با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب برنامه‌نویس اثر وحید حُسنی

دانلود و خرید کتاب برنامه‌نویس

۴٫۷ از ۱۲ نظر
۴٫۷ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب برنامه‌نویس  نوشته  وحید حُسنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب برنامه‌نویس

«برنامه نویس» وحید حُسنی (-۱۳۵۹) نویسنده یزدی، رمان برگزیده جشنواره رضوی در سال ۹۶ است. قصه این کتاب که در فضایی جذاب و صمیمانه به‌پیش می‌رود، اتفاقاتی که برای راوی پیش آمده و فراز و نشیب‌های یک طرح کاری او را بیان می‌کند. موضوعاتی چون فضای مجازی، سربازان گمنام امام زمان (عج)، امنیت و اقتدار ملی و گوشه‌هایی از دفاع سایبری در بستر این داستان روایت شده‌اند. این رمان، همت، غیرت و پایداری پایمردانی که با دست خالی و امکانات موجود با تکیه بر توان داخلی و دانش بومی مسیر رشد و پیشرفت ایران مقتدر و با صلابت را هموار کردند ارج می‌نهد و تحسین می‌کند. ماجرای رمان همزمان با اتفاقات سال ۸۸ است و ما شاهد موضع‌گیری قشرهای مختلف جامعه در این‌باره از جمله شخصیت اصلی داستان هستیم: روزهای اول دغدغه‌ام پیداکردن دوربین‌ها، سردرآوردن از کدهای شبکه و رمزهای ابَرسِرورهای دانشگاه بود. خیلی سریع‌تر از آنچه فکر می‌کردم آن‌ها را پیدا کردم. گمان می‌کردم باید این کار بخشی از اُخت‌شدن با دانشگاه و محیط جدید باشد. بعد از آنکه به منطقۀ اطلاعاتی دیگری در شهر رفتم تا از آنجا از فهرست کل اطلاعات دانشگاه رونوشتی بگیرم دیگر حس کردم کاری برای انجام‌دادن در دانشگاه ندارم. کاملاً با دانشگاه اخت شده بودم. به خودم قول داده بودم برنامه‌نویس خوبی باشم؛ یک هکرِ سفید، نه یک بار نمره‌ای از خودم جابه‌جا کردم و نه به کسی گفتم می‌توانم زندگی کاری‌شان را بگذارم جلوی رویشان، حتی صورت جلسات و مصوبات حوزۀ ریاست را به نشریات دانشجویی، که برای این‌طور چیزها بدجور اشتیاق داشتند، نفرستادم. برای اینکه تمرین کدنویسی کنم خیلی جاها، مراکز و وب‌سایت‌ها وجود داشت که خوراک هک‌کردن بودند، ولی می‌دانستم هک‌کردن و وارد سیستم شدن در فضای کشور خوب نیست. هر لحظه ممکن است بی‌مقدمه دو تا آقای محترم بیایند بالای سرت و بگویند: «آقا می‌شود با ما بیایید...؟ لپ‌تاپتان را هم بیاورید.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
گل
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

عالی هست حتما حتما بخونید جذابه برای من خیلی با حال بود

رابرت
۱۳۹۶/۱۲/۲۲

کتاب جالبیس ولی سعی کنید از بیرون تهیه کنیدش عکس روی جلد ماله بچه های برقه😀

Chamran_lover
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

کتاب خیلی عالیه یه فضای جدید رو تجربه کردم باهاش....

M.S.H
۱۴۰۱/۰۱/۱۶

فکر میکردم چیزی شبیه ماحرایهای سریال گاندو باشه 😎یک کتاب عالی ، که هرچقدر جلوتر میروی بیشتر درگیر داستان میشوی و عجب پایانی! یک پایان باز ولی مشخص و قانع کننده . عالی بود... اللهم الرزقنا...

کاربر ۲۶۴۳۷۲۳
۱۴۰۰/۰۱/۲۲

سلام خیلی عالی بود واقعا از خواندن این رمان لذت بردم

آر-طاقچه
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

خوب بود

Ali
۱۳۹۷/۰۳/۲۵

جالب نبود به نظرم مفاهیم کلی خوبی داشت ولی شخصیت اصلی خیلی اغراق شده و توهمی ساخته شده بود یه سری اشتباه هم از نظر اصطلاحات و کاربردهای برنامه‌نویسی داشت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
برای اینکه تمرین کدنویسی کنم خیلی جاها، مراکز و وب‌سایت‌ها وجود داشت که خوراک هک‌کردن بودند، ولی می‌دانستم هک‌کردن و وارد سیستم شدن در فضای کشور خوب نیست. هر لحظه ممکن است بی‌مقدمه دو تا آقای محترم بیایند بالای سرت و بگویند: «آقا می‌شود با ما بیایید...؟ لپ‌تاپتان را هم بیاورید.»
Nerd
از این موضوع که از وقت و هزینۀ دانشگاه ما خرج می‌کند برای تحویل یک اختراع به دانشگاهی دیگر زیاد خوشم نمی‌آمد. بدتر اینکه شاید خودش می‌توانست اینجا بیست تا مخترع تحویل بدهد.
• Khavari •
برایم روشن بود که ساختن از اول تا آخر رفتن است و خراب‌کردن از آخر به اول؛
MHNOURII
همه خودشان را در کارشان منطقی نشان می‌دهند. همه خودشان را منطقی‌ترین فردی می‌دانند که می‌شناسند و من هم همین‌طورم. فکر می‌کنم دارم منطقی‌ترین کارهای دنیا را می‌کنم. حتی کسانی که از منطق بدشان می‌آید برای بی‌منطق‌بودن خودشان منطق می‌تراشند.
Kimia Bahari
یک قاعده بیشتر توی جنگ نیست: زدی، بردی. همین و تمام. ولی ماجرای ما این‌طوری تمام نشد. وقتی صلح شد، وقتی برگشتیم به جامعۀ خودمان، این‌طرف خاکریز گفتیم خودی‌ها و این‌طرف خاکریزها که بدتر از دشمن نیستند، درست می‌شود، درستشان می‌کنیم! توی جامعه، توی کار، گاهی می‌شد که از بی‌انصافی، بی‌قانونی، بی‌عدالتی و هرچیزی که بدم می‌آمد کلافه می‌شدم و گاهی به ستوه می‌آمدم. گاهی واقعاً می‌خواستم بزنم فرد پشت میز را با یک خمپارۀ شصت له کنم، ولی نمی‌شد؛ انگار دشمن آمده این‌طرف خاکریز و دائم جلوی چشمت نیروی خودی، غیرخودی می‌آیند و می‌روند و تو نمی‌توانی تشخیص بدهی کدام را باید بزنی. فهمیدم زدنی در کار نیست، سازشی هم در کار نیست، پس باید از نو جامعه را ساخت، باید تغییر داد. تازه فهمیدیم که ساختن به راحتیِ خراب‌کردن نیست.
Aqiq
در زمان کارشناسی دو سه تا از اساتید با من یک‌جور دیگری برخورد می‌کردند؛ خیلی بیشتر تحویل می‌گرفتند و اظهار علاقه می‌کردند که بیشتر با آن‌ها بپرم و بیشتر به دفترشان سر بزنم. حتی یکی‌شان دوست داشت من در اتاق او کار کنم و کلید اتاقش را تعارف می‌کرد. آن‌ها من را دو سه تا مقاله می‌دیدند که جلوشان راه می‌رود یا پروژه‌ای هستم که از قِبَلِ آن می‌توانند میلیونی به جیب بزنند و از روی محبت چند هزار تومان هم کف دست من بگذارند؛ برای همین دوروبر آن‌ها آفتابی نمی‌شدم. خودم را خنگ‌تر از آن نشان می‌دادم که بودم.
Kimia Bahari

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۰۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۲/۲۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۰۳-۱۶۹۸-۳‬‬
تعداد صفحات۲۰۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۲/۲۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۰۳-۱۶۹۸-۳‬‬