با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
تیمور لنگ؛ آخرین فاتح بزرگ جهان

دانلود و خرید کتاب تیمور لنگ؛ آخرین فاتح بزرگ جهان

۳٫۷ از ۶ نظر
۳٫۷ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب تیمور لنگ؛ آخرین فاتح بزرگ جهان  نوشته  هارولد آلبرت‌لمب  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب تیمور لنگ؛ آخرین فاتح بزرگ جهان

هارولد لمب(۱۸۹۲-۱۹۶۲) تاریخ‌دان و نویسنده است. این کتاب درباره «تیمور لنگ» یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار بر تاریخ ایران و قاره آسیا است. دربخشی از پیشگفتار کتاب آمده است: «پانصد و پنجاه سال پیش مردی کوشید که خود را فرمانروای جهان بسازد. هر اقدامی که کرد موفق شد. ما او را تیمور لنگ می‌خوانیم. در آغاز وی چندان مهم نبود - فقط بر قطعه‌ای از اراضی و عده‌ای گله‌دار آسیای مرکزی، فرمانروایی داشت. تیمور مثل اسکندر مقدونی پسر پادشاه نبود و مانند چنگیز ریاست قبیله را از پدر ارث نمی‌برد. اسکندر و چنگیز هر دو هنگامی که به جهانگیری برخاستند با خود همراهانی داشتند، مردم مقدونیه با اسکندر و مغول‌ها با چنگیز، ولی تیمور لنگ عده‌ای را دور خود جمع کرد. تیمور سپاهیان نیمی از جهان آن روز را یکی پس از دیگری شکست داد. او شهرها را در هم کوبید و...»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
Rezashiri
۱۴۰۰/۰۱/۱۶

عالی حتما دانلود کنین

niousha
۱۳۹۶/۱۰/۱۳

کتاب خوبیه فقط وسطاش دیگه خسته میشی

maria
۱۳۹۸/۰۲/۱۲

خوندمش ولی کتاب الکترونیکی با صفحات ریز ..اینجا خوانشش بهتره

فرشید
۱۳۹۸/۰۳/۱۴

ترجمه متوسط بود. کتاب خیلی سخت پیش رفت. جذابیت و کشش نداشت.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
این مردمان در بزم‌ها با جام شراب می‌گریستند و در رزم‌ها شمشیر به دست می‌خندیدند. کمتر کسی از آنها جای زخم بر تنش نبود و عده بسیار قلیلی از آن‌ها در بستر بیماری جان می‌سپردند. معمولا با اسلحه سبک این طرف و آن طرف می‌رفتند، زره حلقه حلقه فولادی و زیر آن پیراهن یا نیم تنه ابریشمی راه راه می‌پوشیدند، خوی جنگجویی و غریزه سلحشوری از آن‌ها دور نشده بود. شکار را دوست داشتند و همین که از کار فارغ می‌شدند تفریحشان شکار بود و با قوش‌های آموخته از گله و رمه جدا می‌گشتند و رو به شکار می‌گذاردند. این قوش‌ها را مردم کوهستانی به آنان می‌فروختند. کسی که یک باز داشت خیلی محترم می‌گشت و کسی که دارای عقابی بود و می‌توانست آن را به شکار آهوی نر بپراند خودش و خوانواده‌اش با احترام می‌شدند. بعضی از آنان ببر نگاه می‌داشتند و آن را چشم بسته به تنگ اسب می‌بستند و سپس به میدان شکار برده رها می‌ساختند تا آهو شکار کند. کمان‌های بلند و سنگین با خود می‌بردند و با تیرهای دو پیکان پرنده را می‌انداختند و پیاده پلنگ را دنبال می‌نمودند و در این دو کار مهارت داشتند.
فرشید
داستان‌های تاریخی مربوط به ورود تیمور به شیراز و ملاقاتش با حافظ وجود دارد که یکی هم این است که وی آن شاعر نامی را احضار کرد و شاعر با خرقه درویشی نزد امیر آمد. امیر تیمور با خشونت به حافظ گفت: شنیده‌ام این شعر را تو سروده‌ای اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش ببخشم سمرقند و بخارا را حافظ گفت‌: «آری این شعر از من است.» تیمور به وی بانگ زد که من با شمشیر سمرقند را تصرف کرده‌ام و سال‌ها برای تصرف آن شهر جنگیده‌ام و اکنون از هر شهری تحفه‌ای برای سمرقند می‌برم. چطور تو این شهر را به خال یک ترک شیرازی می‌فروشی. شاعر بعد از لحظه‌ای تأمل تبسم کرده و گفت‌: «ای امیر بر اثر همان اسراف کاری‌ها به چنین روزی افتاده‌ام که می‌بینی.» جواب حاضر و آماده شاعر تیمور را خشنود ساخت و انعامی به حافظ داده شد.
فرشید
مردم اصفهان بسیار خوش اندام می‌باشند. پوست آنان سفید مایل به قرمزی می‌باشد. فوق العاده مهربان و مهمان نواز می‌باشند و در مهمانی دادن با هم رقابت می‌کنند. آن‌ها شما را به نان و پنیر دعوت می‌کنند ولی زیر روپوش‌های ابریشمی ظرف‌ها پر از شیرینی‌ها و غذاهای بسیار مطبوع و قیمتی می‌باشد.
فرشید
ما نمی‌دانیم اکنون هول و هراس آن روز مردم را از نزدیک شدن مغول‌ها درک کنیم. می‌گویند در یک شهری یک فرد مغول بیست اسیر را برای کشتن آماده ساخت سپس یادش آمد که شمشیر خود را نیاورده است لذا به اسیران فرمان داد همان جا بمانند تا او برود و شمشیر خود را بیاورد همه آن اسیران به جز یک نفر سر جای خود ماندند و این روایت از قول همان یک نقر نقل می‌شود.
فرشید
در یکی از آن روزها به بازار سمرقند آمد و آن را برای انجام معاملات روز افزون کوچک و نامناسب دید لذا دستور داد فوری از ریگستان تا رودخانه خیابانی مخصوص معاملات بازرگانی بسازند. تیمور گفت باید در بیست روز این عمل تمام شود. وی این کار را به اشراف واگذارده و گفت اگر در ظرف بیست روز آن کار پایان نگیرد سرشان بر باد می‌رود. طبعآ دو نفر از اشراف به نظارت تعیین گشتند. سربازان خانه‌های سر راه را خراب می‌کردند. اعتراض سودی نمی‌داد. صاحبان خانه‌ها پیش از آن که سقف بر سرشان خراب شود آنچه می‌توانستند از لباس و اثاث برمی‌داشتند و می‌گریختند. کارگران را از خارج شهر به بیگاری می‌آوردند و بارهای سنگ و آهک را مصادره می‌کردند. خاکروبه‌ها را با ارابه بیرون می‌ریختند. سرانجام زمین خیابان مسطح و سنگ فرش و جدول کشی شد. کارگران در دو نوبت کار می‌کردند یک دسته در روز و دسته دیگر شبانگاهان با مشعل مشغول می‌شدند. مورخان می‌گویند منظره آن شب کاران و غوغای آنان چنان بود که تصور می‌رفت دیوان را به کار واداشته‌اند.
arash
لشکرکشی‌های تیمور اوضاع سیاسی را تغییر داد و در سرنوشت اروپا مؤثر واقع گشت. تیمور راه‌های تجارتی قاره را که برای صد سال بسته مانده بود مجددآ گشود و آسیا و اروپا را از نظر بازرگانی متصل ساخت شهر تبریز را که از بغداد به اروپا نزدیکتر بود مرکز بازرگانی قرار داد و اروپاییان با کمک تیمور توانستند به آن شهر آمد و شد کنند. مرگ تیمور سبب شد که تجارت آسیا تا مقدار زیادی شکست بخورد و به همان جهت واسکوداگاما و کریستف کلمب درصدد برآمدند از دریا راه تازه‌ای به آسیا بیابند. قزل اردو درهم شکست و روس‌ها توانستند آزاد و مستقل شوند. آل مظفر در ایران منقرض گشتند و دو قرن بعد در تحت حمایت شاه عباس ایران امپراتوری مشهوری گشت. ترکان عثمانی گرچه شکست خوردند و متفرق شدند ولی به قدری اوضاع اروپا آشفته بود که نتوانست متحد شود و خود را آزاد سازد از آن رو ترکان عثمانی مجددآ نیرو پیدا کردند و در سال ۱۴۵۳ قسطنطنیه را گشودند.
arash
یک داستان تأثیرآوری راجع به یکی از حصارهای صلیبیان و نفت‌اندازی مسلمانان نقل شده است به این قسم که صلیبیان در جلوی دیوار حصار مسلمانان برج‌های چوبی ساخته عرب‌ها به وسیله منجنیق گلوله هایی به برج‌های مسیحیان می‌انداختند. این گلوله‌ها در برج می‌ترکید و مایعی از آن بیرون می‌ریخت که هیچگونه صدمه‌ای نداشت. مسیحیان به این بی‌عقلی مسلمانان محاصره شده می‌خندیدند که بدون فایده برج‌های مسیحیان را با آن مایع خیس می‌کنند ولی همین که برج‌ها از مایع خیس شد مسلمانان مشعل‌های افروخته به برج‌ها می‌انداختند و مردمی که در برج‌ها بودند با خود برج‌ها آتش گرفتند آن مایع نفت بود.
arash
تاتارها قبایل یا ملتی بودند که در همسایگی چین می‌زیستند و چینیان آن‌ها را تاتاره می‌خواندند. این نام به قبایل اطلاق شد چنان که امروز هم چینی‌ها آنان را تاتار می‌گویند و چنان این اسم شایع شد که اروپاییان تمام مردم صحراگرد را تاتار می‌خواندند.
arash
اروپاییان از روس‌ها کلمه تاتار را آموختند و همین قسم چین را ختا یا ختای دانستند کلمه ختا بعدآ فراموش شد اما هنوز هم مردمان صحراگردی که با مغولان برای جهانگشایی حرکت می‌کنند بنام تاتار خوانده می‌شوند
arash
پیش از تیمور گنبدهای ایران بیشتر به شکل مخروطی بود و شبیه به انار نبود و در عمارات ساخته شده اوایل حکومت تیمور شکل گنبدی مخروطی بود ولی گور بی‌بی‌خانم و گور خود تیمور گور امیر دارای گنبدی انار مانند می‌باشد این شکل گنبد سپس توسط احفاد تیمور در هند معمول گشت و روس‌ها نیز از آن تقلید کردند و در آن تغییراتی دادند.
arash

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۰۱
شابک‌‫‬‮‭۹۷۸-۹۶۴-۸۰۰۷-۸۶-۲
تعداد صفحات۳۳۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۰۱
شابک‌‫‬‮‭۹۷۸-۹۶۴-۸۰۰۷-۸۶-۲