
کتاب تاریکی درون ما
معرفی کتاب تاریکی درون ما
کتاب تاریکی درون ما نوشتهی تریشیا لونسلر با ترجمهی زهرا سجادی داستان زنی جوان را روایت کرده است که برای بهدستآوردن آزادی و اختیار زندگیاش، پا به قلمرویی پر از توطئه، قدرت و میل انتقام میگذارد. قهرمان داستان، دوشس جوانی است که پس از قتل شوهر سالخوردهاش، خود را وارث املاک عظیم و در آستانهی استقلال میبیند؛ اما ورود وارثی ناشناخته همهچیز را بههم میریزد. تاریکی درون ما را انتشارات آذرباد منتشر کرده است و نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تاریکی درون ما
کتاب تاریکی درون ما اثری از تریشیا لونسلر است که در فضایی اشرافی و درباری، بر محور قدرت، میل، انتقام و خواهرانگی پیش رفته است. داستان با اعتراف تکاندهندهی قهرمان آغاز میشود؛ کریسانتا، دوشس نوزدهساله، شوهر بیمار و سالخوردهاش، دوک فولیوس، را با بالش خفه میکند تا به ثروت و آزادی برسد. کتاب تاریکی درون ما از همان فصل اول نشان داده است که با زنی «مطیع و سادهلوح» طرف نیست، بلکه با کسی روبهرو است که سالها نقش حماقت را بازی کرده تا در جهانی مردسالار، ابزارها و فرصتهایش را خودش بسازد. در ادامهی کتاب تاریکی درون ما، کریسانتا در املاک وسیع دوکنشین، مشغول بازسازی عمارت، افزایش دستمزد خدمتکاران، ساختن کتابخانه و باغهای تازه و ساختن زندگی دلخواهش است؛ زندگیای که در آن با خدمتکارانش هچ بازی میکند، برای پسر کوچک پیشخدمت، پیانو درس میدهد و برای خودش معشوق انتخاب میکند. اما نامهی عروسی خواهرش الساندرا با پادشاه سایهها، و خبر قوانین تازهای که ملکهی آینده برای زنان وضع کرده، حسادت و خشم عمیقی را در او بیدار میکند. کتاب تاریکی درون ما با ورود ناگهانی اریکس دیموس، جوانی مسلح که خود را نوهی دوک و وارث قانونی املاک معرفی کرده، وارد مرحلهای تازه میشود. تقابل کریسانتا و اریکس، بازی قدرتی است میان دو شخصیت سرسخت که هر دو حاضرند برای حفظ جایگاه و رؤیای خود، تا مرز خشونت و فریب پیش بروند. این اثر در فصلهای متعدد، همزمان روابط طبقاتی، مناسبات جنسیتی، بازیهای سیاسی و کشمکشهای درونی قهرمان را دنبال کرده است.
خلاصه داستان تاریکی درون ما
تاریکی درون ما داستان کریسانتا، دوشس جوانی است که در آغاز روایت، شوهر بیمار و سالخوردهاش، دوک فولیوس، را خفه میکند تا به ثروت، عنوان و استقلال برسد. او در جهانی که مردان برای همه تعیینوتکلیف میکنند، یاد گرفته است با تظاهر به حماقت و فرمانبرداری، قدرت واقعی را پنهان کند. پس از مرگ دوک، کریسانتا املاک را بازسازی میکند، دستمزد خدمتکاران را بالا میبرد، برای خود زندگی تازهای میسازد و حتی بهدنبال انتخاب معشوق میرود. اما نامهی عروسی خواهرش الساندرا با پادشاه سایهها و خبر قوانین جدیدی که به نفع زنان وضع شده، حسادت و خشم او را شعلهور میکند. درست زمانی که فکر میکند به آزادی کامل رسیده، اریکس دیموس، جوانی مسلح، وارد عمارت میشود و خود را نوهی دوک و دوک جدید فولیوس معرفی میکند. از اینجا به بعد، داستان به میدان نبردی میان دو ارادهی سرسخت تبدیل شده است؛ نبردی که در آن مرز میان عدالت، انتقام، عشق و جاهطلبی مدام جابهجا میشود.
چرا باید کتاب تاریکی درون ما را بخوانیم؟
تاریکی درون ما شخصیتی زن را در مرکز ماجرا قرار داده که نه قربانی صرف است و نه قهرمان بینقص؛ زنی که برای آزادی، دست به قتل میزند و در عینحال به عدالت، استقلال مالی و امنیت خدمتکارانش اهمیت میدهد. این کتاب کشمکش میان دو خواهر جاهطلب، تقابل با نظام مردسالار، و رویارویی دو وارث سرسخت را در فضایی اشرافی و پرتنش دنبال کرده است و برای کسانی که به داستانهای پرکشمکش قدرت و احساس علاقه دارند، تجربهای درگیرکننده فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن تاریکی درون ما به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور دربارهی جاهطلبی، قدرت، روابط خواهرانه و ساختن هویت زنانه در ساختارهای سخت اجتماعی علاقهمندند. همچنین برای مخاطبانی مناسب است که از فضاهای اشرافی، توطئههای درباری و کشمکشهای عاطفی و اخلاقی لذت میبرند.
بخشی از کتاب تاریکی درون ما
«اما بهمحض اینکه فولیوس جان دهد، همهٔ اینها ارزششان نمایان خواهد شد. دوک هیچ فرزندی ندارد، هیچ خویشاوندی ندارد که مقام و منصبش را برایشان به ارث بگذارد که این یعنی پس از مرگش، همهٔ اینها متعلق به من خواهند بود. عمارت، دوکنشین، خدمتکاران و پول. همهٔ اینها متعلق به من خواهند شد تا هر طور که مایلم با آنها رفتار کنم و دیگر هیچ مردی نمیتواند برایم تعیین و تکلیف کند. من تا آخر عمر یک دوشس بیوه خواهم ماند. برای همیشه آزاد و رها خواهم بود. آن روز بهقدری نزدیک است که میتوانم از همین حالا طعمش را بچشم. فقط چند هفتهٔ دیگر مانده. حداکثر یک ماه. امکان ندارد فولیوس بیشتر از اینها عمر کند. و دیگر نیازی نیست چهرهٔ واقعیام را از همه مخفی کنم. ... ما در دنیایی زندگی میکنیم که مردان برای همه تعیین و تکلیف میکنند. اینکه کجا زندگی کنیم. چه زمانی پول دریافت کنیم. با چه کسی ازدواج کنیم. میدانستم تنها شانسم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی این است که پدرم را توی مشت خودم بگیرم. آن شخص یا باید من میبودم یا خواهرم. اما من، خودم را ترجیح دادم.»
حجم
۳۳۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۵۹ صفحه
حجم
۳۳۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۵۹ صفحه