
کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول)
معرفی کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول)
کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول) (Alchemy of Secrets) نوشته استفنی گاربر، داستانی فانتزی، معمایی و پر از ارجاع به افسانههای شهری، هالیوود و معامله با شیطان است. روایت، دربارهی زندگی هالند سنت جیمز در لسآنجلس است که مشغول تحقیق دربارهی مرگهای مشکوک هالیوود است اما کمکم وارد جهانی میشود که در آن افسانهها شاید چندان هم افسانه نباشند. انتشارات آذرباد این رمان را با ترجمه ملیحه شجاعی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول)
کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول) اثری از استفنی گاربر است که فضای هالیوود، فولکلور، افسانههای شهری و جادوی خطرناک را در هم میآمیزد. روایت در دو سطح پیش میرود: بخشی به صورت دومشخص، خواننده را در کلاس مرموز فولکلور ۵۱۷ همراه میکند؛ کلاسی که در هیچ فهرست رسمیای ثبت نشده و استادش داستانهایی از شیطان، هتلهای جنزده، کارتهای ویزیت جادویی و بانکهای افسانهای تعریف کرده است. در سطح دیگر، زندگی هالند سنت جیمز در لسآنجلس دنبال میشود؛ دانشجوی سابق همین کلاس که حالا میان قرارهای عاشقانه، نمایش فیلمهای کلاسیک در کافیلب سانتا مونیکا و نوشتن پایاننامهای دربارهی مرگهای مشکوک هالیوود گیر افتاده است.
این کتاب در فصلهایی اصلی و میانپردههایی با عنوان فولکلور ۵۱۷ پیش میرود. این میانپردهها مثل پروندههای جداگانه، افسانههایی را معرفی میکنند که بعداً در زندگی هالند و اطرافیانش به طور عینی ظاهر میشوند؛ از ناظر زمان و بانک شهر سنتنیال تا هتل روزولت و آرامستان ابدی هالیوود. کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول) جهانی میسازد که در آن مرز میان افسانه و واقعیت مدام جابهجا میشود؛ پوسترهای مرموز در کوچههای لسآنجلس، مغازهای با دو درِ عجیب، ناظری که زمان مرگ را میگوید، بانکی که فقط با وقت قبلی پذیرش دارد و صندوق اماناتی که شاید به پدر گمشدهی هالند مربوط باشد. متن، همزمان هم حس یک معمای خانوادگی و هم حس شرکت در بازیای پر از سرنخ، قرارداد و معامله را ایجاد کرده است.
خلاصه داستان کیمیای اسرار (کتاب اول)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
هالند سنت جیمز، دانشجوی سابق کلاس فولکلور ۵۱۷، با افسانهها بزرگ شده است؛ از شکار گنجهای پدرش تا داستانهای پروفسور کیم دربارهی شیطان، ناظر زمان و بانکهای افسانهای. او حالا در لسآنجلس زندگی میکند، شبها در کافیلب سانتا مونیکا فیلمهای کلاسیک نوآر پخش میکند و روی پایاننامهای کار میکند که مرگهای مرموز ستارههای هالیوود را به معامله با شیطان ربط میدهد. یک پوستر عجیب در کوچهای ناشناخته، او و جیک را به مغازهای میکشاند که درِ «ساعتسازی»اش به ناظر زمان ختم میشود؛ جایی که باید روی برگههایی با کاغذ کاربن، نام و اطلاعاتشان را بنویسند.
همزمان، مردی به نام مانوئل وارگاس از بانکی در شهر سنتنیال سر میرسد و از صندوق اماناتی میگوید که ظاهراً پدر هالند برایش گذاشته است؛ صندوقی که اگر ظرف ۲۴ ساعت مطالبه نشود، محتویاتش سوزانده میشود. تماس بانک، تماس ناظر زمان با جیک، ناپدید شدن استاد محبوبش و ورود آدام بیشاپ به عنوان استاد راهنمای جدید، همه در چند روز روی هم میافتند و هالند را در مرکز شبکهای از افسانهها، مرگهای قدیمی، قراردادهای پنهان و راز خانوادگیاش قرار میدهند، بیآنکه بداند کدام افسانه فقط داستان است و کدام، واقعیت خطرناک.
چرا باید کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول) را بخوانیم؟
این کتاب ترکیبی از فانتزی شهری، معمای هالیوودی و فضای دانشگاهی است که در آن افسانههای شهری بهتدریج به وقایع عینی تبدیل میشوند. خواننده با دنبالکردن سرنخها، پوسترها، هتلها و بانکهای مرموز، همراه هالند میان کلاس فولکلور، سینماهای قدیمی و گذشتهی پرراز خانوادهاش حرکت میکند و با پرسشهایی دربارهی زمان، مرگ، معامله و بهای شهرت روبهرو میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کیمیای اسرار (کتاب اول) به دوستداران داستانهای معمایی، فانتزی، و علاقهمندان به افسانهها پیشنهاد میشود.
درباره استفنی گاربر
استفنی گاربر (Stephanie Garber) (متولد ۱۹۸۱) نویسندهی آمریکایی و از چهرههای پیشرو موج نوی فانتزی نوجوان است که بیشتر با داستان «کاراوال» شناخته میشود. او پیش از آنکه به نویسندهای تماموقت تبدیل شود، مشاغل مختلفی از جمله تدریس نویسندگی خلاق را تجربه کرده بود. گاربر پس از موفقیت سهگانهی کاراوال، دنیای داستانی جدیدی به نام «روزی روزگاری دلی شکسته» را به وجود آورد که این کتابها هم با استقبال هواداران ژانر فانتزی روبرو شدند. ویژگی بارز آثار این نویسنده، تمرکز بر درامهای عاشقانه پرکشش، معماهای پیچیده و فضاسازیهای اتمسفریک است که خواننده را با خود همراه میکند.
جوایز و افتخارات کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول)
- نامزد بهترین داستان فانتزی جوایز گودریدز (سال ۲۰۲۵)
- نامزد جایزهی She Reads در بخش بهترین داستان فانتزی و رئالیسمجادویی (سال ۲۰۲۵)
- در لیست پرفروشترین آثار نیویورکتایمز
- منتخب آمازون در بخش بهترین داستانهای علمیتخیلی و فانتزی
بخشی از کتاب کیمیای اسرار (کتاب اول)
«همهچیز با زمزمهای شروع شد که وقتی در صف قهوه ایستاده بودی شنیدی، داستانی که احتمالاً بهتر بود نادیدهاش بگیری؛ اما آن شایعه همچون ترانهای در سرت ماند، ذهنت را همچون معمایی حلنشده آزرد. تا اینکه سرانجام تو را به اینجا کشاند: پارکینگی که ظاهراً گزارش هواشناسی را نشنیده بود. گفته بودند امشب آسمان پرستاره است و ابری در کار نیست، اما تو باران را روی انگشتان پایت حس میکنی. قطرات باران با شوق بر زمین میخورند و تو با صندل روی آسفالت میدوی.
اطرافت، چراغهای خیابان چشمک میزنند، آوازی پر از خشخش برای قدمهای خیس تو. نفسنفس نمیزنی، اما سرعتت را کم میکنی و زیر سایبان تبلیغاتیای میایستی. واژهٔ "بهزودی" با حروف قرمز و درخشان برق میزنند و سایههای نئونی خود را روی باجهٔ بلیتفروشی قدیمی میاندازند؛ باجهای که با پوسترهای رنگورورفتهٔ جاذبههایی پوشیده شده که مدتهاست دورانشان گذشته و تمام شده است.
نام ورونیکا لیک با حروف زرد کمرنگی در بالای یکی از پوسترها میدرخشد و از پوستر دیگری لورتا یانگ سیاهوسفید به تو لبخند میزند. پوستر لورتا مربوط به فیلمی است با نام شبی برای به یادماندن و تو امیدوار هستی امشب هم یکی از همان شبها باشد.»
حجم
۳۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
حجم
۳۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
نظرات کاربران
فضاش... دیوونهواره. جدی میگم. اگه کاراوال توی یه جزیرهی فانتزی بود، این کتاب توی خیابونهای لسآنجلسه. انگار پرسی جکسون رو با لالالند قاطی کرده باشی، بعد ریخته باشی توی مخلوطکن، یه کم بنزین ریخته باشی روش و بعد کبریت کشیده
صبح خریدم یکبند خوندمش عجب کتابی عجب ترجمهای همهچی عالی و بینظیر 🤩
آب دستتونه بزارید زمین و به خودتون لطف کنید و این کتاب رو بخونیددددد😭😭😭 من این کتاب رو بلعیدم😭😭😭 به معنای واقعی کلمه عاشق این کتاب شدم🙂↔️ بی نظیر بود چیزی بود که واقعا بهش نیاز داشتم این کتاب بی نظیر بود انگار داری
این کتاب واقعا جذبت میکنه جوری که نمیتونی کتابو زمین بذاری دوست داری تند تند بخونی بری جلو مهمترین دلیلشم ترجمهی خوبشه که بسیار روان و بینقص بود مرسی از خانوم شجاعی عزیز♡
فصل ۵۰ به بعد واقعاً باعث شد سیمهای مغزم با همدیگه قاطی بشن. عجب چرخشهای داستانی داشت این کتاب و عجب پایانی... خیلی منتظر کتاب هستم بعد این پایان.
هنوز نخوندم خوبهه؟؟
سلام اول بگم کتاب برای علاقهمندان ژانر فانتزی جذاب هست ولی به نظرم خیلی شلوغه و خیلی دیگه فانتزیه خیلی نتونستم خودم تو اون فضا احساس کنم من کتاب در آغوش امواج خوندم از یه نویسنده ایرانی احسان گل زردی یه
سرگرم کننده بود.
خیلی دوست داشتنی بود.کتاب های استفنی گاربر جزو موردعلاقه هامه.دوس داشتم بیشتر راجب کرکتر گیب حرف بزنه. یکم راجب اون مبهم موند. ولی درکل عالی بود
rose_ita آیدی بهخوانم ، خوشحال میشم بهش یه سر بزنید💕✨