این امر سردرگمش میکرد که چرا کسی باید آنقدر بیروح باشد که همان عطر شخص دیگر را استفاده کند. یعنی ممکن بود آنها با همان لباس یکسان و به این اندازه زیاد، در انظار عموم ظاهر شوند؟ و هنوز زنان تماموقت این کار را میکردند. همچنین اینکه آنها چطور هر روز همان عطر را با خوشحالی میزدند، گیجش میکرد؛ این مثل خوردن همان غذا دوباره و دوباره بود؛ برای صبحانه، ناهار و شام.
این مخلوقات احمق بودند!