«یکی نبود» نوشته عاطفه منجزی داستانی بلند و دوجلدی درباره یک خانواده و مناسبات آنها است. این اثر را برادرخوانده «داستان نطلبیده» م. بهارلویی دانستهاند چون برخی از فضاها و شخصیتها در کتاب مشترکاند و هردو به خانواده می پردازند.
شهرزاد زن دوم سردار و مادر جوان بهنام است. بهنام یک برادر و خواهر دیگر هم به اسم نیکا و نامدار دارد که از زن سابق پدرش هستند. شهرزاد زمانی که دختری مدرسهای و روستایی و رنجکشیده بود، بود با سردار که معلم مدرسهاش بود ازدواج کرد و سردار برای او هم حکم پدر را داشت و هم همسر، در خانه او بزرگ شد، دانشگاه رفت و اعتمادبه نفس از دست رفته اش را دوباره پیدا کرد؛ حالا سردار مدتی پیش فوت کرده و نامدار که با شهرزاد میانه خوبی ندارد و هیچگاه به خانه آنها نمیآمده، برای دیدن خانواده به خانه پدرش میآید. در حالی که همیشه در خانه عمهاش می ماند. شهرزاد بوهای خوبی از آمدن نامدار به خانهاش نمیشنود زیرا آمدن این موجود شروع دردسرهایی کشدار است.
فضای قصه آرام و خانوادگی است و مخاطب فرصت برقراری ارتباط با شخصیتها و هضم آنها را به خوبی پیدا میکند. نثر منجزی یکدست، روان و مرتب است و بهخوبی و با تغییر لحن میدهد، شخصیتها هم در داستان او پرداخت خوبی دارند و این ویژگیها به جذابیت داستان افزوده است.
«امشب هم میتوانست مطابق معمول پنج سال گذشته بههمان جا برود که نرفته بود! در حقیقت هیچکدام از ساکنین خانهٔ سردار، نمیفهمیدند دلیل آمدن نامدار بهخانهٔ سردارخان چه بوده است و شهرزاد بیشتر از آن دو عضو دیگر خانه، از این آمدن مشکوک و بیمناک بود. نمیدانست نامدار چه در سر دارد اما حسش میگفت که در این آمدن تعمدی وجود داشته و قطع بهیقین، برنامهای هدفمند. برنامهای که بیشک قبل از هرچیز یا هرکسی، او را بینصیب و بهره نمیگذاشت! بددل و منفیباف نبود اما بههمان میزان که نیکا ادعا داشت، نامدار را میشناخت.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یکی نبود؛ جلد اول و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خانم منجزی نویسنده بسیار قدر و عالی هستن ولی این کتاب از آثار ضعیفشون حساب میشه. چون اولا به شدت اطناب داشت
زیاده گویی خیلی زیاد. به شدت کش داده بود
ثانیا شخصیت های فرعی خیلی زیادی داشت و همه ش درمورد...بیشتر
۰
کاربر ۱۳۸۲۵۷۹
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۶
به نظر من کتاب خوبی بود ارزش خوندن ووقت گذاشتن داره
۰
کاربر ۱۸۰۴۴۰۸
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۲
وااای که قشنگ ترین رمان دنیاست من عاشق این کتاب شدم ادم وقتی میخونه غرق دنیای کتاب میشه داستان یعنی این بخونید حتما
مردم خریدار خرده حرفهای عتیقهاند/ سمسار زمزمههای قدیمی/ خواهان نغمههای تلنبار در گلو!/ ای کاش میشد حنجرهام را از چهارگوشه مثل پتویی بگیرم و بهرایگان، از پنجره روی سر عابران بتکانم!
mina
۲
میشود تنهایی کودکی کرد، تنهایی بزرگ شد، تنهایی زندگی کرد و حتی تنهایی مرد ولی از همه دردناکتر این است که بخواهی تنهایی کنجکاوی بهخرج دهی و کسی از راز این سرک کشیدنهایت سر در نیاورد!
mina
۲
ون عطر بهونه بود! عطر نیست که جدایی میآره، خود ماییم که گاهی برای جدایی دنبال بهونه میگردیم. خب اگه بهونههامون خوش عطر و بو هم باشه چه بهتر؛ لااقل دیوار کوتاهی داریم تا عهدشکنیهامونو سرش بشکنیم!»
mina
۰
ون عطر بهونه بود! عطر نیست که جدایی میآره، خود ماییم که گاهی برای جدایی دنبال بهونه میگردیم. خب اگه بهونههامون خوش عطر و بو هم باشه چه بهتر؛ لااقل دیوار کوتاهی داریم تا عهدشکنیهامونو سرش بشکنیم!»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خوب نبود نپسندیدم
خانم منجزی نویسنده بسیار قدر و عالی هستن ولی این کتاب از آثار ضعیفشون حساب میشه. چون اولا به شدت اطناب داشت زیاده گویی خیلی زیاد. به شدت کش داده بود ثانیا شخصیت های فرعی خیلی زیادی داشت و همه ش درمورد...بیشتر
به نظر من کتاب خوبی بود ارزش خوندن ووقت گذاشتن داره
وااای که قشنگ ترین رمان دنیاست من عاشق این کتاب شدم ادم وقتی میخونه غرق دنیای کتاب میشه داستان یعنی این بخونید حتما