
معرفی کتاب دایی وانیا
کتاب دایی وانیا (Uncle Vanya) نوشته آنتوان چخوف، در فضای یک ملک روستایی میگذرد؛ جایی که حضور چند شخصیت در ظاهر آشنا، لایههای پنهان خستگی، حسرت، دلبستگی و ناکامی را آشکار میکند. چخوف در این اثر از دل گفتوگوهای روزمره، تنشهایی را بیرون میکشد که هم شخصیاند و هم به فرسودگی یک شیوهی زندگی گره میخورند. ناهید کاشی چی این نمایشنامه را ترجمه و نشر جوانه توس آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دایی وانیا
کتاب دایی وانیا نوشتهی آنتوان چخوف نمایشنامهای است که در یک ملک روستایی شکل میگیرد و فضای سنگین و ناآرام خانه را پیش چشم میگذارد. شخصیتها در ظاهر مشغول کارهای معمولیاند؛ چای مینوشند، از هوا حرف میزنند، از درد و خستگی میگویند و دربارهی برنامههای روزانه بحث میکنند. اما زیر این سطح آرام، دلخوریهای قدیمی، احساس بیهودگی، وابستگیهای عاطفی و نارضایتی از زندگی جمع شده است. چخوف به جای تکیه بر حادثههای پرسروصدا، کشمکش را از دل رابطهها بیرون میآورد؛ از نسبت میان کار و بطالت، جوانی و فرسودگی، آرزو و واقعیت.
این نمایشنامه جمعی از شخصیتها را در کنار هم قرار میدهد: وانیا که با حسرت و خشم به گذشته و اکنون نگاه میکند، سونیا که بار کار و رنج را بیصدا به دوش میکشد، آستروف که هم پزشک است و هم ذهنی درگیر آینده و ویرانی طبیعت دارد، یلنا آندرهیونا که حضورش تعادل خانه را برهم میزند و سربریاکف که محور بسیاری از تنشهاست. گفتوگوهای میان این شخصیتها فقط پیشبرندهی صحنه نیستند؛ هر کدام بخشی از جهان فکری اثر را روشن میکنند. از یکسو فرسایش زندگی روزمره دیده میشود و از سوی دیگر میل به معنایی که مدام از دسترس دور میشود.
کتاب دایی وانیا فقط روایت چند دلخوری خانوادگی نیست. این کتاب تصویری از آدمهایی است که در یک فضای بسته، با عمر ازدسترفته، عشقهای بیپاسخ، کار بیثمر و آیندهای مبهم دستوپنجه نرم میکنند. در کنار اینها، حرفهای آستروف دربارهی جنگل و نابودی طبیعت بُعد دیگری به اثر میبخشد و نشان میدهد بحران فقط درون خانه نیست. حالوهوای نمایشنامهی آنتون چخوف میان طنز تلخ، ملال، شفقت و تنش در رفتوآمد است و همین ترکیب، تجربهی خواندن آن را به تماشای آرامِ فروپاشی امیدها و دوامآوردن آدمها تبدیل میکند.
خلاصه نمایشنامه دایی وانیا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان دایی وانیا در ملک روستایی سربریاکف میگذرد؛ جایی که آمدن او و همسر جوانش، نظم پیشین خانه را بههم میزند. وانیا که سالها زندگی و توانش را صرف پشتیبانی از سربریاکف کرده، حالا با تلخی به گذشته نگاه میکند و احساس میکند عمرش در راهی بیحاصل گذشته است.
سونیا در سکوت کار میکند و دل در گرو آستروف دارد، در حالی که آستروف خود درگیر خستگی، دلزدگی و کششی پیچیده نسبت به یلنا آندرهیونا است. از دل این رابطهها، حسرت، ناکامی، دلبستگی و نارضایتی آرامآرام آشکار میشود و فضای خانه را به سمت تنشی مداوم میبرد.
چرا باید کتاب دایی وانیا را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب دایی وانیا را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- این کتاب تنشهای عاطفی و فکری چند شخصیت را از دل گفتوگوهای ظاهراً معمولی آشکار میکند.
- خواننده با مطالعهی آن میتواند فرسودگی، حسرت و احساس ازدسترفتن عمر را در قالبی نمایشی و ملموس دنبال کند.
- این اثر فقط بر روابط انسانی متمرکز نمیماند و از خلال حرفهای آستروف، مسئلهی ویرانی طبیعت و مسئولیت انسان را هم پیش میکشد.
- کتاب نشان میدهد چگونه سکون، وابستگی و ناتوانی در تصمیمگیری میتواند زندگی چند نفر را همزمان تحتتأثیر قرار دهد.
خواندن کتاب دایی وانیا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دایی وانیا به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به نمایشنامههایی که کشمکش اصلی آنها در رابطهها و گفتوگوها شکل میگیرد.
- خوانندگانی که به موضوع حسرت، فرسودگی و نارضایتی از زندگی روزمره علاقه دارند.
- کسانی که میخواهند با یکی از نمونههای مهم نمایشنامهنویسی چخوف آشنا شوند.
- مخاطبانی که از شخصیتهای چندوجهی و موقعیتهای عاطفی پیچیده لذت میبرند.
- علاقهمندانی که پیوند میان مسائل انسانی و دغدغههای مربوط به طبیعت را در ادبیات دنبال میکنند.
درباره آنتوان چخوف
آنتوان پاولُویچ چخوف (Anton Chekhov) (۱۸۶۰-۱۹۰۴) در تاگانروگ روسیه به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات در رشتهی پزشکی، فعالیت حرفهای خود را در زمینهی داستاننویسی و نمایشنامهنویسی آغاز کرد. چخوف بیش از ۷۰۰ اثر ادبی خلق کرد و نخستین مجموعهداستان او دو سال پس از دریافت مدرک پزشکی منتشر شد. آثار او با ویژگیهایی مانند ایجاز، خلاصهگویی، ساختار بدون پیرنگ سنتی، پایانهای باز یا شگفتانگیز و نگاه رئالیستی شناخته میشوند. در داستانهای او، رویدادها اغلب از زاویهی دید شخصیتهایی روایت میشود که با زندگی معمول خانوادگی فاصله دارند و تمرکز متن بر نمایش زندگی روزمره و مفاهیمی چون فرصتهای ازدسترفته، عدم درک متقابل و تضادهای اجتماعی است.
چخوف علاوه بر داستاننویسی، چند نمایشنامه نیز به نگارش درآورد که از میان آنها میتوان به «ایوانف»، «مرغ دریایی»، «سه خواهر»، «باغ آلبالو» و «دایی وانیا» اشاره کرد. اجرای نمایشنامهی «مرغ دریایی» در سال ۱۸۹۷ در تئاتر هنری مسکو، نقطهی عطفی در فعالیتهای نمایشی او بود و پس از آن نیز آثار دیگری از او به کارگردانی کنستانتین استانیسلاوسکی به روی صحنه رفت. از جمله داستانهای کوتاه و بلند مطرح او میتوان به «اتاق شماره شش»، «بانو با سگ ملوس»، «کاشتانکا»، «شرطبندی» و «داستان ملالانگیز» اشاره کرد.
اقتباسها از کتاب دایی وانیا
از جمله اقتباسهای سینمایی این نمایشنامه میتوان به این موارد اشاره کرد:
- فیلم دایی وانیا ساختهی سر لارنس اولویه محصول سال ۱۹۶۳ که خودش هم نقش آستروف را در آن بازی میکرد.
- فیلم روسی دایی وانیا اثر آندری کونچالوفسکی که در سال ۱۹۷۰ ساخته شد.
- فیلم وانیا در خیابان چهل و دوم (Vanya on 42nd Street) ساختهی لویی مال. دیوید ممت فیلمنامهی این اثر را نوشته بود و در آن والاس شاون و جولین مور بازی میکردند.
- فیلم آگوست (۱۹۹۴) با بازی و کارگردانی آنتونی هاپکینز نیز بر اساس این نمایشنامهی چخوف تولید شده بود.
- و فیلمتئاتر وانیا که نمایشی تکنفره با حضور اندرو اسکات بود.
چه نسخههای دیگری از کتاب دایی وانیا منتشر شده است؟
- مجموعه آثار چخوف، ترجمهی سروژ استپانیان، نشر توس
- کتاب دایی وانیا، ترجمهی هوشنگ پیرنظر، نشر قطره
- کتاب دایی وانیا، ترجمهی پرویز شهدی، نشر کتاب پارسه
بخشی از کتاب دایی وانیا
«آستروف: آیا در این مدت خیلی عوض شدهام؟
مارینا: خیلی. آنوقتها تو جوان و زیبا بودی ولی حالا پیرشدهای. دیگر از آن زیبایی هم اثری نیست. تازه میگوییکه ودکا هم مینوشی.
آستروف: بله... طی ده سال، آدم دیگری شدهام. علتش چیست؟ بهخاطر کار زیاد است دایه جان. از صبح تا شام روی پا هستم. دقیقهای آرام ندارم. حتی شب هم که در رختخواب زیر پتو میروم، همهاش ترس آن را دارم که نکند برای عیادت از مریض بهدنبالم بیایند. از روزی که با تو آشنا شدهام، حتی یک روز آزاد نبودهام. خوب چهطور میخواهی پیر نشده باشم؟ بله زندگی خودبهخود کسلکننده و ابلهانه و کثیف است... چهقدر این زندگی کند میگذرد. دور و برت را آدمهای عجیب و غریب گرفتهاند همه بدون استثنا عجیب و غریباند. وقتی یکی دو سال با آنها زندگی کنی بدون اینکه خودت متوجه شوی، تو هم مثل آنها میشوی. از سرنوشت گریزی نیست. (سیبل بلندش را میتاباند.) میبینی چه سبیل بلند انبوهی شده... سبیلی احمقانه. دایه جان من هم آدم عجیب و غریبی شدهام... منتهی هنوز احمق نشدهام. به لطف خداوند هنوز ذهنم سرجایش باقی مانده ولی احساساتم گویی ضعیف شدهاند. نه دلم چیزی میخواهد و نه به چیزی نیاز دارم. کسی را هم دوست ندارم... گرچه فقط تو را هنوز دوست دارم. (سر دایه را میبوسد.) من هم در کودکی دایهای مثل تو داشتم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دایی وانیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | دایی وانیا |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Uncle Vanya |
| موضوع | نمایشنامه |
| نویسنده | آنتوان چخوف |
| مترجم | ناهید کاشیچی |
| انتشارات | نشر جوانه توس |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۲/۰۶/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۱۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۳۴۱۲۷۰۸ |
| تعداد صفحهها | ۱۱۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۵۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
سبک نمایشنامه های آنتون چخوف نشون دادن زندگی مردم عادیه و داستان های پرمحتوا. در کل کتاب خوبی بود ولی برای کسانی که طرفدار نمایشنامه هایی هستند که مخاطب رو جذب داستان کنه و در کل کشنده باشه پیشنهاد نمیشه...بیشتر
ترجمه عالی و داستان با محتوا این نمایشنامه ی چخوف از پوچ گرا ترین نمایشنامه هاست. حداقل نیمی از دیالوگ ها هم بر مبنای این بودند که عمرمان هدر رفت. آخر نفهمیدیم مترجمه این کتاب کیه؟ جناب هوشنگ پیرنظر با سرکار خانم ناهید کاشی...بیشتر
سلام از طاقچه انتظار نداشتم کتابی که معرفی میکنه از مترجم هوشنگ پیرنظر یهو وقتی نمونه رو باز می کنی ترجمه به روسی خانم کاشی چی از آب در میاد طاقچه جان وقتی ترجمه فوق را نداری اینجو مارا گول نزن...بیشتر
نمایشنامه خوبی بود البته با ترجمه خیلی خیلی خوبش حتما بخونید
سپاس
از ترجمه ی خوب آقای پیرنظیر هم ممنونم
عالی، آموزنده، زنده، سراسر حکمت
lotfan don konin va be nevisande ehteram bezarin.in nevisande etelaatesho dar ekhtiar shoma gozashte.nevisande be shoma ehtera gozashte shoma ham be nevisande ehteram bezarin.