با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خردپیشه‌ای پارسا؛ نگاره‌هایی درباره‌ی علامه طباطبایی

دانلود کتاب خردپیشه‌ای پارسا؛ نگاره‌هایی درباره‌ی علامه طباطبایی

۴٫۷ از ۳ نظر
۴٫۷ از ۳ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب خردپیشه‌ای پارسا؛ نگاره‌هایی درباره‌ی علامه طباطبایی

جوانی فصل الگوگیری و قهرمان خواهی است و جوان به دنبال پیدا کردن این گمشده است. او خود را با شخصیت‌های مشهور و محبوب مقایسه می‌کند و با تحسین و تمجید از آنان، تلاش می‌کند تا مانند مفاخر رشد کند و به رنگ ایشان درآید. این فرصت، فصلی برای پیوند جوان با الگوهای الهی است تا نیاز این نسل در شناخت تفکر اصیل و دوری از بی هویتی فرهنگ مادی برآورده شود.

مجموعه «پیشگامان دانش و فضیلت» سعی دارد قطعات کوتاهی از اندیشه و زندگی بزرگان دین را با پرداختی نو روایت کرده و بخشی از نیاز موجود در این زمینه را برآورده سازد.

«خردپیشه‌ای پارسا» نگاره‌هایی درباره زندگانی «علامه طباطبایی» است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
دوست
۱۳۹۹/۰۲/۲۲

خوب بود ولی مطالبش کم بود

هُـــو
۱۳۹۸/۰۸/۲۴

سالروز رحلت عالم عامل علامه طباطبایی (افاض الله من برکات علومه) تسلیت اگه میتونین شادی روحشون یه حمد با سه توحید قرائت فرمائید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
اشک، قطره‌قطره از گوشهٔ چشم‌ها می‌ریخت روی صورتش. خوشحال بود که بعد از سال‌ها بالاخره به آرزویش رسیده، آمده اینجا که همه چیز برای تحصیل علم فراهم است؛ اما از یک طرف هم سرگردان است که حالا درس کدام استاد برود؟ با کدام‌یک از طلبه‌ها هم‌مباحثه بشود؟ و... . از مولا می‌خواست راهنمایی‌اش کنند. از در مدرسه وارد شد. - آقا سیدمحمدحسین! - بله آقاجان! دستش را گذاشت سر شانه‌اش: - فرزندم، دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، آخرت هم می‌خواهی نماز شب بخوان. از اقوامش بود میرزا علی آقای قاضی. امیرالمؤمنین فرستاده بودندش. تا آخر عمرش می‌گفت: ما هرچه داریم، از مرحوم قاضی داریم.
هُـــو
جوانی فصل الگوگیری و قهرمان‌خواهی است و جوان در پی یافتن این گمشده است. او خود را با شخصیت‌های مورد پسند مقایسه می‌کند و با تحسین و تمجید آنان، تلاش می‌کند همسان مفاخر رشد یابد و به رنگ ایشان درآید. این فرصت، فصل پیوند جوان با الگوهای الهی است تا خواست این نسل در شناخت تفکر اصیل وحیانی و دوری از بی‌هویتی فرهنگ مادی برآورده شود.
هُـــو
آن چشم‌های قشنگ را در عمرش ندیده بود. لا إله إلا أنت... در جادوی نگاهش، برق شهوت نبود، زلال پاکی و محبت بود. سرش را انداخت پایین. سُبحانکَ... انگار آن چشم‌های زیبا التماسش می‌کردند. اِنی کُنتُ... این‌بار از سمت چپش آمد. آن اندام زیبا و بلورین را هیچ پیکرتراشی نمی‌توانست بسازد. دوباره سرش را برگرداند. نه! چشم‌هایش اشتباه نمی‌کردند. هیچ یک از نشانه‌های زنان دنیایی را نداشت، اما... کُنتُ مِنَ الظّالِمین... سفارش استاد یادش آمد: «اگر در میان اذکارتان چیزهایی از غیب دیدید، توجه نکنید...».
هُـــو

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۴ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۴/۱۲
تعداد صفحات۱۳۴صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۴/۱۲