معرفی و دانلود کتاب بانوی رنگین‌کمان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بانوی رنگین‌کمان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب بانوی رنگین‌کمان

زندگی‌نامه‌ی داستانی اشرف قندهاری (بهادرزاده)

نوع کتاب
۴.۸(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
راضیه تجار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بانوی رنگین‌کمان

کتاب بانوی رنگین‌کمان اثر راضیه تجار، زندگی‌نامه اشرف قندهاری (بهادرزاده) از بنیانگذاران آسایشگاه خیریه کهریزک، مؤسس گروه بانوان نیکوکار و خانه مادر و کودک است.

تجار زندگی‌نامه‌ی این بانو را به صورت داستانی برای ما روایت می‌کند. انتشارات سوره مهر نسخه صوتی این اثر را هم در اختیار شنوندگان قرار داده است.

درباره‌ی کتاب بانوی رنگین‌کمان

کتاب بانوی رنگین‌کمان زندگی‌نامه‌ی زنی است که تمام عمر و دارایی خود را صرف امور خیریه کرده است. اشرف قندهاری (بهادرزاده) در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. در هشت سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و پس از ازدواج در سن ۱۷ سالگی، فعالیت‌های خیرخواهانه اش را که از خانه پدری آغاز کرده بود ادامه داد. از فعالیت‌های مهم او در دوران زندگی‌اش می‌توانیم به ریاست هیئت مدیره آسایشگاه خیریه کهریزک از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۹۱، بنیان‌گذاری و مدیریت گروه بانوان نیکوکار و رئیس هیئت مدیره مؤسسه خیریه خانه مادر و کودک اشاره کنیم. اشرف قندهاری (بهادرزاده) در سال ۱۳۵۲ «گروه بانوان نیکوکار» را تأسیس کرد که هم‌اکنون بیش از ۴۰۰۰ نفر بانوی نیکوکار به طور مستمر و مستقیم در طول ماه با آن همکاری می‌کنند. او در طول سال‌های زندگیش فعالیت‌های متعددی در حوزه نیکوکاری داشت. بانو اشرف قندهاری در ۵ اسفندماه ۱۳۹۵ در سن ۹۱ سالگی از دنیا رفت.

راضیه تجار، در کتاب بانوی رنگین‌کمان، روایتی دلنشین از زندگی و فعالیت‌های خیرخواهانه‌ی او ارائه می‌دهد.

کتاب بانوی رنگین‌کمان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به خواندن زندگی‌نامه افراد مشهور علاقه‌مندید، کتاب بانوی رنگین‌کمان را دلچسب می‌یابید. این اثر همچنین می‌تواند برای تمام دختران اثری موثر باشد تا بتوانند راه خودشان را پیدا کنند و آرزوها و رویاهایشان را دنبال کنند.

درباره‌ی راضیه تجار

راضیه تجار در سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شد. او فارغ التحصیل در رشته روانشناسی، محقق، نویسنده و از اعضای هیئت مؤسس انجمن قلم ایران است. راضیه تجار فعالیت‌های ادبی بسیاری مانند تدریس داستان‌نویسی (دانشگاه صدا و سیما)، مسئولیت جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری، همکاری با روزنامه جام‌جم، مجله زن روز، مجله سروش، عضویت در شورای هنر، تدریس در خانه داستان فرهنگسرای انقلاب و هلال احمر، سردبیری ادبیات داستانی و دبیری انجمن قلم ایران از بدو تأسیس را در کارنامه خود دارد. رمان‌های کوچه اقاقیا، نرگس‌ها و هفت‌بند که به عنوان رمان برتر یک دهه در آموزش و پرورش انتخاب شدند نیز از او هستند.

جملاتی از کتاب بانوی رنگین‌کمان

_ «مامان بزرگ، خواهش می‌کنم برایم بنویسید. همه‌ی آنچه را که فکر می‌کنید لازم است از خودتان و آسایشگاه کهریزک بدانم.»

_ «عزیزدلم، می‌دانی که این روزها حالم زیاد خوش نیست.»

_ «بهانه نیاورید مامان بزرگ. باید بنویسید. مگر همیشه نمی‌گویید دوست دارم تو هم مثل مادرت، مثل خودم بشوی و ادامه دهنده‌ی راه ما؟»

دفتر را به دستم می‌دهد. «نوه‌ی گلم. شیما مفید، دختر کیانوش.» دفتری است با جلد آبی آسمانی که بر جلدش رنگین‌کمانی پل بسته. همراه دفتر یک شاخه گل رز قرمز است. گل در جعبه طلقی زیبایی است. انگار کودکی خفته در گهواره. درست مثل خود او، روزی که به دنیا آمد...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بانوی رنگین‌کمان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بانوی رنگین‌کمان
عنوان دیگر:زندگی‌نامه‌ی داستانی اشرف قندهاری (بهادرزاده)
موضوع:زندگی‌نامه
نویسنده:راضیه تجار
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۱۲/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵۰.۸۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۷۵۷۱۳۶
تعداد صفحه‌ها:۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۶۱۵۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی بانوی رنگین‌کمان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

میم.کاف
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۱

واقعا زبان قاصر است از بیان نظر در مورد این کتاب، نور به قبرشان ببارد دکتر حکیم زاده و بانو قندهاری... انشالله خداوند توفیق خدمت به خلق را نصیب همه کند.

۰

بریده‌هایی از کتاب

|قافیه باران|
۲
هفته‌ای دو بار یک راهبهٔ فرانسوی برای نظافت و دلجویی و پانسمان زخم‌های این معلولان می‌آید، از چاه آب می‌کشد، سرورویشان را می‌شوید، زخم‌هایشان را دوا می‌گذارد و به آن‌ها غذا می‌دهد. چقدر پیش این راهبهٔ مسیحی خجالت بکشم؟! چه بگویم؟! بگویم یک مسلمان نیست که بیاید معلول و سالمند مسلمان ایرانی را پرستاری کند، عیادت کند، دلجویی کند؟! می‌خواهی معلولان بروند و مسیحی شوند. تو را به خدا خودت بیا. تا من به این زن نشانت بدهم و بگویم یک مسلمان هم آمد. بیا تا کمتر عرق شرم بریزم.
|قافیه باران|
۱
در هر شکستی پیروزی است و از هر خطایی چیزی یاد خواهی گرفت.
|قافیه باران|
۱
می‌گفتند: «دکتر جان، شما چرا؟!» ـ چرا من؟! مگر آدم نیستم. چه چیز من از یک عمله کمتر است؟! ـ حالا چرا کج‌وکوله می‌سازی؟! ـ چون شاقولم دل است.