«از دجله تا گنگ» یادداشتهای سفر علامه سیدهبهالدین شهرستانی به هندوستان است.
«از دجله تا گنگ» سفرنامهای بهشدت هویتساز است و روح و شخصیت و طعم سفر دارد.
فراز و فرود و سفر با جامعهشناسی لایههای مردم هندوستان و کربلا و مسیر این سفر بهشدت خواندنی است.
شرح بتپرستی مردم هند و انواع بتها و نامهایشان و شیوههای بتپرستی آنها بدون پیشداوری نویسنده، نشانِ صداقت یک مسلمان صاحبمنبر و باتقواست.
کتاب ستیزهجو نیست؛ بلکه آگاهی میدهد و همذاتپنداری بهوجود میآورد.
کتاب تأویلگرا نیست. تشریح ندارد؛ اما موشکاف است. رفرنسی بدیع دارد. زبان بیتکلف و صمیمانه ما را به یک افق جدید از سفرنامهنویسی میرساند.
بحر و خشکی چنان با کلمه اندازه شده تا تفاوت بتپرست و خداپرست را دریابیم. توضیح ندارد؛ اما مکاشفه دارد.
کلمه بار معانی را دقیق اندازه میگیرد. سفرنامهای بدیع با ایجازی که خاص بزرگان است؛ نه اینکه مثل برخی خود بگوید و مدام طریق سفر را قطع کند و خود را به رخ مخاطب و نقد بکشد.
کتاب سرشار از روح عشق است. کلمات نجیب و چیدمان روایت، خوشخوانیِ بسیار دارد. رماننویسی و درام ما بهشدت از کشف در سفرنامهها رنج میبرد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب از دجله تا گنگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
فراهانی نامی بود كه از طلبههای زمان حاج شيخ عبدالكريم حائری در قم بود و بعدها از طلبگی رفت و به سان بسياری محضردار شد و اين شعر را هم سرود: «بگو به شيخ كه اوراق فقه بر باد است / بخوان كليله كه دوران ثبت اسناد است».
مهدی
۰
ساختمانهای محمره اما بیروح و از توسعه بهدور است و بیشتر به قبرستان میماند. درختان نیز چنیناند و قدرت رشد ندارند؛ زیرا باغداران هیچ توجهی به نخلستانهای خود نمیکنند؛ چرا که بر اساس قوانین شیخ خزعل، از ماندن در زمین خود ناامید هستند... در آنجا نه همهی قوانین ایران جاری است، نه همهی قوانین عثمانی و نه همهی قوانین انگلیس، قانون مستقلی هم ندارد. کما این که زبان مردم شهر هم آمیزهای از همهی اینها است، اخلاق مردم نیز چنین است. در محمّره هیچ نشانی از زیبایی دیده نمیشود و حتی یک چهرهی زیبا نیز به چشم نمیآید. هرگز اثری از بهداشت هم نیست. هوایی لطیف، اما خشک دارد و اگر از مدّ دریا خبری نباشد، آب آن گوارا است.
مهدی
۰
بر اساس ساعت غروبکوک، ساعت هفت روز جمعه ۱۱ ذوالحجه، با پرداخت دوازده روپیه، در سالن درجهی یک کشتی «فالتو» نشستیم و از محمره به سوی بوشهر راه افتادیم. سید محمد جلالی بغدادی برای من نقل کرد که در ساحل دریای عمان شهری است به اسم «دوبی» که عربهایی ساده، مخلص در راه اسلام، و ثروتمند در آن زندگی میکنند. آنها با انگلیسیها دشمناند و به دولت عثمانی گرایش دارند و پشتیبانی آن را میخواهند. فرمانداری به نام شیخ بُطّی بن سهل داشتند که در ذوالحجه سال ۱۳۳۰ درگذشت و داستانهایی در نبرد با انگلیسیها از او حکایت میشود. نام عشیرهی او «ابوفلاسه» است. در نزدیکی آنها شهری به اسم «شارجه» واقع است که وضعیتی مشابه دوبی دارد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
گزیده و جالب بود. نکته آخرش که گفته بود : عالمان مسلمان به بهانه وجوهات در احوال و مال مردم دخالت می کنند که خوشبختانه ازشان گرفته شده است....