با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب پاوه سرخ؛ بر اساس زندگی شهید مصطفی چمران (قصه‌ی فرماندهان ۶) اثر داوود بختیاری دانشور

دانلود و خرید کتاب پاوه سرخ؛ بر اساس زندگی شهید مصطفی چمران (قصه‌ی فرماندهان ۶)

۴٫۳ از ۱۲ نظر
۴٫۳ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پاوه سرخ؛ بر اساس زندگی شهید مصطفی چمران (قصه‌ی فرماندهان ۶)  نوشته  داوود بختیاری دانشور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پاوه سرخ؛ بر اساس زندگی شهید مصطفی چمران (قصه‌ی فرماندهان ۶)

مجموعه ۲۸ جلدی «قصه فرماندهان» که به همت انتشارات سوره مهر تهیه و تدوین شده است، سرگذشت‌هایی داستان‌گونه از زندگی فرماندهان شهید هشت سال دفاع مقدس را روایت می‌کند. اطلاعات این مجموعه‌ها از مصاحبه با همرزمان، خانواده‌ها و دوستان این شهدای گرانقدر گردآوری شده و به قلم توانای نویسندگان فعال حوزه دفاع مقدس به رشته تحریر درآمده است. «پاوه سرخ» داستان زندگی فرمانده شهید، دکتر مصطفی چمران را روایت می‌کند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
deniz
۱۳۹۹/۰۶/۲۹

بارها و بارها اشک ریختم به یاد غریبی و مظلومیت مردمان جنگ . برای حفظ این خاک چه انسانهای بزرگی جان فشانی کرده اند...

ایلیا
۱۳۹۹/۰۹/۱۴

کتاب بسیار خوبی بود حدودا توی 4 روز تمومش کردم من شهید چمران رو خیلی دوست دارم و با این کتاب ایشون رو خیلی بهتر شناختم صفحاتش کمه ولی در همون صفحات کم خیلی چیز های جالبی میخوانید

کاربر ۳۶۰۵۹۸۹
۱۴۰۰/۰۹/۰۹

کتابی زیبا با روایت خاطراتی بسیار جالب

کاربر ۱۴۶۷۲۱۴
۱۳۹۹/۰۷/۰۳

بیشتر ازاینکه در مورد شهید چمران اطلاعات بده، روی نحوه و ادیبات نگارش مانور داده و بخاطر همین شبیه رمان شده تا کتابی برای شناحت ابعاد وجودی یک شهید والامقام

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
صدای دکتر چمران که داشت با یکی از پاسدارها صحبت میکرد، توجه‌ام را جلب کرد. سر و صورتش خاک‌آلود بود و رگهای گردنش به بزرگی انگشت دست بالا آمده بودند. میشد فهمید در وجودش چه میگذرد. کاغذی را روی زمین پهن کرده بود و داشت نقاطی را به پاسدار نشان می‌داد. صدایش خفه بود. شاید از صدای شیون زنها و بچه ها بغضش گرفته بود. آخر دکتر خیلی دل‌رحم و مهربان بود. برای لحظه‌ای صدای تیر و گلوله خفه شد و سکوت ترسناکی تمام شهر و آسمانش را در خود فشرد. ناگهان خرخر بلندگویی، آن سکوت وهم‌آور را شکست: «هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند، در امن و امان است، ما فقط آمده‌ایم که پاسداران و دکتر چمران را سرببریم!» دکتر برای اینکه روحیه بچه ها را بالا ببرد. خندید و گفت: «زیاد به حرفهایشان اهمیت ندهید. اگر خدا بخواهد و تا صبح دوام بیاوریم، کارشان را یکسره میکنیم.»
زینب هاشم‌زاده
با شنیدن خبر رفتنش به «مصر» لرزه بر تمام وجودم چنگ انداخت. دلم میخواست به پاهایش بیفتم و نگذارم برود. وقتی علت رفتنش را پرسیدم، گفت: «چه فایده که من در اینجا حقوق زیاد بگیرم و راحت زندگی کنم؛ ولی در دنیا بیعدالتی وجود داشته باشد؟!» این فکر مثل خوره تو مغزم افتاده بود. او که میتوانست در بهترین نقطه آمریکا زندگی کند، کشتی و هواپیمای شخصی داشته باشد، چگونه میتوانست پشتپا به همه این چیزها بزند.
nasim

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۱۰
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۷۱-۶۰۳-۵
تعداد صفحات۸۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۱۰
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۷۱-۶۰۳-۵