با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شاهزاده و گدا

دانلود و خرید کتاب شاهزاده و گدا

۴٫۶ از ۲۸ نظر
۴٫۶ از ۲۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شاهزاده و گدا  نوشته  مارک تواین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب شاهزاده و گدا

«شاهزاده و گدا» اثر جاودانه مارک تواین (۱۹۱۰-۱۸۳۵) نویسنده آمریکایی و بازنوشته کاترین اولمستید است. این اثر که در سال ۱۸۸۱ میلادی نوشته شد، بارها مورد اقتباس فیلم‌سازان سینمایی و تلوزیونی قرارگرفته و انیمیشن‌هایی نیز بر اساس آن ساخته شده‌است. داستان از این قرار است که ادوارد ولیعهد انگلستان و تام که گدایی بیش نیست هر دو در یک روز به‌دنیا آمده‌اند؛ در دو خانواده و فرهنگ متفاوت. آنها بسیار به یکدیگر شبیه‌اند اما یکی گدا و دیگری شاهزاده. دست تقدیر این دو را مقابل هم قرار می‌دهد و داستان این گونه پیش می‌رود که گدا به جای شاهزاده بنشیند و شاهزاده به لباس گدا درآید: ادوارد آهسته گفت: «اکنون من پادشاه هستم.» به جمعیت شاد اطرافش نگاه کرد: «اکنون من پادشاه هستم. عجیب نیست که کسی نمی‌تونه من رو ببینه؟» مایلز و ادوارد بالای پل رفتند. آن‌قدر جمعیت آنجا زیاد بود که به کندی حرکت می‌کردند. پل همیشه جای شلوغی بود. دو طرفش فروشگاه‌ها، مهمان‌خانه، قصابی‌ها و نانوایی‌ها قرار داشت. در واقع، خودش به تنهایی مانند شهر کوچکی بود. مایلز جلو یکی از این مهمان‌خانه‌ها ایستاد. او و ادوارد داشتند وارد آن می‌شدند که جان کانتی، ادوارد را از پشت گرفت. آقای کانتی تمام روز را دنبال پسرش گشته بود. بارها و بارها از روی پل گذشته و از همه پرسیده بود که آیا پسرک را دیده‌اند یا نه. بالاخره هم او را دیده بود که با مایلز می‌رود. آقای کانتی زیر لب غرید: «فکر کردی می‌تونی فرار کنی. بِهِت یه درسی می‌دم، یه درسی که حالا حالاها فراموشش نکنی.» دست ادوارد را کشید و سعی کرد او را به سمت پایین خیابان ببرد. مایلز بین آن دو ایستاد. پرسید: «با این پسر چی کار داری؟ چرا باهاش این‌جوری رفتار می‌کنی؟» چشم‌های آقای کانتی تنگ شد: «به تو چه؟ پسرمه! و هر کاری دلم بخواد می‌کنم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۲)
Zahra
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

کتاب زیبایی بود و جمله های زیبایی در این کتاب کار رفته بود فقط وسط هاش کمی بد شد و انگیرم برای خوندن این کتاب کم شد ولی درکل زیبا بود از نویسندش متشکرم برای ۹ الی ۱۳ سال بهتره

- بیشتر
🧚‍♂️💚𝙃𝙖𝙨𝙩𝙞💚🧚‍♂️
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

وای عالی بود من هم فیلم وهم کتابشو خوندم😄😄

افسانه ادیتور
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

من نسخه چاپیش رو خوندم عالی بود

m
۱۳۹۹/۰۱/۰۴

خوب بود خوشم اومد

دلسا
۱۳۹۶/۱۲/۰۴

فوق العاده ست...

roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

8 سال پیش خوندمش من خیلی دوسش نداشتم ولی کتاب جالبیه به نظرم

7Zariiiii7
۱۳۹۷/۱۱/۰۴

خیلی دوسش دارم کتاب فوق العاده ایه اصلا کلا من کتابای مارک تواین رو خیلی دوست دارم

هنرمند هنردوست
۱۳۹۷/۱۲/۱۲

فیلمشو دیدم ، من که خیلی دوست داشتم

علیرضا
۱۳۹۸/۰۳/۰۲

داستان جالبی بود، اما ترجمه یا بازنویسی ش نه.

علی
۱۳۹۸/۰۱/۰۷

خیلی خوب بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸)
آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه که دشمناش ممکنه کجا مخفی شده باشن.»
Mahya
آرزوی تولد یک پسر را داشتند. اگرچه پادشاه دو دختر بزرگ داشت، اما اکنون ادوارد وارث تاج و تخت بود؛ و یک روز، پادشاه می‌شد.
Zahra
تولد شاهزاده و گدا سال‌ها پیش، در شهر لندن، پسری به دنیا آمد. اسمش تام کانتی بود. خانواده‌اش بسیار فقیر بودند و توان بزرگ‌کردنش را نداشتند. در همان روز، در بخش دیگری از لندن، پسری در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد که خانواده‌اش او را خیلی دوست داشتند. نامش ادوارد تیودور بود و پدرش، پادشاه انگلستان.
بمب کتاب
کانتی، شاهزاده را گرفت و با خشونت به سمت پایین خیابان کشاند. ادوارد تمام طول مسیر خانهٔ کانتی تقلا کرد. فریاد زد و کمک خواست.
Zahra
آقای کانتی، شاهزاده را گرفت و با خشونت به سمت پایین خیابان کشاند.
Zahra
مُهر سلطنتی ـ هر چه که هست ـ باید جایی در آن اتاق باشد ولی تام فقط لبخند زد و شانه‌هایش را بالا انداخت. خب، هرتفرد وقتی داشت به سمت اتاق پادشاه می‌رفت، با خود فکر کرد: «شاید شاهزاده دیوانه شده،
Zahra
می‌کشید، اما کانتی او را محکم نگه داشته بود.
Zahra
ادوارد، به تام که لباس‌هایی پاره و کهنه به تن داشت نگاه کرد: «ای کاش فقط می‌تونستم لباس‌های تو رو بپوشم و برای یک روز از زندگیت لذت ببرم. هیچ چیز مثل این، من رو خوشحال نمی‌کنه.» تام، با بهت و حیرت به ادوارد خیره شده بود: «قربان، اگه فقط می‌تونستم یک‌بار لباس‌های شما رو بپوشم، دیگه هرگز چیزی نمی‌خواستم.» شاهزاده از جای خود بلند شد: «پس بیا این کار رو بکنیم! بیا لباس‌هامون رو عوض کنیم. شاید فقط مدت کوتاهی طول بکشه، اما آن‌قدر هست که لذت ببریم
MMST

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۱/۰۲
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۰۸-۰۲۴۳-۱
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۱۱/۰۲
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۰۸-۰۲۴۳-۱