جملات زیبای کتاب دایی وانیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب دایی وانیاsubscriptionAvailable

کتاب دایی وانیا

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲۱ رأی)
انتشارات: 
نشر جوانه توس

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پویا پانا
۱۱
زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است... چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند. وقتی یکی دو سال با آن‌ها زندگی کنی بدون این‌که خودت متوجه شوی، تو هم مثل آن‌ها می‌شوی. از سرنوشت گریزی نیست.
پویا پانا
۵
وقتی‌که زنی زیبا نباشد، به او می‌گویند: «چه چشمان زیبایی داری و یا موهایت قشنگ است...»
☆Nostalgia☆
۴
انسان چیزی خلق نمی‌کند، فقط آن‌چه را که به او داده شده از بین می‌برد.
matsinn
۳
دایه جان من هم آدم عجیب و غریبی شده‌ام... منتهی هنوز احمق نشده‌ام. به لطف خداوند هنوز ذهنم سرجایش باقی مانده ولی احساساتم گویی ضعیف شده‌اند. نه دلم چیزی می‌خواهد و نه به چیزی نیاز دارم. کسی را هم دوست ندارم... گرچه فقط تو را هنوز دوست دارم.
Madi
۳
چرا وقتی زنی متعلق به شما نیست، نمی‌توانید از کنارش بی‌تفاوت بگذرید.
پویا پانا
۲
چه می‌شود کرد. باید زندگی کرد.
پویا پانا
۱
جنگل‌ها زمین را تزیین می‌کنند. آن‌ها به انسان می‌آموزند که زیبایی‌ها را درک کند و در وجود او روحیه‌ای عالی ایجاد می‌کنند. جنگل‌ها آب‌وهوای خشک را متعادل می‌کنند. در مناطقی که آب‌وهوای متعادل دارند، نیروی کمتری برای مبارزه با طبیعت به‌کار می‌رود. انسان‌ها در این مناطق مهربان‌تر و ملایم‌تر و خوبترند. آن‌ها زیباتر، ملایم‌تر و هوشیارتر و بیانشان شفاف‌تر و حرکات‌شان موزون‌تر است. فرهنگ و هنرشان شکوفاتر می‌شود و فلسفه و منطق‌شان خشک و تیره نیست. رفتارشان نسبت به زنان مملو از ظرافت و نیکی‌ست...
پویا پانا
۱
تا زمانی که زندگی‌ام خودبه‌خود تمام نشده، هم‌چنان به صبر کردن ادامه می‌دهم...
نیلو
۱
فقط این را داشته باش‌که آدم درست 25 سال درباره هنر بخواند و بنویسد، درحالی‌که هیچ‌چیز درباره هنر نداند. 25 سال افکار دیگران را درباره رئالیسم و ناتورالیسم و همه گونه یاوه و حرف‌های پوچ را بلغور کند. 25 سال بنویسد و بخواند و باز هم درباره چیزهایی بنویسد که دانشمندان از قبل می‌دانسته‌اند و نادانان چیزی از آن سردرنمی‌آورند.
matsinn
۱
آخر من می‌خواهم زندگی کنم. موفقیت، شهرت، سروصدا را دوست دارم. اما اینجا به تبعیدگاه می‌ماند. هر لحظه غصه گذشته را خوردن، موفقیت دیگران را دنبال کردن و از مرگ هراسیدن...
کاربر شماره 23
۱
وقتی در مورد یک زن می‌توان گفت «دوست من است» که این درجات را به ترتیب گذرانده باشد: اول یار، بعداً معشوقه و در آخر دوست.
Rastaa Rajabi
۱
دیوانه دنیاست که هنوز شما را در خود نگه داشته است.
Arman ekhlaspour
۱
روز و شب این فکر که زندگیم برای همیشه هدر رفته مانند دیوی در وجودم رخنه کرده و در حال خفه کردن من است. گذشته‌ای نمانده زیرا آن را به طرزی احمقانه صرف کارهای پیش‌پاافتاده کرده‌ام. آینده هم که به‌خاطر توخالی بودن وحشتناک است.
Arman ekhlaspour
۱
وقتی‌که انسان در شبی تاریک در جنگلی می‌رود، اگر شعله آتش کوچکی از دوردست ببیند، آن‌وقت نه خستگی، نه تاریکی و نه تیغ شاخه‌هایی را که به صورتش می‌خورند احساس نمی‌کند...
سپیده اسکندری
۱
به انسان عقل و نیروی خلاقه هدیه کرده‌اند تا آن‌چه را به او داده شده تکثیرکند ولی تا به‌حال نه تنها چیزی خلق نکرده بلکه پیوسته همه چیز را نابود می‌کند.
Moattar
۱
بله زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است... چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند.
ترزا.
۱
آستروف: بله... طی ده سال، آدم دیگری شده‌ام. علتش چیست؟ به‌خاطر کار زیاد است دایه جان. از صبح تا شام روی پا هستم. دقیقه‌ای آرام ندارم. حتی شب هم که در رختخواب زیر پتو می‌روم، همه‌اش ترس آن را دارم که نکند برای عیادت از مریض به‌دنبالم بیایند. از روزی که با تو آشنا شده‌ام، حتی یک روز آزاد نبوده‌ام. خوب چه‌طور می‌خواهی پیر نشده باشم؟ بله زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است... چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند. وقتی یکی دو سال با آن‌ها زندگی کنی بدون این‌که خودت متوجه شوی، تو هم مثل آن‌ها می‌شوی.
میم.سین.میم
۱
بله زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است... چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند. وقتی یکی دو سال با آن‌ها زندگی کنی بدون این‌که خودت متوجه شوی، تو هم مثل آن‌ها می‌شوی. از سرنوشت گریزی نیست.
میم.سین.میم
۱
من هم آدم عجیب و غریبی شده‌ام... منتهی هنوز احمق نشده‌ام. به لطف خداوند هنوز ذهنم سرجایش باقی مانده ولی احساساتم گویی ضعیف شده‌اند. نه دلم چیزی می‌خواهد و نه به چیزی نیاز دارم. کسی را هم دوست ندارم... گرچه فقط تو را هنوز دوست دارم.
میم.سین.میم
۱
«غرق درفکر و چین بر جبین می‌نویسیم ما مدایح را، ولی نه از این و نه از آن نیست تمجیدی ما را.»
hhvحسین
۰
بلاتکلیفی بهتر است... به‌هرحال انتظار امیدی هست...
matsinn
۰
چه در دشت سواری کنم، چه در باغ گردش کنم و چه به این میز نگاه کنم، در هر صورت موهبت غیرقابل توصیفی را احساس می‌کنم. هوا دلکش است و پرندگان نغمه‌سرایی می‌کنند. همه ما در صلح و صفا بسر می‌بریم. دیگر چه می‌خواهیم؟
کاربر شماره 23
۰
یلنا آندره‌یونا: شما تمام روز با هم وزوز می‌کنید. چه‌طور دلتان را نمی‌زند. (با اندوه) من دارم از فرط غصه و اندوه می‌میرم، نمی‌دانم چه کار باید کرد. سونیا: (شانه‌هایش را بالا می‌اندازد.) مگرکار کم است؟ فقط باید دلت بخواهد.
☆Nostalgia☆
۰
بله زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است... چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند. وقتی یکی دو سال با آن‌ها زندگی کنی بدون این‌که خودت متوجه شوی، تو هم مثل آن‌ها می‌شوی. از سرنوشت گریزی نیست.
☆Nostalgia☆
۰
به‌نظرم می‌توانید درک کنید که دنیا به وسیله چپاول و آتش‌سوزی نیست که از بین می‌رود، بلکه تنفر، دشمنی و هم‌چنین اختلافات کوچک است که آن را نابود می‌کند
☆Nostalgia☆
۰
وقتی زندگی به صورت حقیقی وجود ندارد، زندگی را مجبوری با سراب بگذرانی. به‌هرحال بهتر از هیچی‌ست.
☆Nostalgia☆
۰
هیچ‌چیز بدتر از آن نیست که انسان راز دیگران را بداند ولی نتواند کمکی بکند.
☆Nostalgia☆
۰
کاش یک صبح روشن و آرام از خواب برمی‌خاستی و احساس می‌کردی یک زندگی جدید منتظر توست. همه گذشته‌ها مانند دودی در هوا پراکنده و فراموش شده‌اند.
Rastaa Rajabi
۰
انسان چیزی خلق نمی‌کند، فقط آن‌چه را که به او داده شده از بین می‌برد.
Rastaa Rajabi
۰
می‌دانی مسئله در معالجه و در درخت‌کاری نیست... عزیزم، این را بفهم. او یک آدم برجسته است. آیا می‌دانی برجسته بودن یعنی چه؟ یعنی‌کسی که شجاع است، سری بی‌پروا دارد و دایره وسعت دیدش زیاد است... نهالی را می‌کارد و بعد حدس می‌زند که هزار سال دیگر چه خواهد شد. خوشبختی انسان‌ها را پیش چشم مجسم می‌کند. چنین آدم‌هایی خیلی کم‌یاب هستند. باید آن‌ها را دوست داشت.