
کتاب گلشن یاران: خاطراتی از شهدای هشت سال دفاع مقدس
۵٫۰
(۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب گلشن یاران: خاطراتی از شهدای هشت سال دفاع مقدس
ابراهیم رستمی، پژوهشگر است.
در یکی از خاطرات کتاب میخوانیم:
«در اواخر اسفند سال ۶۳ در جزیره لارک مسؤول قبضه توپخانه بودم. شبی از فرط خستگی خواب رفتم و در خواب دیدم که در روستای خودمان هستم.
گروه موزیک ارتش جلو بود، و پشت سر آنان جمعیت بسیاری در حال حرکت بود.
تابوتی حمل میشد، که وسط حلقه گل آن عکس برادر و پسر عمّهام قرار داشت.
از خواب پریدم وضو گرفتم، دو رکعت نماز خواندم ولی دیگر خوابم نبرد، بعد از صبحانه مقداری نان، به عنوان صدقه برای پرندگان ریختم. ساعتی گذشت برای فرمانده مقرّ نامهای نوشتم، و اشاره کردم مدّت پنجاه روز است به مرخصی نرفتم، دیشب خوابی دیدهام، و اکنون سخت آشفته و پریشان هستم ایشان چند روز به من مرخصی دادند. به روستا که رسیدم، چنانکه رسم عید و سال تحویل است مادر در حال پختن نان عید بود.
ظهر تلویزیون از پیشرَوی رزمندگان در جبهههای جنگ خبر داد. دو روز بعد از طرف سپاه خبر شهادت دو شهید را به خانواده ما دادند.
مراسم برگزار شد، و روی تابوت علاوه بر پرچم جمهوری اسلامی دو عکس بود، که یکی از آنها عکس برادرم شهید علی اکبر بود، که در عملیات بدر مفقود شده بود و دیگری عکس صاحب تابوت یعنی پسر عمهام بود که در آن عملیات شهید شده بود. تمام این تصاویر همانگونه بود که آن شب در جزیره لارک در خواب دیده بودم».
یاس در قفس (داستان زندگی و شهادت غریبانه محمدجواد تندگویان)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جواد کامور بخشایش
دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصهی فرماندهان ۲۲)سارا عرفانی
بر فراز آسمانگروه نویسندگان
نبرد کرخهکور: تاریخنامه دفاع مقدس استان کرمان در حماسه ثارالله: مهر ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰عباس میرزایی
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزادشده ایرانی شریف صابریمحسن سنچولی پردل
عباس دست طلا: داستانی از زندگی حاج عباسعلی باقریمحبوبه معراجیپور
حسن ژیپادمیرعمادالدین فیاضی
بامرامگروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
چه کسی ماشه را خواهد کشید؟؛ بر اساس زندگی شهید غلامعلی پیچک (قصهی فرماندهان: جلد دوازده)رحیم مخدومی
آزادترین مرد جهانراشد جعفر پور کلوری
شیر کوهستانگروه نویسندگان
احمدگروه نویسندگان
پروانه در چراغانی؛ بر اساس زندگی شهید حسین خرازی (قصهی فرماندهان ۵)مرجان فولادوند
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچیعبدالعظیم الشکرچی
مهاجر مهربانمحسن مطلق

نظرات کاربران
دیدن مرگ عزیران چند روز قبل از مرگشان ، دقیقا با جزییاتش برای من اتفاق افتاد ، به همین خاطر خاطرات را باور می کنم
ای شهیدان خدایی