با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خداحافظ کرخه

دانلود و خرید کتاب خداحافظ کرخه

۴٫۷ از ۱۲ نظر
۴٫۷ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خداحافظ کرخه  نوشته  داوود امیریان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب خداحافظ کرخه

«خداحافظ کرخه» اثر داوود امیریان داستانی بر اساس خاطرات و زندگی بسیجیان هشت سال دفاع مقدس است که حال و هوا و افکار و اندیشه‌های بسیجی آن زمان را به خوبی منعکس می‌کند. هرفصل کتاب به موضوعی خاص می‌پردازد و به طور سلسله وار داستان‌ها پشت سر هم می‌آیند و یک داستان واحد را می‌سازند. ماجراها از جریان اعزام به جنگ شروع می‌شود و سپس به اردوگاه، حملات و عملیات‌ها می‌رسد و به بازگشت به خانه ختم می‌شود. «ـ سلام، بالاخره جور شد. حالا می‌تونم جبهه برم. مادرم در حالی که عرق صورتش را با چارقد می‌گرفت، گفت: «خوب، خدا رو شکر. اینم از این. راحت شدی؟ تو که ما رو کچل کردی از بس جبهه، جبهه کردی.» صورت مهربان او را بوسیدم و گفتم: «باید مصاحبه بشم.» ـ پس دَرست چی می‌شه؟ یعنی نمی‌خوای درس بخونی؟ گفتم: «بابا اونجا هم مدرسه داره. اونجا هم می‌شه درس خوند. نگران این حرفا نباش... راستی باید برم مسجد.» و با عجله به طرف مسجد دویدم. گلبانگ اذان در هوای خون‌گرفته غروب می‌پیچید. چند نفر از بچه‌ها در مسجد بودند. خلیل عظیمی هم بود. همان که یادم داد چگونه شناسنامه‌ام را دست‌کاری کنم. تا او را دیدم به سمتش دویدم و گفتم: «خلیل دمت گرم! برنامه‌هام ردیف شد. این قدر زیر گوش بابا خوندم که اعصابش تیلید شد و بالاخره هم با گریه و التماس تونستم فرم بگیرم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
hesam
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

همه ی کتابهای داوود امیریان فوق العاده است

ایران
۱۳۹۷/۰۶/۰۸

خوب بود

امیررضا میرزائیان
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

سلام کتاب هیجانی و زیبا و خنده دار و آموزنده ای بود. کتابهای آقای امیریان همشون عالی هستند.

فریده
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

در مورد خاطرات نویسنده از دوران جنگ و جبهه بود. متن روان و موضوع خوبی داشت. پیشنهاد میکنم بخونید.

کفشدوزک
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

خوب بود👍🏻💝

S.R.N
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

واقعا خیلی زیبا بود و من از خوندن این کتاب لذت بردم عاااااااالی👌👌👌👌

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵)
به خدا اگر پشت به آرمان و اهداف شهدا بکنیم اون‌ها تو اون دنیا با صورت خونین و بدن مجروح از ما بازخواست می‌کنن. اون وقت چی می‌خوایم بگیم؟
فریده
بچه‌ها به کلاس اطلاعات «کلاس گفتن نگید» می‌گفتند.
Hossein
«کربلا کربلا، بیب! بیب، ما داریم می‌آییم کربلا کربلا، بیب بیب، بزن بغل ما داریم می‌آییم»
Hossein
برادرا! قدر این لحظات و فرصت‌ها رو بدانید. اینجا که شما نشستین در آینده زیارتگاه عاشقان می‌شه. چه بچه‌هایی اینجا بودن که پریدن! تو اینجا نماز شب خوندن. مناجات کردن. سوختن و به وصال رسیدن. وای به حال ما اگر راه اون‌ها رو ادامه ندیم. بدا به حال ما اگه به اون‌ها خیانت کنیم.
فریده
یکی از بچه‌ها به نام حمید عسگری با خودش یک جوجه آورده بود که حالا تبدیل به مرغ شده بود؛ اما چه مرغی! حیوان مادرمرده از بس صدای شلیک گلوله و آرپی‌جی شنیده بود، پرهایش ریخته بود و به قول بچه‌ها موجی شده بود. هر چه اصرار کردیم که نمی‌شود در خط دوم این مرغ را نگه داشت، راضی نشد و بالاخره هم آن را با خود آورد.
***

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۲۸
تعداد صفحات۹۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۲۸