با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کلکسیونر عطر

دانلود و خرید کتاب کلکسیونر عطر

۳٫۸ از ۹۴ نظر
۳٫۸ از ۹۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کلکسیونر عطر  نوشته  کتلین تسارو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب کلکسیونر عطر

کتاب کلکسیونر عطر نوشته کتلین تسارو و فروغ مهرزاد آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب فضایی تاریخی و جذاب است که داستان دختر جوانی است به نام گریس او تازه ازدواج کرده است و ناگهان ارثیه غیرمنتظره‌ای از یک فرد ناآشنا برایش ارسال می‌شود.

درباره کتاب کلکسیونر عطر

گریس دختر جوانی است که نظرات و تفکراتش با هیچ یک از اطرافیانش هماهنگ نیست او زن متفاوتی است که ناگهان ارثیه‌ای از یک انسان دریافت می‌کند. گریس کنجکاو می‌شود و به دنبال پیدا کردن نشانه‌ای از آن زن می‌شود و متوجه زندگی عجیب او می‌شود. این کتاب نثری گیرا و جذاب دارد که خواننده را تا انتها با خودش همراه می‌کند. کتاب کلکسیونر عطر نامزد بهترین رمان تاریخی سال ۲۰۱۳ از سوی سایت گودریدز شده است. 

خواندن کتاب کلکسیونر عطر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به رمان خارجی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب کلکسیونر عطر

این مالوری بود که دستپاچه شده بود، ناتوان از اینکه به چشمانش نگاه کند. زیرلب گفته بود: " یک فندک، با صدفی رویش."

ونسا بامهربانی درون کیفش را جست‌وجو کرده و با لبخندی راحت و گشاده فندک را به دستش داده بود. " آدم، فراموش می‌کند کجا این چیزها را برمی‌دارد!"

همین.

نه چهره‌ای گناهکار داشت و نه وانمود به تعجب ‌کرد. اگر هم چیزی بود، مالوری کسی بود که از گرفتن وقت او احساس تأسف می‌کرد.

بعدازآن بود که به ذهنش خطور کرد ونسا حتی به خودش زحمت نداد بپرسد فندک متعلق به چه‌ کسی است.

او مجبور نبود.

نومیدی گریس، عصبی‌اش می‌کرد. مالوری می‌دانست که نتوانسته است کارش را خوب انجام دهد و مایۀ شرمش بود که حتی تحت‌‌تأثیر وقار و جسارت ونسا قرار گرفته بود.

صدای مالوری شکننده بود. " می‌خواستی چه بگویم؟"

گریس به بیرون پنجره نگاه کرد. " نمی‌دانم."

نسبت به مالوری بی‌انصاف بود؛ به‌هرحال، او فندک را برگردانده بود.

گریس آن را در جیب کتش گذاشت، جایی که اغلب آن را نگه می‌داشت و در دسترس بود و از پیش سبب سوراخی در آستر ابریشمی شده بود.

" می‌توانم به تو بگویم به‌طور عجیبی خجالت‌آور بود. ما در ناهار بهاری انجمن باغبانی سلطنتی بودیم." گویی جایی که بود باعث می‌شد تلاشش قهرمانانه‌تر به نظر برسد. " لطف کن و برایم سیگار روشن کن، می‌کنی؟"

گریس دو تا روشن کرد.

لحظاتی فقط سیگار کشیدند.

مالوری رادیو را روشن کرد، از یک ایستگاه رادیویی به دیگری تغییر داد و دوباره آن را خاموش کرد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۱)
گلابتون
۱۳۹۹/۰۹/۱۲

یک داستان جالب با ترجمه افتضاحی که این حس رو میداد که توسط گوگل ترنسلیت ترجمه شده! واقعا چه طور همچین ترجمه هایی چاپ می شن!

سارا
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

خیلی عالی بود،اطلاعاتی هم در مورد عطر ها کسب کردم،ونتیجه گیریم هم این بود که هیچ وقت زود قضاوت نکنیم.

miss_yalda
۱۳۹۹/۱۰/۰۵

دلنشین و آروم، مخصوصا با نکاتی که در مورد عطر و بوها گفته میشد. ترجمه هم خوب بود.

N.A
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

کتابی زیبا با ترجمه ای زشت

نگار
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

پایین تر از یک داستان معمولی زیاد برای من جالب نبود

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۱۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۰۸۷-۲
تعداد صفحات۴۴۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۱۳
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۰۸۷-۲