با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب چطور گرسنه هستیم
۴٫۷
(۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب چطور گرسنه هستیم
«چطور گرسنه هستیم» مجموعهای از داستانهای کوتاه، نوشته دیو اگرز، نویسنده و ویراستار معاصر آمریکایی است. اگرز تاکنون برنده جوایزی چون جایزه مدیسی، جایزه ایمپک دوبلین و جایزه کتاب لسآنجلس تایمز شده و یکی از بهترین نویسندگان جوان آمریکایی در حال حاضر است.
داستانهای این مجموعه حکایت بیقراری و عطش خاموشنشدنی روح آدمی نسبت به دانایی، عشق و آرامش است. شاید نام کتاب نیز برای نشان دادن همین ویژگی آدمی انتخاب شده است. عنوانی که نام هیچ یک از داستانهای مجموعه نیست اما پیوند دهنده محتوای درونی آنها است. نام برخی از این داستانها عبارتند از:
یکی دیگر، آرام، وقتی زوزه کشیدن را یاد گرفتند، من و مادرت، پس از اینکه به رودخانه پرت شدم و پیش از اینکه غرق شوم.
دیوید اگرز در سال ۲۰۰۵ توانست دکترای افتخاری ادبیات را از دانشگاه براون دریافت کند.
از دیگر آثار او «حالا میفهمی چه فرز هستیم» و «زیتون» است که برای نگارش اولی نامزد دریافت جایزه پولیتزر شد.
شاه کتاب ثروت (جلد سوم، دکترین ثروت)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مرتضی کیان مهر
همه چیز همه چیزنیکولا یون
راهنمای تهیه و گسترش اصطلاحنامه یک زبانهدرک اوستین
هفت راه پله مخفی (جلد اول)سیده مریم موسوی چاشمی
کابوس کیمیافاطمه اژدرپور خانقشلاقی
هنر و گفتمان اقلیتبابک روشنینژاد
شوکران شیرین و ارسطو و سقراط (متن دوزبانه)زهره زاهدی
سکوت وال ها در فصل آوازه خوانینوشین آجوند
توسعه خودانگیخته و تکامل اجتماعیمحمدقلی یوسفی
راز قدرت، ثروت، شخصیت و شهرتسجاد کارخانه
آشنایی با فعالیت های تربیتی اجتماعیسیداحمد هاشمی
مویه هیل بیلیجی. دی. ونس
شعر عاشورایی شوشترمحمدحسین بندهزاده
تربیت واقعی و ارزش های خانوادگیعلی بابایی خورزوقی
قدرت لطف خداوند (خلاصه کتاب)جول اوستین
چگونه بر هنر تصمیم گیری مسلط شویمپانکاج گارگ
چارقد قرمزم همیشه مرداد استمعصومه محمدی سیف
عبارات تأکیدی موفقیت (خلاصه کتاب)جک کانفیلد
حجم
۱۸۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۱۸۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
قیمت:
۸۲,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
تو تفنگی داری و من گرسنه ام. تو می توانی تفنگی داشته باشی و هزاران هزار گلوله ، و می توانی که همهٔ آن ها را در بدن نحیف من شلیک کنی. تو می توانی تفنگی داشته باشی و هزاران
این کتاب رو خیلی با شک شروع کردم. با خوندن دو-سه تا داستان اول کاملا ناامید شدم ازش و بعد تموم شدن هر داستان برام سوال بود که خب الان که چی؟ چی شد؟ اما متن برام جذابیتی داشت که