معرفی و دانلود کتاب روایت اول شخص از شخص اول + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب روایت اول شخص از شخص اول
off
٪۷۰

کتاب روایت اول شخص از شخص اول

روایت‌هایی از حاشیه دیدارهای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)

نوع کتاب
۳.۷(از ۲۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهدی قزلی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روایت اول شخص از شخص اول

کتاب روایت اول شخص از شخص اول نوشته مهدی قزلی و مجموعه‌ای از حاشیه‌نگاری‌ها و مشاهدات نزدیک او از دیدارها و سفرهای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ است. نویسنده که همراه با تیم رسانه‌ای در برنامه‌های مختلف حضور داشته، تجربه‌ی خود را از زاویه‌ی نگاه یک راوی در صحنه ثبت کرده است. نویسنده سفرهای استانی و دیدارهای عمومی و جلسات فرهنگی، نظامی، مذهبی و علمی را روایت کرده است. انتشارات انقلاب اسلامی این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب روایت اول شخص از شخص اول اثر مهدی قزلی

کتاب روایت اول شخص از شخص اول مجموعه‌ای از روایت‌ها از ده سال همراهی مهدی قزلی با برنامه‌ها و دیدارهای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است؛ از سفر کردستان در سال ۱۳۸۸ تا برنامه‌های مختلف تا حدود سال ۱۳۹۷. نویسنده توضیح داده است که این همراهی برنامه‌ریزی‌شده نبوده و به‌تدریج شکل گرفته و او کوشیده است متن‌ها را برای امروز بازنویسی نکند تا سیر زمانی و فضای هر مقطع حفظ شود.

هر فصل از کتاب روایت اول شخص از شخص اول به یک دیدار یا مجموعه‌ای از برنامه‌ها اختصاص دارد؛ مثل مراسم اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش در نوشهر، دیدار عوامل سریال یوسف پیامبر، شب‌های عزاداری محرم در حسینیه‌ی آیت‌الله خمینی، نمازهای ظهر در دفتر آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، دیدار اساتید دانشگاه تهران، جلسه‌ی مسئولان جامعه‌المصطفی، الحاق ناوشکن جماران به ناوگان دریایی، بازدید از نمایشگاه صنعت خودروی ملی و سفر به مناطق عملیاتی جنوب.

روایت اول شخص از شخص اول بیش از آنکه گزارشی رسمی باشد، ثبت جزئیات فضا، رفتارها، گفت‌وگوهای کوتاه، واکنش‌های مردم، کارمندان، محافظ‌ها، خبرنگارها و خود نویسنده است. مهدی قزلی هم به توصیف صحنه و آدم‌ها پرداخته، هم به بازتاب جملات و نکات محوری سخنرانی‌های آیت‌الله سید علی خامنه‌ای درباره‌ی موضوعاتی مثل امنیت، اقتدار نظامی، علم و صنعت، دانشگاه، فرهنگ دینی، جایگاه دعا، مظلومیت جمهوری اسلامی و خودباوری ملی.

لحن نویسنده‌ی کتاب روایت اول شخص از شخص اول صریح و خودافشاگر است. او از تجربه‌های گذشته‌ی خود در جلسه‌ی نشریات دانشجویی می‌گوید، از هیجان و استرس دیدارهای نزدیک، از شوخی‌های دوستان رسانه‌ای، از دلخوری‌های کوچک و از لحظه‌هایی که فقط تماشاگر است و کاری جز نگاه‌کردن ندارد. عنوان فرعی این کتاب عبارت است از: روایت‌هایی از حاشیه‌ی دیدارهای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی).

خلاصه کتاب روایت اول شخص از شخص اول

۴۸ روایت حاضر از یک سفر استانی به کردستان آغاز می‌شوند و به‌تدریج به برنامه‌های متنوع دیگر می‌رسند؛ مثل مراسم نظامی، دیدارهای مردمی زیر باران، جلسه با عوامل یک سریال تلویزیونی، شب‌های محرم، نمازهای ظهر، نشست با اساتید دانشگاه، دیدار با مسئولان نهادهای حوزوی، بازدیدهای صنعتی و سفر به مناطق جنگی جنوب. نویسنده رفتار و گفتار آیت‌الله سید علی خامنه‌ای را از فاصله‌ای نزدیک توصیف کرده است و نیز واکنش مردم، جوان‌ها، هنرمندان، کارگران، مهندسان و روحانیان را.

در خلال این روایت‌ها بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله سید علی خامنه‌ای درباره‌ی امنیت، ایمان، اقتدار نیروهای مسلح، نقش علم و صنعت، سیاست در دانشگاه، جایگاه دعا و مظلومیت جمهوری اسلامی نقل شده و تصویر پیوسته‌ای از سیره و سبک حضور او در موقعیت‌های مختلف شکل گرفته است.

چرا باید کتاب روایت اول شخص از شخص اول را بخوانیم؟

کتاب روایت اول شخص از شخص اول امکان دیدن صحنه‌های آشنا و خبرساز را از زاویه‌ی یک شاهد نزدیک فراهم کرده است؛ کسی که نه در جایگاه مسئول رسمی که در نقش حاشیه‌نویس حضور دارد. خواننده با جزئیات فضا، رفتارهای روزمره، گفت‌وگوهای کوتاه و لحظه‌های کمتردیده‌شده‌ی دیدارهای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای روبه‌رو می‌شود و نیز با بخشی از سخنان او درباره‌ی جنگ، علم، دانشگاه، صنعت، دعا و سیاست آشنا می‌شود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های میدانی از جلسات و سفرهای آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، فضای پشت‌صحنه‌ی برنامه‌های رسمی او، تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ و نیز ترکیب مشاهده‌ی جزئی‌نگر با نقل سخنان کلیدی در حوزه‌های سیاست، فرهنگ، دین و علم علاقه‌مند هستند.

بخشی از کتاب روایت اول شخص از شخص اول

«صبح چهارشنبه دیدار رهبر انقلاب با مسئولین اجرائی استان قم بود. مسئولین اجرائی هم یعنی همه؛ از استانداری گرفته تا شهرداری و نیروی انتظامی و... و همهٔ آنهایی که به نحوی با مردم قم سر و کار دارند. برگزاری این جلسه یعنی سفر قم رهبر انقلاب دارد تمام میشود چون مسئولین تقریباً آخرین گروهی هستند که به دیدار ایشان میروند. جلسه هنوز شروع نشده بود که وزرا یکی‌یکی داخل شدند. معلوم بود صبح جلسهٔ هیئت دولت بوده و آنها بعد از جلسه آمده‌اند مثل بقیّه در جلسهٔ عمومی. در سفرهای استانی آقا رسم بر این است که هیئت دولت بدون رئیس‌جمهور بیاید. استاندار و معاون اوّل رئیس‌جمهور گزارشهایی به ایشان دادند. هر بندی را میخواندند حضّار صلوات میفرستادند که یعنی بس است و ما میخواهیم آقا صحبت کنند. حالا گزارش معاون اوّل رئیس‌جمهور در ظاهر باید به کام قمی‌ها میبود: خانه‌دار شدن قمی‌ها از شهری و روستایی، حل شدن مشکل آب شرب، قطار سریع‌السّیر تهران‌قم و... ولی حضّار میخواستند آقا صحبت کنند.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روایت اول شخص از شخص اول و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:روایت اول شخص از شخص اول
عنوان دیگر:روایت‌هایی از حاشیه دیدارهای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)
موضوع:ادبیات پایداری، ادبیات مذهبی
نویسنده:مهدی قزلی
انتشارات:انتشارات انقلاب اسلامی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۴۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۵۵۰۳۵۵۷
تعداد صفحه‌ها:۴۴۸ صفحه
قیمت کتاب:۵۸۸۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آ سید مهدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۴

آه من العشق و آفاته... احرق قلبی به کمالاته....

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad Mahdi
۸
از روز اوّل انقلاب در نیروهای مسلّح حضور داشته و میدانند چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ هر چند به آنچه هستیم قانع نیستیم ولی قلّهٔ پیشرفت امروز، آن روزها حتّی با دست هم قابل نشان دادن نبود.
هامان
۷
یک روز یکی از بچّه‌ها گفت رضا من دارم گیربکس طرّاحی میکنم. رفتم پای کامپیوتر دیدم توی اتوکد چند تا دایره کشیده! ولی باور کنید خودش گیربکس را طرّاحی کرد و یک شرکت هم توی اصفهان ساخت. فقط سه چهار کشور توی دنیا میتوانند چنین گیربکسی طرّاحی و تولید کنند؛ شاهکار بود، شفت دوازده متری ساختیم. حالا دیگر هر شناوری بخواهیم میتوانیم بسازیم. الان از خوشحالی نمیدانم چه کار کنم. شاید یک مدّت بروم استراحت کنم. این یک شاهکار است. شما شاید خیلی سر درنیاورید. در خاورمیانه و خلیج فارس هیچ کس حتّی فکر ساختن چنین چیزی را هم نکرده که ما ساختیمش!»
maryhzd
۷
دختر جوان هم که خودش را در غرفه جا کرده بود، چفیه‌ای گرفت و قرآنی داد به آقا تا تبرّکاً چیزی در آن بنویسند. آقا نگاهی به دختر کردند و گفتند: «قرآن را من تبرّک کنم؟» بعد قرآن را بوسیدند و گذاشتند روی میز.
maryhzd
۵
«کتاب‌خوانی جزو کارهای اصلی زندگی است. این را باید همه‌مان بفهمیم و باور کنیم. اگر جزو کارهای اصلی بود، طبعاً در برنامه‌های اصلی زندگی خودش را جا میدهد و همچنان که در برنامه‌های اصلی، هیچ کاری مانع کار دیگر نیست، هیچ کاری آن وقت مانع کتاب‌خوانی نخواهد بود. باید با کتاب انس پیدا کرد.»
maryhzd
۵
آقا آخر صحبتها و موقع دعا هم چیزی گفتند که من قبل‌تر هم از ایشان شنیده بودم ولی تکرارش حسّاسم کرد: «ان‌شاءالله شما جوانها آن روزی را شاهد خواهید بود که به قلّه‌های افتخار دست پیدا کردید و همچنان که قرآن وعده کرده است: «لِتَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ»، شهیدان و گواهان مردم دنیا شُدید و در قلّه‌ها باشید، که ملّتها به شما نگاه کنند و به سمت این قلّه‌ها حرکت کنند.» این نوید آقا به آینده‌ای که جوانهای امروز حتماً آن را لمس خواهند کرد اتّفاقی نیست؛ تکرارش و تحکّم در بیانش، نشان از اطمینان قلبی ایشان میدهد. راستی این چه فرجی است که رهبر انقلاب از آن خبر دارند؟
maryhzd
۴
شب قبل با رفقا تصمیم گرفتیم در شهر دُوری بزنیم. بعد از کلّی ایستادن کنار خیابان، تاکسی‌ای ایستاد، سوار شدیم. شیطنتم گُل کرد. گفتم: «آقای راننده، شنیدم خیلی بگیر و ببند کردند برای آمدن رهبر!» راننده گفت: «چی؟ اینا همه‌اش حرفه. قدمشون سرِ چشم. اصلاً اینجا امنه. میخوای کیفت رو بزار کنار خیابون چهار روز دیگه بیا بردار. این حرفها نیست. همه‌اش شایعه است.» گفتم: «یک روز درآمدتان کم میشه. فکر کنم این خیابان را میبندند. شما هم که خطّ تاکسی‌تون همین جا است!» گفت: «درآمد مهم‌تره یا برکت؟ رهبر که می‌آد اینجا، برکت هم می‌آد ان‌شاءالله.» شیطنتم پژمرده شد!
هامان
۴
چهارشنبه ۲۸ بهمن‌ماه، رهبر انقلاب در دیدار مردم تبریز به این تحرّکات اشاره کردند و به آن تاختند. این اشاره مورد توجّه ویژهٔ رسانه‌های خارجی قرار گرفت؛ رسانه‌هایی که هنوز خبر نداشتند فرمانده کلّ قوای ایران فقط دو روز بعد به نزدیک‌ترین نقطه از خشکی این کشور با کانون تجمّع دشمن خواهند رفت تا اوّلین ناوشکن کلاس موج را به ناوگان دریایی ایران ملحق کنند و این چنین برایشان خط و نشان بکشند. خبر این ماجرا یک روز زودتر به ما رسید: سفر رهبر انقلاب به بندرعبّاس.
هامان
۲
رهبر بر کرانهٔ خلیج فارس روایتی از حاشیه‌های الحاق ناوشکن جماران به ناوگان دریایی ایران نیروهای آمریکایی در کشورهای افغانستان و عراق از مدّتها پیش مستقر هستند؛ تعداد زیادی پایگاه فعّال دریایی و هوایی و زمینی هم در کشورهای قطر، بحرین، امارات، عربستان و... دارند. اینها به غیر از شناورهای سطحی و زیرسطحی ریز و درشتشان در محدودهٔ خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند است. به همهٔ اینها اضافه کنید دو زیردریایی اسرائیلی و کلّی شناور عملیّاتی از حدود بیست کشور که اکثراً هم‌پیمان آمریکا هستند. این آرایش نعل اسبی (که هلال این نعل به سمت جنوب است) یک کانون توجّه بیشتر ندارد: ایران.
هامان
۲
قرار مثل همیشه این بود که برای این ماجرا حاشیه‌نویسی کنم. برای اوّلین بار ولی فکر میکنم اصل خبر و ماجرا خودش مهم‌ترین حاشیه است. رهبر انقلاب و فرمانده کلّ قوا در خلیج فارس، ناوشکن هلیکوپتربر و موشک‌انداز جماران را به ناوگان دریایی ملحق میکنند. برای اوّلین بار دوست میداشتم به جای اینکه همراه رهبر انقلاب باشم، همراه مثلاً وزیر خارجهٔ آمریکا باشم و حاشیه‌نویسی آنها را بکنم وقتی این خبر را می‌شنوند و میفهمند آرایش نعل اسبی و صله‌رحم‌های خاله‌زنکی‌شان هیچ تأثیری در آن که میباید، نداشته است.
هامان
۲
بعد یک شرکت فرانسوی قرار شد سیستم رانش را بدهد، بعد از سه سال فقط موتور را داد. ما هم همهٔ طرّاحی‌ها را بر اساس موتور آلمانی کرده بودیم، مجبور شدیم کلّی ناوشکن را عوض کنیم. حالا فرانسوی‌ها هم گیربکس و شفت و پروانه را ندادند. دیگر تصمیم گرفتیم خودمان بسازیم، گفتیم گورپدرشان!