
کتاب نظریه های منفی باف
معرفی کتاب نظریه های منفی باف
کتاب نظریههای منفیباف نوشتهی هلن پلاکرز و جیمز لینزی با ترجمهی مسعود یوسف حصیرچین تصویری گسترده از شکلگیری و گسترش ایدههایی ارائه میدهد که ذیل عنوان عدالت اجتماعی و پژوهش ـ کنشگری شناخته میشوند. نویسندگان با تکیه بر تاریخ اندیشهی معاصر، از لیبرالیسم و روشنگری تا پستمدرنیسم و نظریههای انتقادی، نشان میدهند چگونه مفاهیم نژاد، جنسیت و هویت به مرکز بسیاری از بحثهای دانشگاهی و اجتماعی منتقل شده است. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نظریه های منفی باف
کتاب نظریههای منفیباف با مرور گستردهی آثار میشل فوکو، ژاک دریدا، ژانفرانسوا لیوتار و دیگر متفکران، ریشههای پستمدرنیسم و چرخش آن بهسوی سیاست هویت و عدالت اجتماعی را دنبال میکند. هلن پلاکرز و جیمز لینزی در همان فصلهای آغازین، دو اصل بنیادین و چهار درونمایهی اصلی پستمدرنیسم را معرفی میکنند: اصل دانش پستمدرن، اصل سیاسی پستمدرن، درهمآمیختن مرزها، قدرت زبان، نسبیگرایی فرهنگی و فقدان امر فردی و همگانی. کتاب نظریههای منفیباف سپس نشان میدهد این چارچوب چگونه از فضای محدود نظریهپردازی فرانسوی به رشتههای دانشگاهی مختلف، از مطالعات فرهنگی تا نظریهی انتقادی نژاد، فمینیسم تقاطعی، نظریهی کوییر، مطالعات معلولیت و مطالعات چاقی راه پیدا کرده است. نویسندگان این روند را «پستمدرنیسم کاربردی» مینامند؛ مرحلهای که در آن شکگرایی رادیکال اولیه جای خود را به اطمینان اخلاقی و پروژهای بازسازیگر برای ساماندهی جامعه بر پایهی قرائت خاصی از عدالت اجتماعی میدهد. کتاب نظریههای منفیباف در فصلهای پایانی، از یکسو پیامدهای این نوع پژوهش ـ کنشگری را در دانشگاه، رسانه، شبکههای اجتماعی و سیاستهای هویتی دنبال میکند و از سوی دیگر، از موضعی لیبرال، بر ارزشهایی مانند دموکراسی، حقوق بشر همگانی، آزادی بیان، جدایی نهاد دین و دولت و پژوهش مدرکمحور تأکید کرده است. نویسندگان تلاش کردهاند نشان دهند چگونه میتوان هم به عدالت اجتماعی متعهد بود و هم نسبت به صورتبندی خاص «عدالت اجتماعی» و نظریهی برآمده از آن منتقد ماند.
خلاصه کتاب نظریه های منفی باف
کتاب نظریههای منفیباف ابتدا تصویری از لیبرالیسم بهعنوان بستری مشترک برای گفتوگو و حل تعارضها ترسیم میکند و سپس توضیح میدهد چگونه پستمدرنیسم با تردید نسبت به حقیقت عینی، علم و فراروایتها، این بستر را به چالش کشیده است. نویسندگان نشان میدهند این شکگرایی در دهههای بعد، در قالب نظریههای پسااستعماری، فمینیسم تقاطعی، نظریهی کوییر و نظریهی انتقادی نژاد، به ابزار کنشگری هویتی تبدیل شده است. کتاب نظریههای منفیباف استدلال میکند که این «نظریه» وقتی با پژوهش ـ کنشگری و سیاستهای هویتی گره میخورد، زبان، دانش و روابط قدرت را بهگونهای تفسیر میکند که بسیاری از تعاملات اجتماعی را در چارچوب سرکوب و امتیاز میبیند. در فصلهای پایانی، نویسندگان ضمن نقد این رویکرد، بر بازگشت به اصول لیبرال، گفتوگوی عقلانی و پژوهش تجربی بهعنوان راهی برای پیگیری عدالت اجتماعی بدون افتادن در دام اقتدارگرایی فکری تأکید کردهاند.
چرا باید کتاب نظریه های منفی باف را بخوانیم؟
کتاب نظریههای منفیباف امکان دنبالکردن سیر فکری پستمدرنیسم، نظریهی انتقادی و جنبش عدالت اجتماعی را در یک روایت منسجم فراهم میکند. خواننده با مفاهیم کلیدی مانند قدرتـ دانش، فراروایت، برساختگرایی فرهنگی و سیاست هویت آشنا میشود و در عین حال میبیند این مفاهیم در دانشگاه، رسانه و شبکههای اجتماعی امروز چگونه به کار گرفته شدهاند و چه تنشهایی با لیبرالیسم ایجاد کردهاند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب نظریههای منفیباف به دانشجویان و علاقهمندان علوم انسانی و اجتماعی، فعالان و منتقدان حوزهی عدالت اجتماعی، و کسانی پیشنهاد میشود که درگیر بحثهای مربوط به نژاد، جنسیت، هویت و آزادی بیان هستند و میخواهند پشتصحنهی نظری این مناقشات و پیامدهای فکری و سیاسی آن را بهتر بفهمند.
بخشی از کتاب نظریه های منفی باف
«درنتیجه، در بهترین حالت لیبرالیسم را میتوان بستری مشترک دانست که چارچوبی برای حل مشکل ارائه میدهد و درون آن، افرادی با دیدگاههای متفاوت سیاسی، اقتصادی و پرسشهای اجتماعی میتوانند دربارهٔ گزینههای سیاست عمومی بحثی عقلانی داشته باشند. با اینهمه، به نقطهای از تاریخ رسیدهایم که در قلب تمدن غربی، ایدههای نگه دارندهٔ لیبرالیسم و مدرنیته در خطر بزرگی قرار دارند. ماهیت دقیق این تهدید پیچیده است چون دستکم از دو فشار شدید، یکی انقلابی و دیگری واپسگرا، ناشی میشود که با هم بر سر این مسئله میجنگند که جوامعمان باید به کدام سوی نالیبرال کشیده شوند. ... این پژوهشگرـ کنشگران نهتنها به زبانی تخصصی حرف میزنند ـ و واژگان روزمرهای را به کار میبرند که مردم به اشتباه تصور میکنند آنها را میفهمند ـ بلکه نمایندهٔ فرهنگ کاملاً متفاوتی هستند که در فرهنگ خودمان تنیده شده است. دارندگان این دیدگاه شاید از لحاظ فیزیکی نزدیکمان باشند اما از لحاظ فکری، بینمان یک جهان فاصله است و همین امر فهم و برقراری ارتباط با آنها را شدیداً دشوار میکند. آنان شیفتهٔ قدرت، زبان، دانش و روابط میان آنها هستند. جهان را از پشت عینکی تفسیر میکنند که مناسبات قدرت را در تمام تعاملات، سخنها و آثار فرهنگی شناسایی میکند ـ حتی وقتی که واضح یا واقعی نیستند. این جهانبینی حول نالههای اجتماعی و فرهنگی میچرخد و میخواهد همه چیز را به مبارزهٔ سیاسیِ با حاصل جمع صفری تبدیل کند که پیرامون شاخصهای هویتی مثل نژاد، جنس، جنسیت، تمایلات جنسی و موارد بسیار دیگری میچرخد.»
حجم
۴۶۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۵۶ صفحه
حجم
۴۶۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۵۶ صفحه