جملات زیبای کتاب مدرسه‌ی ریاضت | طاقچه
تصویر جلد کتاب مدرسه‌ی ریاضتsubscriptionAvailable

کتاب مدرسه‌ی ریاضت

ماجراهای ناگوار، جلد پنجم

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
لمونی اسنیکت، فرزانه کریمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۷۶۴۴۳۸۷
۵
البته دلیلی ندارد کاری را فقط به خاطر اینکه رسم است انجام داد.
Mhs28
۳
خجالت چیز عجیبی است، چون مثل ماسه‌های روان، هر لحظه می‌تواند به آدم هجوم بیاورد، و باز هم مثل شن‌های روان، معمولاً قربانی‌هایش را وادار می‌کند که نگاهشان را پایین بیندازند.
نیلوفر دریاچه
۲
آقای پو نیت خوبی داشت، ولی احتمالاً نیتِ یک شیشه خردل هم خوب است و احتمالاً، اگر امور بودلرها را به آن می‌سپردند، بهتر از آقای پو می‌توانست بچه‌ها را از خطر دور نگه‌دارد.
book worm
۱
خجالت چیز عجیبی است، چون مثل ماسه‌های روان، هر لحظه می‌تواند به آدم هجوم بیاورد، و باز هم مثل شن‌های روان، معمولاً قربانی‌هایش را وادار می‌کند که نگاهشان را پایین بیندازند.
starlight
۱
کلاوس، که به ندرت اشتباه می‌کرد، گفت: «اگر اشتباه نکرده باشم، ''مِمِنتو موری'' یعنی ''به یاد داشته باش که خواهی مُرد.''» وایولت با صدایی آرام تکرار کرد: «به یاد داشته باش که خواهی مُرد.» و هر سه بچه، طوری که انگار خیلی سردشان شده باشد، به یکدیگر نزدیک شدند. البته هر کسی دیر یا زود خواهد مرد. بازیگران سیرک می‌میرند، نوازنده‌های قره‌نی می‌میرند، من و شما می‌میریم، و شاید کسی که در آپارتمان شما زندگی می‌کند، همین‌الان، پیش از رد شدن از خیابان به چپ و راست خود نگاه نکند، و اتوبوسی او را زیر بگیرد و تا چند لحظه دیگر بمیرد. همه می‌میرند، ولی تعداد کسانی که می‌خواهند این موضوع را به یاد داشته باشند خیلی کم است.
book worm
۰
در مواقعی دیگر، آهنگساز از شهر الهام می‌گیرد و با تقلید از صدای رفت و آمد ماشین‌ها و هیاهوی پیاده‌روها کنسرتو می‌نویسد. ولی در مورد این سونات خاص، کاملاً معلوم بود نِرو از صدای گربه‌ای الهام گرفته بود که کتک می‌خورد، چون صدای خیلی بلند و گوش‌خراشی داشت و موقع اجرای آن خیلی راحت می‌شد حرف زد.