقال نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن می‌توانستند تهیه کنند، در حالی که شما این مقدار پرتقال را برای سه ـ چهار روز خریده‌اید، ببرید مقداری از آن را پس بدهید. گفتم: پس دادن آن‌ها ممکن نیست. فرمودند: باید راهی پیدا کرد. عرض کردم: چه کاری می‌توانم بکنم؟! فرمودند: پرتقال‌ها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده‌اند شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد.
آسمان
وقتی شیخ انصاری از دنیا رفت هفت تومان بیشتر دارایی نداشت. به دنیا نپردازید
سحر
برایش غیر منتظره بود رهبر جامعه اسلامی که تمام دنیا را با یک پیامش می‌لرزاند چنین منزل محقّری داشته باشد و از آنجا بتواند این چنین بر جامعه اسلامی حکمرانی کند
|قافیه باران|
بارها امام به من گفته‌اند که کارهای عادی‌ات را هم قصد قربت کن تا پاداش داشته باشی.
|قافیه باران|
امام رحمه‌الله توجّه و عنایت خاصی به زیارت جامعه کبیره داشتند و قرائت این زیارت را مورد تأکید قرار می‌دادند.
|قافیه باران|
کارکنان منزل امام در نجف اشرف از حرکت و سکون و خواب و بیداری و نشست و برخاست ایشان در می‌یافتند که چه ساعتی از شبانه روز است.
|قافیه باران|
امام تا آخر عمرشان هرگز به خانم نگفتند: یک لیوان آب به من بده؛ امّا خودشان مکررا این کار را برای خانم انجام می‌دادند
|قافیه باران|
یکی از مسائلی که حضرت امام روزهای آخر به من توصیه می‌کردند، خواندن دعای عهد است که در آخر کتاب مفاتیح آمده است. می‌گفتند: «صبح‌ها سعی کن این دعا را بخوانی؛ چون در سرنوشت دخالت دارد» . چیزی که به خانواده می‌گفتند تا اول از همه به آن عمل کنند انجام واجبات و دوری از محرّمات بود
سحر
در تمام مدّتی که در خدمت امام بودم به لحاظ اینکه همواره در گفتن سلام سبقت می‌جستند، نتوانستم یکبار در گفتن سلام بر ایشان سبقت بجویم.
|قافیه باران|
وقتی امام تصمیم می‌گرفت، در برابر اراده و تصمیم ایشان نمی‌شد هیچ کاری انجام داد. امام در این‌باره می‌فرمود: عاطفه نباید بر دین مقدّم شود، اگر شد انسان بدبخت می‌شود.
|قافیه باران|

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۲۳۲-۹۰-۶
دسته بندی
تعداد صفحات۱۰۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۲۳۲-۹۰-۶