
کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
نویسنده:عماد جبار زعلان کنعانی
مترجم:مهرداد آزاد
انتشارات:انتشارات سوره مهر
دستهبندی:
امتیاز
از ۲۴ رأیخواندن نظرات
۳٫۷
(۲۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
گروهبان دوم وظیفه عماد جبار زعلان الکنعانی از نظامیان عراق است که چند سال در ایران زندگی کرده است. او خاطرات چهار ماه سرگردانی و مخفی شدنش را در فاو در سه دفترچهٔ چهلبرگ با جلد صورتیرنگ نوشت و برای چاپ به دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزهٔ هنری داد.
خاطرات او، «زندانی فاو»، اولین کتاب از خاطرات اسیران عراقی است که پس از سقوط حزب بعث و صدام چاپ شده و در آن مشخصات کامل راوی و عکس وی را میتوان دید.
گروهبان عماد در فاو دیدبان یکی از واحدهای تیپ ۱۱۱ عراق بوده است. او، هنگامی که متوجه سقوط فاو میشود، تصمیم میگیرد اسیر نیروهای ایرانی نشود و هر طور شده خود را نجات دهد. این گروهبان سرسخت و لجوج چهار ماه در فاو میماند؛ زیرا راههای رسیدن به نیروهای عراقی بسته میشود. این تصمیم سرآغاز زندگی تازهای برای اوست.
راز دوران پرالتهاب؛ خاطرات سروان عراقی ثامر حمود الخالصی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ثامر حمود الخالصی
فرار از موصل: خاطرات شفاهی محمدرضا عبدیحسین نیری
عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)احمد عبدالرحمن
زندان الرشید؛ خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه سردار علی اصغر گرجی زادهمحمدمهدی بهداروند
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچیعبدالعظیم الشکرچی
مهمان صخرهها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینیراحله صبوری
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفریمجتبی جعفری
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانیاسماعیل امامی
پرواز روی خاک: خاطرات سرهنگ خلبان منوچهر شیرآقاییسیدقاسم یاحسینی
نبرد در الوکمحمود جوانبخت
چه کسی قشقرهها را میکشد؟حجت شاهمحمدی
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراقمهناز فتاحی
۱۳۳ نفر آخر: خاطرات اسیر آزادشده ایرانی شریف صابریمحسن سنچولی پردل
کوچه نقاشها: خاطرات سیدابوالفضل کاظمیراحله صبوری
کتیبه ای بر آسمانمیرعمادالدین فیاضی
سنگریزههایی که شمارش نشدند (خاطرات سرتیپ قیس صبیح الزیدی)فاطیما فاطری
آسمان مال من بود؛ خاطرات سرهنگ خلبان صمدعلی بالازادهساسان ناطق
بلدچی؛ جلد اولاسماعیل سپهوند

نظرات کاربران
از خواندناین کتاب بیشتر بدلیلشرح فتوحاتوموفقیتهای بسیجیهاو پاسدار های ما کهاز زبان یک سرباز عراقی بیان شده بود لذت بردم.
خیلی جذاب و روان نویسی معلوم میشه بدن انسان خیلی مقاوم هست که بتواند چندین روز بدون آب و غذا تحمل کند فقط ای کاش آخرش را معلوم میکرد
این اسیر عراقی دوران وحشتناک و سختی رو در فاو طی کرده و بدشانسی پشت بدشانسی،گرچه دشمن هست ولی حس و واقعیات رو به خوبی بیان کرده و همچنین ترجمه عالی که حس خواننده را به روزهای پنهانی در فاو
جالب با نوشتار روان که به سرعت تمام کتابو خوندم.
کتاب خوب و جالبی از چهارماه سرگردانی یک عراقی که به هر زحمتی شده میخواهد به نیروهای خودی برسد و تن به اسارت ندهد.
کتاب خوبیه من که از خوندنش خسته نشدم و قصد دارم تمامی کتابها در مورد جنگ ایران و عراق را مطالعه کنم و مخصوصا از دید عراقی ها.
بسیار عالی بود و نویسنده و راوی با بیان جزییات دقیق توصیف کاملی از شرح داستان راوی داشتند
سلام. مطالعه کردم.خیلی جالب بود.
خیلی گیرا و جذاب بود هرلحظه فکر میکردم دیگه اخرخطه و این سرباز عراقی گیرمیوفته اما هربار زیرکانه خودش رو نجات میداد و مقاومت میکرد برای من خیلیییی جذاب وهیجانی بود هر صفحه اش. پیشنهادمیکنم بخونید
به نظر غیر واقعی بود