
کتاب رویای راه رفتن در آسمان بی ستاره و دیار فراموش شده
معرفی کتاب رویای راه رفتن در آسمان بی ستاره و دیار فراموش شده
کتاب رویای راه رفتن در آسمان بیستاره و دیار فراموششده نوشتهی شهرام احمدزاده دو نمایشنامهی مستقل را در یک مجلد کنار هم قرار داده است. نشر عنوان آن را منتشر کرده است. نمایشنامهی نخست در فضایی مینیمال و شاعرانه رابطهی پدر و پسری را در سفری طولانی و پرابهام دنبال میکند و نمایشنامهی دوم در جغرافیایی دور، پای یک کشیش، یک خانوادهی گائوچو و سیلی ویرانگر را به میان میآورد. هر دو متن با دیالوگهای فشرده، شخصیتهای محدود و موقعیتهای مرزی، پرسشهای عمیقی دربارهی ایمان، قربانیکردن، عشق و گناه طرح کردهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رویای راه رفتن در آسمان بی ستاره و دیار فراموش شده
کتاب رویای راه رفتن در آسمان بیستاره و دیار فراموششده دو نمایشنامه از شهرام احمدزاده را در کنار هم قرار داده که هر دو بر محور ایمان، تردید و قربانیکردن شکل گرفتهاند اما در دو جهان کاملاً متفاوت میگذرند. در نمایشنامهی نخست، رویای راه رفتن در آسمان بیستاره، تنها سه شخصیت اصلی حضور دارند: پدر، پسر و زن بالدار. آنها در بیابانی بیانتها و زیر آسمانی کمستاره، در مسیری ظاهراً ساده بهسوی کوهی دوردست راه میروند اما این سفر بهتدریج به سفری درونی بدل میشود؛ سفری که در آن پدر با فرمان قربانیکردن پسر، با ایمان و شک خود درگیر است، پسر میان عشق و اعتماد به پدر و محبوب خیالیاش سرگردان است و زن بالدار میان فرشتهبودن و عاشقشدن. کتاب رویای راه رفتن در آسمان بیستاره و دیار فراموششده در بخش دوم خود، دیار فراموششده، به سراغ سرزمینی دورافتاده میرود؛ جایی به نام خنین که تنها سه نفر در آن زندگی میکنند: کاسترو، خورخه و بئاتریس. کشیشی جوان به نام دانیل به این قریه فرستاده میشود تا مردم را به ایمان فرابخواند اما با سیلی بزرگ، انزوای کامل، دروغی قدیمی و گذشتهای تاریک روبهرو میشود. در این نمایشنامه فصلها و تکهها با عنوانهایی مانند «تکهی اول»، «تکهی دوم» و… از هم جدا شدهاند و متن با نقلقولهای متعدد از انجیل، خاطرهی یک قاتل بالفطره، و ماجرای زندهشدن کاسترو، مرز میان معجزه، مهارت پزشکی و توهم را مبهم میکند. هر دو نمایشنامه با تعداد شخصیت محدود، صحنههای کمتغییر و دیالوگمحور، بیشتر بر کشمکشهای درونی و گفتوگوهای فلسفی و عاطفی تکیه کردهاند.
خلاصه کتاب رویای راه رفتن در آسمان بی ستاره و دیار فراموش شده
در رویای راه رفتن در آسمان بیستاره پدر و پسری در بیابانی بیانتها بهسوی کوهی دوردست راه میروند و ستارهای راهنمای مسیر آنهاست. پدر مأمور است پسر را قربانی کند اما میان ایمان و عشق به فرزندش گرفتار شده است. پسر در طول راه از محبوبی ستارهگون، خواب پرواز و پرسشهای سخت دربارهی خدا و وجود حرف میزند و زن بالدار که میان فرشتهبودن و عاشقشدن معلق است، مدام این سفر را تفسیر میکند و پدر را به رویارویی با حقیقت وامیدارد. در دیار فراموششده کشیشی جوان به نام دانیل به قریهای دورافتاده فرستاده میشود تا مردم را به ایمان دعوت کند اما میفهمد تنها سه نفر در آنجا زندگی میکنند و بسیاری از چیزهایی که دربارهی آن مکان شنیده دروغ بوده است. سیلی بزرگ، انزوای کامل، گذشتهی خونآلود مردی به نام دانیل آلخاندرو و تلاش برای زندهکردن کاسترو، دانیل را در موقعیتی قرار میدهد که باید میان ایمان مذهبی، دانش پزشکی و میل به معجزهساختن یکی را برگزیند یا آنها را درهم بیامیزد.
چرا باید کتاب رویای راه رفتن در آسمان بی ستاره و دیار فراموش شده را بخوانیم؟
این کتاب با کنارهمگذاشتن دو نمایشنامه، دو جهان متفاوت را برای طرح یک دغدغهی مشترک میسازد: ایمان در لحظههای مرزی. در یکی، اسطورهی قربانیکردن فرزند در بیابانی بیانتها بازخوانی شده و در دیگری، کشیشی جوان در قریهای غرق در سیل با دروغ، معجزه و خشونت روبهرو میشود. دیالوگهای فشرده، فضای محدود و حضور مداوم نقلقولهای مقدس، متن را به میدان جدال میان عشق، ایمان و ترس تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان نمایشنامههای شخصیتمحور، کسانی که به بازخوانی اسطورهی قربانیکردن، مسئلهی ایمان و شک، و فضاهای مینیمال و گفتوگومحور علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای گروههای تئاتری که به دنبال متنهایی کمپرسوناژ و قابل اجرا در صحنههای ساده هستند مناسب است.
حجم
۷۵۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه
حجم
۷۵۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه