
کتاب زخم و تشنگی
معرفی کتاب زخم و تشنگی
کتاب زخم و تشنگی (Cut and Thirst) نوشته مارگارت اتوود، دربارهی سه زن سالمند است که در سالهای پایانی عمرشان تصمیم میگیرند برای گذشتهای که هرگز فراموش نشده انتقامی دیرهنگام طراحی کنند. اتوود در این اثر با ترکیب طنز، خشم فروخورده و تأمل دربارهی پیری و فرسودگی، داستانی نوشته که هم به مفهوم دوستی میپردازد، هم به نقد جنسیت و قدرت و هم به مناسبات ادبی و دانشگاهی. مهدی کیا این رمان کوتاه را برای نشر رایبد ترجمه کرده است نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زخم و تشنگی
کتاب زخم و تشنگی نوولایی از مارگارت اتوود است که در آن سه زن سالمند، لیونی، کریسی و میرنا، در مرکز روایت قرار گرفتهاند. این سه نفر سالها در فضای دانشگاهی و ادبی زندگی کردهاند و حالا در آستانهی پیری، با بدنی فرسوده و ذهنی پر از خاطره، به گذشتهای برمیگردند که هنوز زخمهایش التیام نیافته است.
داستان در دو سطح پیش میرود: در سطح اول، اکنون سه زن را میبینیم که نقشهی انتقام از چند مرد نویسنده را مرور میکنند؛ مردانی که سالها پیش با یک کارزار نقد و حملهی مطبوعاتی، زندگی حرفهای دوستشان فرن را ویران کردهاند. در سطح دوم، متن مدام به عقب برمیگردد و فضای جهان ادبی، مجلات کوچک، حلقههای نویسندگی، دانشگاه و مناسبات قدرت در آنها را نشان میدهد.
کتاب زخم و تشنگی از دید این سه زن و در گفتوگوهای طولانیشان، هم طرح انتقام را پیش میبرد و هم لایهلایه شخصیتها، روابط قدیمی، ازدواجها، شکستها و حسرتها را آشکار میکند. تمرکز مارگارت اتوود بر جزئیات زندگی روزمره و ناتوانیهای جسمی ناشی از کهولت سن، در تقابل با پویاییِ حس بیعدالتی و انتقامجویی، تصویری ملموس از پیری در یک شهر مدرن را بازنمایی میکند که در آن، گذشتهی ادبی و دانشگاهی همچنان بر زمان حال سایه افکنده است.
خلاصه داستان زخم و تشنگی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب زخم و تشنگی داستان سه زن سالمند به نامهای لیونی، کریسی و میرنا است که سالها در دانشگاه و حاشیهی جهان ادبی فعال بودهاند و حالا بازنشسته، خسته و درگیر بیماریها و فرسودگیاند. آنها دور هم جمع میشوند، نوشیدنی میخورند، از گذشته حرف میزنند و بهتدریج نقشهای برای انتقام از چند نویسنده و منتقد مرد میکشند؛ کسانی که زمانی با هدایت هامفری ویچر، دوستشان فرن را با کارزاری از نقدها و حملههای مطبوعاتی تحقیر و منزوی کردهاند.
در طول کتاب، طرحهای مختلف قتل و آزار، از تصادف ساختگی تا براونیهای مشکوک مطرح میشود و همزمان، گذشتهی این سه زن، رابطهشان با فرن، فضای مجلات ادبی، کلاسهای نویسندگی و تغییرات شهر و دانشگاه مرور میشود. کتاب بر گفتوگوها، تردیدها، شوخیها و خشم فروخوردهی این زنان در آستانهی پایان عمر مکث کرده است.
چرا باید کتاب زخم و تشنگی را بخوانیم؟
به کتاب میتوان به عنوان روایتی دربارهی پیری، دوستیهای دیرسال و انتقامِ دیرهنگام نگاه کرد که در آن طنز، تلخی و تأمل درهم تنیده شده است. این داستان تصویری از جهان ادبی و دانشگاهی، مناسبات قدرت و جنسیت و نیز فرسودگی جسم و ذهن در سالهای پایانی عمر ارائه کرده و از خلال گفتوگوهای سه زن، هم خنده میآورد هم حس همدلی و اندوه.
خواندن کتاب زخم و تشنگی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن زخم و تشنگی به طرفداران اتوود و کسانی پیشنهاد میشود که به طنز تلخ، داستانهایی دربارهی پیری، انتقام و نقد قدرت و مناسبات جنسیتی علاقهمندند.
درباره مارگارت اتوود
مارگارت اتوود (Margaret Atwood) (متولد سال ۱۹۳۹)، شاعر، داستاننویس، منتقد ادبی و فعال فمینیست کانادایی است که آثار متعددی را در قالب رمان، داستان کوتاه، شعر، کتاب کودک و جستار و ناداستان به چاپ رسانده است. او که دانشآموختهی رشتههای ادبیات انگلیسی، فلسفه و زبان فرانسوی است، یکی از بنیانگذاران بنیاد نویسندگان کانادا و جایزهی شعر گریفین به شمار میرود. تمرکز اصلی اتوود در داستاننویسی، بازنمایی وضعیت زنان در مواجهه با ساختارها و فشارهای اجتماعی ناشی از ایدئولوژیهای پدرسالارانه است؛ رمانهایی همچون «زن خوراکی»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک» و «سال سیلاب» بازتابدهندهی همین رویکرد هستند.
شناختهشدهترین اثر او رمان «سرگذشت ندیمه» است که مبنای اقتباسهای رسانهای متعددی قرار گرفته است؛ از جمله فیلمی سینمایی که فیلمنامهاش را هارولد پینتر اقتباس کرده بود و مجموعهای تلویزیونی که پخش آن از اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز شد. اتوود در کنار رمانهایش، مجموعههای داستان کوتاهی مانند «دختران رقاص» و «مردی از مریخ» و آثاری پژوهشی نظیر «در دنیاهای دیگر» را هم منتشر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب زخم و تشنگی
- نامزد جایزهی ادگار آلنپو (سال ۲۰۲۵)
بخشی از کتاب رخم و تشنگی
«لیونی میگوید: "میتونیم از پنجره هلشون بدیم بیرون."
کریسی میگوید: "وای، گمون نکنم؛ اون وقت همه میگن کار روسها بوده."
میرنا میگوید: "چه بهتر؛ ما رو از مظان اتهام دور میکنه."
کریسی میگوید: "همین که بیشتر از سه تاشون رو بکشیم، یکی ممکنه سرنخها رو کنار هم بذاره."
لیونی میگوید: "کی دیگه از اون سرنخها خبر داره جز ما؟ خیلی وقت پیش بود. خدایا، احساس پیری میکنم."
کریسی میگوید: "نگو پیر، بگو پیرتر. فرن میدونه. سرنخها رو از بر داره، سرنخها رو صاحب شده."
لیونی میگوید: "درستش اینه که سرنخها اون رو صاحب شدهن. مفت و مجانی تو بالاخونهش زندگی میکنن."»
