کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) استفنی گاربر + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

معرفی کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) با عنوان اصلی Once Upon a Broken Heart نوشته‌ استفنی گاربر با ترجمه‌ فاطمه حامدی‌ فر ادامه‌ی ماجراهای اوانجلین فاکس و شاهزاده‌ی دل‌ها، جکس، در دنیای جادویی شمال شکوهمند است. این کتاب که توسط نشر آذرباد آن را منتشر شده است، در ژانر فانتزی عاشقانه قرار می‌گیرد و پر از طلسم، پیشگویی، خون‌آشام‌ها، دروازه‌های ممنوعه و عشق‌هایی است که هر لحظه ممکن است به فاجعه تبدیل شوند. داستان از دل ولف‌هال، قلعه‌ی سلطنتی شمال، آغاز می‌شود و با ورود وارثی تازه، طلسمی آینه‌ای و تهدید طاق ولری، اوانجلین را در دوراهی‌های سخت‌تری قرار می‌دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) به قلم استفنی گاربر ماجرا را درست از جایی ادامه می‌دهد که کتاب اول متوقف شده بود؛ جایی که اوانجلین تازه فهمیده جکس در شب عروسی‌اش شاهزاده آپولو را مسموم کرده است. استفنی گاربر در این کتاب، جهان شمال شکوهمند را گسترش داده است؛ از ولف‌هال و کتابخانه‌ی سلطنتی تا محله‌ی اسپایر و آپارتمان لالا، تقدیر عروس مجرد.

کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) در چند بخش و فصل پی‌درپی پیش می‌رود؛ از طلسم‌های بی‌رحم تا صحنه‌های تعلیق‌آمیز در اتاق مخفی آپولو و دیدارهای پرتنش با جکس. در طول فصل‌ها، خواننده با مفاهیمی مثل طلسم آینه‌ای، وضعیت تعلیق، سنگ‌های گم‌شده‌ی طاق ولری و روایت‌های متناقض درباره‌ی ولری روبه‌رو می‌شود، جایی که یا صندوقچه‌ی گنج‌های جادویی یا زندانی برای موجودات شنیع است.

حضور شخصیت‌هایی مثل لالا، هولاک، کتابدار مرموز، لوکِ خون‌آشام و ماریسول، شبکه‌ای از روابط پیچیده، خیانت، حسادت و وفاداری را شکل داده است. کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) بیش از آنکه فقط یک داستان عاشقانه باشد، روی پیامدهای انتخاب‌ها، بهای امیدواری و شکنندگی پایان خوش مکث کرده است؛ همان چیزی که مادر اوانجلین آن را گنج بال‌دار می‌نامید که باید مدام دنبالش رفت تا فرار نکند.

خلاصه داستان سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

اوانجلین در کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) با نامه‌ای به خودش شروع می‌کند تا هرگز فراموش نکند جکس چه کرده است: مسموم‌کردن آپولو و تبدیل‌کردن او به ابزاری برای باز‌کردن طاق ولری. او در کتابخانه‌ی ولف‌هال دری ممنوعه را با خون خود باز می‌کند و می‌فهمد پیشگویی طاق مستقیماً به او مربوط است.

در همین‌ حین، آپولو در وضعیت تعلیق است و وارثی تازه به نام لوسین قرار است تاج‌وتخت را بگیرد. اوانجلین میان دو ترس گرفتار است: کمک‌کردن به جکس برای یافتن سنگ‌های گم‌شده‌ی طاق ولری یا از دست‌دادن آپولو و آینده‌ای که شاید بتواند با او بسازد. طلسم آینه‌ای تازه‌ای او را به آپولو گره می‌زند، لوک به‌عنوان وارث جدید ظاهر می‌شود و ماریسول و لالا هرکدام با رازها و انگیزه‌های خود، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کنند. دغدغه‌ی اصلی کتاب، بهای نجات‌دادن دیگران و اعتمادکردن در جهانی است که جادو همیشه بهایی پنهان دارد.

چرا باید کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) را بخوانیم؟

کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته روی مرز باریک میان عشق، فریب، تقدیر و انتخاب حرکت کرده است و نشان می‌دهد امید و پایان خوش چقدر شکننده و پرهزینه است. فضای جادویی شمال شکوهمند و شخصیت‌های خاکستری، خواندن آن را کنجکاوی‌برانگیز می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب سه‌ گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی) به علاقه‌مندان به فانتزی عاشقانه، طرفداران داستان‌های پر از جادو، خون‌آشام، دروازه‌های ممنوعه و پیشگویی‌های خطرناک پیشنهاد می‌شود. این اثر به کسانی که از روابط عاطفی پرکشمکش، قهرمانان آسیب‌پذیر و دنیاسازی پرجزئیات لذت می‌برند، توصیه می‌شود.

درباره استفنی گاربر

استفنی گاربر (Stephanie Garber)، متولد ۸ جولای ۱۹۸۱، نویسنده‌‌ی آمریکایی ادبیات داستانی نوجوان است که برای دو سه‌گانه‌ی به‌هم‌پیوسته‌ی «کاراوال» (Caraval) و «روزگار یک دل شکسته» (Once Upon a Broken Heart) شناخته می‌شود. او نویسنده‌ی شماره‌ی یک لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز و نویسنده‌ی پرفروش در سطح بین‌المللی است که کتاب‌هایش به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌اند.

بخشی از کتاب سه گانه روزگار یک دل شکسته (کتاب دوم، داستان عاشقانه غیرابدی)

«یک طلسم دیگر. جکس گفت: «انگار یه طلسم آینه‌اییه.» اوانجلین سعی کرد دوباره دچار وحشت نشود؛ اما اعصابش حسابی به‌هم‌ریخته بود. اگر او یک کتاب بود، حس می‌کرد صفحاتش دارند آرام‌آرام از عطف کنده می‌شوند. هم کبود شده بود، هم درحال خونریزی، شوهرش طلسم شده و حالا انگار طلسمی هم روی خودش افتاده بود؛ و جکس همچنان دستش را در دست داشت. اوانجلین دستش را از چنگ سرد جکس بیرون آورد؛ اما حس بهتری پیدا نکرد. تازه، موج جدیدی از سرما هم بر تنش نشست. جکس با صدایی که به‌ طرز ترسناکی خونسرد و باملاحظه شده بود، شروع به صحبت کرد. «تا وقتی‌که این طلسم آینه‌ای پابرجاست، هم آپولو هر جراحتی که تو دچارش بشی رو دریافت می‌کنه و هم تو هر جراحتی که اون دچارش بشه رو تجربه می‌کنی؛ اما این مرگ اونه که باید موجب نگرانیت باشه. اگه بمیره، توام می‌میری.» نگاه جکس روی دستمالی برگشت که دور زخم اوانجلین بسته بود. برای یک ثانیه، او کاملاً فاقد خوی انسانی به نظر می‌رسید. آن رد خونسردی از چهره‌اش رفته و سیمایش را انتقام‌جو و سنگدل جلوه می‌داد. در شرایط عادی اگر بودند، شاید اوانجلین از دیدن این حجم از تأثر شاهزادهٔ دل‌ها خشنود می‌شد؛ اما مطمئن هم نبود که واقعاً واکنشش را باور داشته باشد. خصوصاً پس‌ازاینکه تازه از این تقدیر هشدار گرفته بود فقط همین امشب را برای قبول معامله زمان دارد، وگرنه جکس دست به انجام کاری خواهد زد. اوانجلین پرسید: «تو این‌کارو کردی؟» جکس فقط به اوانجلین خیره ماند. «یه‌جوری وانمود نکن که انگار هیچ‌وقت واسه بازی دادنم بهم آزاری نرسوندی. همین‌الان بهم گفتی اگه موافقت نکنم طاق ولری رو باز کنم، یه ‌کاری می‌کنی واقعاً ازت متنفر بشم.» «من به همه آزار می‌رسونم، روباه کوچولو؛ ولی برای متنفر بودن از من باید زنده باشی.» نگاهش یخی شد. «من نمی‌خوام تو بمیری و هرکسی هم که سعی کنه تو رو بکشه از هستی ساقط می‌کنم.» سپس با گام‌های بلند از اتاق بیرون رفت.»

نظرات کاربران

Anahita
۱۴۰۵/۰۲/۲۵

فصل یک قشنگ بود و این فصل هم بد نیس. داستان کتاب رو دوست دارم اما شخصیت اول (اوانجلین) و حماقت هاش به بهونه آدم خوب بودن واقعا رو مخمه و کم کم داره برام غیر قابل تحمل میشه.

کیمیا
۱۴۰۵/۰۲/۱۶

ادامه کتاب اول بود و خیلی پایان شوکه کننده ای داشت! پایانی که اصلا انتظارش نداشتم اما مثل همیشه همه زاویه هرو از دید شخصیت اصلی قشنگ توصیف کرده بود و قابل درک بودن حتمی ادامه کتاب رو میخونم 🦊

کاربر 12009072
۱۴۰۵/۰۲/۲۵

حتما این کتاب رو بخونین عالیههه🥰

حنا دختری در چمنزار
۱۴۰۵/۰۲/۱۴

عالیییییییی🍎😍🦊😁💍💋

بریده‌هایی از کتاب

به نظر من یه پایان شاد برای همه وجود داره؛ اما فکر نمی‌کنم این پایان‌ها همیشه به آخرین صفحهٔ کتاب برسن یا همه تضمینی داشته باشن که به تا ابد به‌خوبی و خوشی زندگی کردن می‌رسن. پایان شاد می‌تونه به‌دست آوردنی باشه؛ اما نگه‌داشتنش دشواره. اونا مثل خواب‌های شیرینی می‌مونن که می‌خوان از شب فرار کنن. اونا گنج‌های بال‌دارن. اونا موجودیت‌های سرکش و وحشی و بی‌پروایی‌ان که باید مدام دنبالشون راه افتاد، وگرنه حتماً فرار می‌کنن و می‌رن.
کیمیا
چندروزه کجا بودی؟» ‫«دوشیزه‌های بی‌گناه رو می‌کشتم و به توله‌سگ‌های زبون‌بسته لگد می‌زدم.»
حنا دختری در چمنزار
برای هر آن‌کسی که ترس پیدا نکردن عشق حقیقی را تجربه کرده است.
کیمیا
داستان‌های عاشقانه هیچ‌وقت پایان شاد ندارن و همه هم اینو می‌دونن. لازم نیست کسی تا آخر داستان رو بخونه تا بفهمه خون روباه گردن کمانگیره
کیمیا
اوانجلین می‌خواست بگوید که: "فقط همین امشب، مال توئم"؛ اما فقط این حرف از دهانش بیرون آمد: «من مال توئم.»
حنا دختری در چمنزار
ای‌کاش داستان آن‌ها می‌توانست پایان متفاوتی داشته باشد.
کیمیا
او هرگز شاهزادهٔ دل‌ها را نبوسیده بود؛ اما این را یاد گرفته بود که معامله کردن با او به بوسه‌هایش شباهت بسیاری دارد...
کیمیا
‫«اشکالی نداره. من خودم که اگه مرد دیگه‌ای رو توی این شرایط با تو می‌دیدم، احتمالاً می‌کشتمش.»
حنا دختری در چمنزار
حقیقت اصلاً اون چیزی نیست که تو دلت بخواد.
کیمیا
«می‌خوای هرکدوم از اینا رو که خواستی برات بکشم؟»
حنا دختری در چمنزار

حجم

۶۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۷۴ صفحه

حجم

۶۰۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۷۴ صفحه

قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
۳۹,۰۰۰
۷۰%
تومان