
کتاب کافه سایه
معرفی کتاب کافه سایه
کتاب کافه سایه نوشتهی ابراهیم عادلنیا نمایشنامهای است که نشر عنوان آن را منتشر کرده است. این کتاب در فضایی محدود، یعنی یک کافه، چند دورهی زمانی و چند نسل را کنار هم میآورد و از خلال گفتوگوهای تند، پرکشمکش و گاهی طنزآلود شخصیتها، به سراغ رابطههای عاطفی، خشونت، قدرت و خیانت میرود. در این نمایشنامه، زبان شخصیتها متناسب با دورهی تاریخی و طبقهی اجتماعیشان تغییر میکند و همین موضوع به آن کتاب رنگوبویی چندلایه داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کافه سایه
کتاب کافه سایه نمایشنامهای از ابراهیم عادلنیا است که تمام ماجراهایش در یک کافه میگذرد اما در سه زمان متفاوت امتداد پیدا میکند. آن کتاب با صحنهای در «زمان حال» شروع میشود؛ جایی که رضا و المیرا در کافهای مرموز بر سر اسناد یک شرکت آلوده به قاچاق، پولشویی و ساخت کارخانهی پتروشیمی خطرناک، درگیر گفتوگویی عصبی و پرتنش میشوند. پیشخدمت سفیدپوش و قاب عکس خالی روی دیوار، دو عنصر ثابت صحنهاند که در همهی زمانها حضور دارند و فضای اثر را بهنوعی به هم پیوند میدهند. در ادامهی کتاب کافه سایه، نور صحنه به سال ۱۳۳۹ میرود؛ کافهای قدیمی، دو مرد به نامهای نصرت و اصغر، و ماجرای قتل مردی که به سفارش «شعبون خان» انجام شده و حالا وجدان اصغر را به هم ریخته است. زبان این بخش پر از اصطلاحات کوچهبازاری، لاتی و اشاره به فضای سیاسی و خیابانی آن دوره است. سپس نمایشنامه به سال ۱۳۰۳ شمسی میپرد و در قهوهخانهای قجری، حاجب میرزا و دخترش ملک خاتون را نشان میدهد که درگیر اتهام دزدی اسناد محرمانه از خانهی شازده و سرنوشت حسام هستند. در هر سه دوره، کافه/قهوهخانه، قاب عکس خالی و پیشخدمت، پیوندی میان نسلها و تکرار چرخهی خشونت، خیانت و عشق میسازند. کتاب کافه سایه با ساختار صحنهبهصحنه و دیالوگمحور خود، بیش از آنکه به توصیف بپردازد، از خلال گفتوگوها شخصیتها را میسازد و لایههای پنهان روابط، ترسها و انتخابهایشان را آشکار میکند.
خلاصه کتاب کافه سایه
کتاب کافه سایه در سه برش زمانی مختلف، سرنوشت چند نسل را در یک کافه دنبال میکند. در زمان حال، رضا کارمند شرکتی است که پشت فعالیتهای رسمیاش، قاچاق چوب، پولشویی و ساخت کارخانهی پتروشیمی آلوده پنهان شده است. او اسنادی را از شرکت بیرون کشیده و حالا بین حفظ وجدان خود و حفظ جانش گیر افتاده؛ المیرا، نامزدش، میان وفاداری عاطفی و وابستگی به پدرش که در همان شبکهی قدرت حضور دارد، سرگردان است. در گذشتهی نزدیکتر، اصغر و نصرت در سال ۱۳۳۹ در کافهای قدیمی دربارهی قتلی حرف میزنند که اصغر انجام داده و حالا زیر فشار عذاب وجدان و ترس از «شعبون خان» است. در گذشتهی دورتر، حاجب میرزا و ملک خاتون در قهوهخانهای قجری با پیامدهای دزدیدهشدن اسناد شازده و سرنوشت حسام دستوپنجه نرم میکنند. در هر سه خط زمانی، مسئلهی اصلی انتخاب میان مصلحت، ترس، عشق و شرافت است.
چرا باید کتاب کافه سایه را بخوانیم؟
کافه سایه سه دورهی تاریخی، سه لحن زبانی و سه موقعیت اخلاقی را در یک مکان واحد کنار هم مینشاند و نشان میدهد چگونه قدرت، فساد و عشق در هر زمان با چهرهای تازه تکرار میشوند. خواندن آن کتاب فرصتی است برای دیدن پیوند میان گذشته و حال، و تأمل بر این سؤال که در موقعیتهای مرزی، انسان چه چیزی را قربانی میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کافه سایه به علاقهمندان تئاتر و نمایشنامه، دوستداران دیالوگهای پرکشمکش و شخصیتمحور، کسانی که به فضاهای کافهای و چندزمانی علاقه دارند و همچنین خوانندگانی که درگیر دغدغههایی مثل فساد، وجدان فردی و انتخابهای اخلاقیاند پیشنهاد میشود.
حجم
۶۵۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۵۰ صفحه
حجم
۶۵۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۵۰ صفحه