کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل جورج لوکاچ + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل

کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل

نویسنده:جورج لوکاچ
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل

کتاب هستی‌ شناسی کاذب و راستین هگل (Hegels false and his genuine ontology)، نوشته‌ جورج لوکاچ و ترجمه زهره نجفی، در سال ۱۴۰۴ توسط گروه انتشاراتی ققنوس منتشر شده است. این کتاب ترجمه‌ی فصل سوم جلد نخست اثر بزرگ لوکاچ با عنوان هستی‌شناسیِ هستیِ اجتماعی است و به بررسی جایگاه هگل در طرح هستی‌شناسانه‌ی او می‌پردازد. مترجم در مقدمه، مسیر فکری لوکاچ، نسبت پروژه‌ی هستی‌شناسی با اخلاقیات و زیبایی‌شناسی و نیز اهمیت بازخوانی منطق هگل را توضیح داده است. این کتاب تحلیلی انتقادی و درعین‌حال وفادار به هگل است و تلاش می‌کند دو لایه‌ی «هستی‌شناسی راستین» و «هستی‌شناسی کاذب» را در منطق هگل از هم جدا کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل اثر جورج لوکاچ

کتاب هستی‌ شناسی کاذب و راستین هگل بخشی از پروژه‌ی عظیم جورج لوکاچ در هستی‌شناسیِ هستیِ اجتماعی است که در آن می‌کوشد مبانی هستی‌شناسانه‌ی اخلاقیات و نظریه‌ی انتقادی را بازسازی کند. این کتاب ترجمه‌ی فصل مفصلِ مربوط به هگل است؛ فصلی که لوکاچ در آن با رجوع به علم منطق و دایرةالمعارف هگل، دو گرایش متضاد در اندیشه‌ی او را تشخیص می‌دهد: گرایشی که از دل ساختار واقعی هستیِ اجتماعی برآمده و به تعبیر او هستی‌شناسی راستین است و گرایشی که مقولات برآمده از این واقعیت را به نظامی منطقی و فراگیر تعمیم می‌دهد و به هستی‌شناسی کاذب بدل می‌شود. 

جورج لوکاچ در کتاب هستی‌ شناسی کاذب و راستین هگل، نشان می‌دهد که چگونه مفاهیمی مانند غایت، کار، تعینات بازتاب (ذات، نمود، وانمود، ضرورت، امکان، صورت، محتوا) و ایده‌ی تمامیت در منطق هگل ریشه در تجربه‌ی تاریخی و اجتماعی جامعه‌ی بورژوایی دارند، اما در نظام هگلی به مقولاتی کلی و فراتاریخی تبدیل شده‌اند. او در عین نقد، سویه‌های مترقی و آینده‌نگرانه‌ی هگل را برجسته می‌کند؛ از جمله تقدم شدن بر هستی، حذف مغاک میان ذات و نمود و امکان فهم دیالکتیکی تمامیت. این کتاب علاوه‌بر متن اصلی لوکاچ، مقدمه‌ی مفصل مترجم و پیش‌گفتاری از مایکل جی. تامپسون را نیز در بر می‌گیرد که در آن‌ها جایگاه این اثر در سنت نظریه‌ی انتقادی، نسبت آن با مارکس، آدورنو، هابرماس و هونث و نیز اهمیت بازگشت به هستی‌شناسی برای برون‌رفت از نیهیلیسم اخلاقی و معرفتی توضیح داده شده است.

خلاصه کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل

کتاب هستی‌ شناسی کاذب و راستین هگل به پرسش مرکزی لوکاچ می‌پردازد: چگونه می‌توان نسبت میان ضرورت علّی و آزادی انسانی یا به تعبیر او، نسبت میان علیت و غایت‌انگاری، را در سپهر هستی اجتماعی فهمید. جورج لوکاچ باتکیه‌بر مفهوم کار به‌عنوان «پدیدار نخستین» و «صورت نخستین» پراکسیس انسانی، نشان می‌دهد که در فرایند کار، غایتی که در اندیشه وضع شده به واقعیت مادی و اجتماعی منتقل می‌شود و سوبژکتیویته در ابژکتیویته عینیت می‌یابد. 

لوکاچ در خوانش دقیق منطق هگل، از یک‌سو بصیرت‌های هستی‌شناسانه‌ی او درباره‌ی شدن، تناقض، تمامیت و تعینات بازتاب را استخراج می‌کند و از سوی دیگر گرایش منطق‌گرایانه و متافیزیکی هگل را که به مفاهیمی چون سوژه‌ابژه‌ی این‌همان و کلیت‌های فراواقعی می‌انجامد، نقد می‌کند. هدف نهایی کتاب فراهم‌کردن بنیانی هستی‌شناسانه برای اخلاقیات و نظریه‌ی انتقادی است که بتواند بیگانگی، شیءوارگی و گسیختگی مدرن را توضیح دهد و امکان صورت‌های پیشروتر زندگی اجتماعی را نشان دهد.

چرا باید کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل را بخوانیم؟

خواندن این کتاب امکان مواجهه‌ی مستقیم با یکی از پیچیده‌ترین فصل‌های پروژه‌ی متأخر لوکاچ را فراهم می‌کند؛ جایی که او از دل منطق هگل، طرحی برای هستی‌شناسیِ هستیِ اجتماعی و اخلاقیات برمی‌کشد. کتاب هستی‌ شناسی کاذب و راستین هگل برای فهم نسبت کار، غایت‌انگاری، بیگانگی و تمامیت در سنت ارسطویی‌هگلی‌مارکسی و نیز برای نقد خوانش‌های رایج از نظریه‌ی انتقادی اهمیت ویژه‌ای دارد.

خواندن کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

مطالعه‌ی این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران فلسفه، علوم اجتماعی و تاریخ اندیشه پیشنهاد می‌شود؛ به‌ویژه کسانی که درگیر مباحث نظری هگل، مارکس، لوکاچ، نظریه‌ی انتقادی، بیگانگی، شیءوارگی و نسبت اخلاقیات و هستی‌شناسی هستند یا می‌خواهند با متن تحلیلی لوکاچ آشنا شوند.

درباره جورج لوکاچ

جورج لوکاچ در سال ۱۸۸۵ به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۱ درگذشت. او فیلسوف، منتقد ادبی، نظریه‌پرداز مارکسیست، فعال سیاسی مجار و از مهم‌ترین چهره‌های مارکسیسم غربی بود. لوکاچ در جمهوری شورایی مجارستانِ ۱۹۱۹، کمیسر فرهنگ و آموزش بود و بعدها نیز در رویدادهای انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان نقش سیاسی فعالی ایفا کرد.

اندیشه‌های لوکاچ بیشتر بر فلسفه‌ی مارکسیستی، زیبایی‌شناسی، ادبیات و مفهوم ازخودبیگانگی متمرکز بود. او از هنر و خلاقیت انسانی در برابر کنترل مستقیم سیاسی دفاع می‌کرد و معتقد بود هنر نباید صرفاً به ابزار تبلیغاتی حکومت تبدیل شود. آثارش نقش مهمی در شکل‌گیری مارکسیسم غربی و نقد فرهنگ مدرن داشت.

لوکاچ در مدرسه‌ی کلیسای لوتری تحصیل کرد و در سال ۱۹۰۷ رسماً به آیین لوتری گروید. او در سال ۱۹۰۶ مدرک دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه کلژوار دریافت کرد و سپس با ارائه‌ی پژوهش‌هایی درباره‌ی تاریخ مدرن نمایش‌نامه، از دانشگاه بوداپست نیز دکتری گرفت. او در محافل روشنفکری شهرهایی چون بوداپست، برلین، فلورانس و هایدلبرگ حضوری فعال داشت.

از مشهورترین آثار او می‌توان به کتاب تاریخ و آگاهی طبقاتی اشاره کرد؛ اثری تأثیرگذار که در آن به مسئله‌ی آگاهی طبقاتی، شیءوارگی و نقد سرمایه‌داری پرداخت.

بخشی از کتاب هستی شناسی کاذب و راستین هگل

«اگر قرار باشد نظریهٔ انتقادی امروز موضوعیتِ ماندگاری داشته باشد، این موضوعیت در این قابلیتِ آن نهفته است که بتواند صورت‌های معنادار زندگی را در مقابل ساختارِ در حال حاضر موجودِ واقعیتِ اجتماعی قرار دهد؛ آن نوع تأملِ انتقادی که نه‌تنها بتواند به گفتمانی حقیقتاً انتقادی شکل دهد، بلکه همچنین مقولاتی اخلاقیاتی را در اختیار ما قرار دهد تا در ایجاد نهادهای نوین هدایتگر باشد، بتواند با ژرف‌ترین صورت‌های انسانیت‌زدایی و تنزلِ اخلاقی مواجه شود، و بدین ترتیب بینشی دربارهٔ آن صورتی از زندگی اجتماعی به ما عرضه کند که از نظر کیفی پیشروتر است. رانهٔ برانگیزاننده‌ای که از ابتدا هوادارانِ سنت مارکسیسمِ غربی را به پیش راند همین بود و از این نظر آثار دورهٔ متأخرِ لوکاچ ــ به‌ویژه پژوهش‌های او دربارهٔ پرسش‌های هستی‌شناختی ــ تلاشی نظام‌مند است در راستای بازآفرینیِ سنتِ نظریهٔ انتقادی و بازگرداندنِ آن به آغازگاه‌هایش که چیزی نیست مگر مواجهه با چیدمان‌های ساختاری و کارکردیِ جامعهٔ سرمایه‌داری. رویکرد لوکاچ، به جای ایجاد فلسفهٔ جدیدی دربارهٔ سوژه یا تلاش برای برساختنِ نظریه‌ای اخلاقیاتی مبتنی بر کانت یا هگل، بصیرت‌های مارکس را در تعمیقِ پروژهٔ نظریهٔ انتقادی جدی می‌گیرد. در این مقاله استدلال خواهم کرد که مفاهیمِ هستی‌شناسی و تمامیت نزد لوکاچ می‌توانند به ما کمک کنند تا چنین تحول پارادایمی‌ای در نظریهٔ انتقادی ایجاد کنیم، چنان تحولی که ما را به نقطه‌ای بازگرداند که در آن با عللِ ساختاری و مادیِ پیامدهای بیمارگونهٔ سرمایه‌داری مدرن مستقیماً مواجه شویم. به این معنا، در تلاش لوکاچ برای پرداختن به ساختارهای اساسی زندگی، اندیشه و فعالیتِ انسانی پرسشِ کلاسیک دربارهٔ بیگانگی، دربارهٔ امکانِ فقدانِ کنترل انسان بر خودتعین‌بخشی‌اش ــ هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی ــ در جایگاهی مرکزی باقی می‌ماند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵۸۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۵ صفحه

حجم

۵۸۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۵ صفحه

قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان