
کتاب کلکسیونر عطر
معرفی کتاب کلکسیونر عطر
کتاب کلکسیونر عطر نوشته کتلین تسارو و ترجمه امیر علی فتح الهی توسط انتشارات نیک فرجام منتشر شده است. این رمان با محوریت زندگی دو زن در دهههای میانی قرن بیستم، روایتی چندلایه از جستوجو، هویت، خاطره و رازهای پنهان را ارائه میدهد. داستان در دو بستر زمانی و مکانی متفاوت، یعنی پاریس و لندن، پیش میرود و شخصیتهای اصلی آن، اوا دورسی و گریس مونرو، هرکدام با گذشتهای پر از فرازونشیب و دغدغههای شخصی، بهنوعی با یکدیگر پیوند میخورند. فضای داستان، سرشار از جزئیات زندگی اجتماعی، روابط انسانی و نشانههای فرهنگی آن دوران است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کلکسیونر عطر
کتاب کلکسیونر عطر، رمانی است که با تلفیق دو روایت موازی، زندگی دو زن را در بسترهای متفاوت اجتماعی و جغرافیایی دنبال میکند. کتلین تسارو در این کتاب، با نگاهی دقیق به جزئیات زندگی روزمره و دغدغههای زنان، تصویری از جامعهی پساجنگ اروپا و آمریکا را ترسیم کرده است. داستان با معرفی اوا دورسی، زنی فرانسوی که در پاریس دههی ۱۹۵۰ با بیماری و خاطرات گذشته دستوپنجه نرم میکند، آغاز میشود و سپس به زندگی گریس مونرو، زنی جوان در لندن، میپردازد که با بحران هویت، روابط زناشویی و انتظارات اجتماعی روبهرو است.
روایتها بهتدریج به هم نزدیک میشوند و رازهایی از گذشته آشکار میشود که سرنوشت این دو زن را به هم پیوند میزند. ساختار کتاب بر پایهی جابهجاییهای زمانی و مکانی استوار است و با استفاده از جزئیات دقیق، فضای فرهنگی و اجتماعی آن دوران را بازآفرینی میکند. کتلین تسارو با پرداختن به موضوعاتی چون استقلال زنان، نقشهای اجتماعی، خاطره و میراث، اثری چندلایه و تأملبرانگیز خلق کرده است.
خلاصه داستان کلکسیونر عطر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان کلکسیونر عطر با اوا دورسی، زنی فرانسوی در پاریس ۱۹۵۴ آغاز میشود. اوا با بیماری کبدی پیشرفته و خاطرات تلخ گذشته، روزهای خود را در تنهایی و اندوه سپری میکند. او که ازسوی پزشک خود امیدی به بهبود ندارد، میان خاطرات، پشیمانیها و تصمیمات دشوار زندگیاش سرگردان است. اوا در آستانهی مرگ، تصمیم میگیرد برخی امور ناتمام را سروسامان دهد و سفری به پاریس را تجربه کند؛ سفری که برایش یادآور خاطرات و نشانههای مهمی از گذشته است.
در سوی دیگر، گریس مونرو، زنی جوان در لندن ۱۹۵۵، با بحرانهای شخصی و زناشویی دستوپنجه نرم میکند. او که در زندگی مشترک با راجر، همسرش، احساس بیگانگی و ناکامی دارد، ناگهان نامهای از یک دفتر حقوقی فرانسوی دریافت میکند که او را بهعنوان وارث اصلی وصیتنامهی زنی به نام اوا دورسی معرفی کرده است. گریس که هیچ شناختی از اوا ندارد، با تردید و کنجکاوی راهی پاریس میشود تا راز این ارثیه و ارتباطش با اوا را کشف کند.
در طول داستان، گذشتهی اوا و مسیر زندگی گریس بهتدریج آشکار میشود. گریس با ورود به پاریس و مواجهه با نشانههایی از زندگی اوا، نهتنها به رازهای خانوادگی و هویتی خود نزدیکتر میشود، بلکه فرصتی برای بازنگری در زندگی و انتخابهایش پیدا میکند. روایت با جابهجایی میان گذشته و حال، لایههای پنهان شخصیتها و پیوندهای عاطفی و معنوی میان آنها را به تصویر میکشد.
چرا باید کتاب کلکسیونر عطر را بخوانیم؟
کتاب کلکسیونر عطر با روایت دوگانه و شخصیتپردازی دقیق، تجربهای متفاوت از خواندن یک رمان تاریخی و اجتماعی را رقم میزند. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون هویت، خاطره، نقش زنان در جامعه و جستوجوی معنا در زندگی، فضایی تأملبرانگیز ایجاد کرده است. جزئیات زندگی روزمره، توصیفهای دقیق از شهرهای پاریس و لندن و بازتاب دغدغههای زنان در میانهی قرن بیستم، از ویژگیهای شاخص این اثر است.
روایت موازی و تدریجی داستان خواننده را به کشف رازهای پنهان و پیوندهای نامرئی میان شخصیتها دعوت میکند. مواجهه با انتخابهای دشوار، بازنگری در گذشته و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جهان، از مضامین اصلی کتاب است که میتواند برای بسیاری از مخاطبان، قابللمس باشد. این اثر نهتنها داستانی پرکشش ارائه میدهد، بلکه فرصتی برای تأمل دربارهی روابط انسانی و تأثیر گذشته بر اکنون فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب کلکسیونر عطر به علاقهمندان رمانهای تاریخی، داستانهای چندلایه با محوریت زنان و کسانی که به موضوعاتی چون هویت، خاطره و جستوجوی معنا در زندگی علاقه دارند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این اثر به کسانی که دغدغهی روابط انسانی، نقشهای اجتماعی و تأثیر گذشته بر زندگی امروز را دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب کلکسیونر عطر
«اوا دورسی پشت میز آشپزخانه نشست. به صدای تیکتاک ساعت گوش میداد و نسخهای از روزنامه فیگارو مقابلش بود. این صدای زمان بود که از او دور میشد. پک دیگری به سیگارش زد و از پنجره به صبح مهآلود سرد نگریست. پاریس در حال بیدار شدن بود. طلوع خاکستری با رگههای نارنجی، بهآرامی به آسمان آبی نفوذ میکرد. او از ساعت ۴ صبح بیدار بود؛ در طی سالهای گذشته با افزایش درد در سمت چپ بدن، خوابش کمتر و کمتر میشد .
دکتر ماهها پیش از او قطع امید کرده بود. تشخیص دکتر این بود که او بیمار خوبی نبود و با غرور از دستورالعملهای پزشکی امتناع میکرد. اکنون سیروز بهسرعت در حال گسترش بود و کبدش را مانند یک اسفنج سوراخ سوراخ میکرد. دکتر به او گفته بود که باید الکل نوشیدن را کنار بگذارد. دکتر در آخرین ملاقات به او گفته بود: «تو حتی تلاش هم نمیکنی.» اوا روی میز معاینه دکمههای لباسش را بست و گفت: «من نمیتونم راحت بخوابم.» دکتر آهی کشید و گفت: «تعجبی نداره. کبدت کاملاً ملتهب شده.» اوا به دکتر نگاه کرد و گفت: «من به دارو نیاز دارم تا کمکم کنه بتونم بخوابم.» دکتر سرش را تکان داد و به سمت میز خود رفت و نسخهای نوشت: «میدونی، من حتی همین داروها را هم نباید بهت بدم. فقط یه دونه بخور، این دارو خیلی قویه.» دکتر به او هشدار داد و نسخه را به دستش داد.»
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
نظرات کاربران
از نظر من اصلا قشنگ نیست
واقعا قشنگه! یک روایت پر پیچ و خم و کمی تاریخی