معرفی و دانلود کتاب قرار نبود + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قرار نبودsubscriptionAvailable

کتاب قرار نبود

۳.۰(از ۱۰۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
نیلوفر لاری‌
انتشارات: 
نشر آسیم

قیمت:

۵۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب قرار نبود

کتاب قرار نبود نوشته نیلوفر لاری است و نشر آسیم در سال ۱۳۹۷ آن را منتشر کرده است. این رمان عاشقانه و اجتماعی درباره‌ی یک دانشجوی معماری است که نیاز مالی غرور، اعتماد و انتخاب‌های او را به چالش می‌کشد. محور اصلی داستان فشارهای زندگی و تصمیم‌هایی است که می‌توانند آدم‌ها را به مسیرهایی پیش‌بینی‌نشده بکشانند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قرار نبود اثر نیلوفر لاری

کتابِ قرار نبود، نوشته‌ی نیلوفر لاری، رمانی عاشقانه و اجتماعی است که زندگی نگار، دانشجوی معماری، را دنبال می‌کند. او در تهران درس می‌خواند و هم‌زمان با فشارهای مالی، دوری از خانواده و نگرانی برای درمان برادرش دست‌وپنجه نرم می‌کند. داستانْ مسئولیت‌های سنگین نگار و تلاش او برای حفظ عزت‌نفس در شرایط دشوار را نشان می‌دهد. فضای دانشگاه، خوابگاه، خانه‌ی دوستان و تماس‌های مداوم با خانواده بستر اصلی شکل‌گیری این کشمکش‌ها هستند.

بخش مهمی از کشش کتابِ قرار نبود از تضادهای طبقاتی و تفاوت تجربه‌ی شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. نگار در کنار دوستانی قرار دارد که به او محبت می‌کنند، اما سبک زندگی و امکاناتشان با او تفاوت دارد. این فاصله به‌تدریج نگاه نگار را به خودش و اطرافیانش تغییر می‌دهد. ورود کوروش کبیری به داستان این تنش‌ها را پررنگ‌تر می‌کند؛ شخصیتی که حضورش به‌تدریج موقعیت‌های دشواری را پیش روی نگار قرار می‌دهد. نیلوفر لاری احساسات شخصیت اصلی را با جزئیات شرح می‌دهد؛ از خشم و دلخوری گرفته تا تردید، شرم، امید و درماندگی.

کتابِ قرار نبود در ۱۲۰ فصل، به موضوعاتی مانند اعتماد ازدست‌رفته، قضاوت عجولانه، فشار خانواده، نیاز مالی و تصمیم‌گیری در شرایط دشوار می‌پردازد. دوستان نگار، خواهر و برادرش، مریم و کوروش هرکدام بخشی از فشار عاطفی و اخلاقی داستان را شکل می‌دهند. آنچه رمان را پیش می‌برد پیامد انتخاب‌های شخصیت‌ها و بهایی است که برای رسیدن به خواسته‌هایشان می‌پردازند.

خلاصه داستان قرار نبود

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

نگار، دانشجوی معماری، برای فراهم‌کردن هزینه‌ی عمل پای برادرش به‌دنبال فرصتی است تا از طریق جابه‌جایی دانشگاهی پولی به دست بیاورد. این فرصت با دخالت مریم از دست می‌رود و نگار در شرایط دشواری قرار می‌گیرد. کمی بعد، کوروش کبیری، دانشجوی تازه‌واردی که انتقالی دانشگاه به نام او انجام شده است، وارد زندگی نگار می‌شود. او پیشنهادی به نگار می‌دهد که می‌تواند از نظر مالی گره از کار او باز کند، اما در مقابل، نگار را با تصمیمی سنگین و سخت روبه‌رو می‌کند. از اینجا به بعد، داستان وارد کشمکش میان نیاز، آبرو، احساس و آینده‌ای نامعلوم می‌شود.

چرا باید کتاب قرار نبود را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب قرار نبود را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این رمان فشار هم‌زمان مشکلات مالی، مسئولیت خانوادگی و زندگی دانشجویی را در موقعیتی ملموس به تصویر می‌کشد.
  • این داستان انتخاب‌های اخلاقی شخصیت اصلی را در شرایطی دنبال می‌کند که تصمیم‌گیری در آن‌ها آسان نیست.
  • رابطه‌ی نگار با خانواده، دوستان و... جنبه‌های مختلفی از اعتماد، دلخوری و وابستگی را نشان می‌دهد.
  • این رمان برای کسانی مناسب است که به داستان‌های شخصیت‌محور با تمرکز بر تردیدهای عاطفی و مسائل اجتماعی علاقه دارند.

خواندن کتاب قرار نبود را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب قرار نبود به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانه‌ای که در کنار روابط عاطفی، به فشارهای اجتماعی، خانوادگی و مالی نیز می‌پردازند.
  • خوانندگانی که به داستان‌های دانشجویی و فضای دانشگاهی با چالش‌های روزمره و واقعی علاقه دارند.
  • کسانی که دوست دارند داستان زنی جوان را در مواجهه با انتخاب‌های سخت و پیش‌بینی‌نشده دنبال کنند.
  • خوانندگانی که از داستان‌هایی درباره‌ی وجدان، آبرو و مسئولیت خانوادگی لذت می‌برند.

درباره نیلوفر لاری

نیلوفر لاری متولد ۱۳۶۰ و داستان‌نویس است و تاکنون چندین رمان نوشته است. از آثار او می‌توان به کسی پشت سرم آب نریخت، شاهزاده‌ی رؤیاها، دوآتیشه، از لج تو، تنها در بهشت، یکی را دوست می‌دارم و فردا بدون من اشاره کرد.

بخشی از کتاب قرار نبود

«سال تحصیلی جدید رسمآ آغاز شده بود و باز هم شور و حال دانشجویان و قیل وقال شادمانه و روح‌انگیزشان، فضای دانشکده را پر کرده بود. اما من مثل همیشه سال تحصیلی جدید را با خوشحالی آغاز نکردم و از استشمام بوی ماه مهر لذت نبردم. مدام سرم توی لاک خودم بود و با خودم حرف می‌زدم: چرا مریم این کاررو با من کرد؟ اون که می‌دونست چقدر به این پول احتیاج دارم ... پس ... آخ خدای من! جواب نادررو چی بدم؟ چطور می‌تونم ناامیدش کنم؟ چطور؟

گاهی وقتها که بغض می‌کردم و اشک در چشمانم جمع می‌شد، خودم را یک گوشه گم و گور می‌کردم که کسی دلش به حالم نسوزد و به رقت نیفتد. نمی‌خواستم بیش از این قابل ترحم جلوه کنم. همین که از سر ناچاری و فلاکت سربار دوستانم شده و خودم را به آنان آویخته بودم، کافی بود! دیگر لازم نبود کسی به بدبختیهای دیگر من هم آگاه شود و به حالم تأسف بخورد.»«

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قرار نبود و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقرار نبود
موضوعرمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسندهنیلوفر لاری‌
انتشاراتنشر آسیم
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۰۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۴۱۸۵۸۷۸
تعداد صفحه‌ها۵۶۰ صفحه
قیمت کتاب۵۰۰۰۰۰ تومان
برچسبادبیات ایران

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

لیلا
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۷

کجای دنیای دیدید که زن روی مرد دست بلند کنه اونم دو سه بار و مرد هیچ واکنشی نشون نده و بگذره؟! دختر داستان اصلا نمی دونه چی می خواد و رفتارهاش نادرسته، دست بزن داره و کفگیر ملاقه و...بیشتر

۲
roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

10 سال پیش خوندم قشنگه اگه طرفدار رمان عاشقانه هستید از خوندنش لذت میبرید

۱
Saana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

بغیر از گریه و زاری های بی جهت و رو مخِ نگار، در مجموع رمان خوبی بود👌🏻حالا نیاین بگین داستان رو لو دادم😅 چقدر خوبی طاقچه😍🌹

۰
fahimeh tayebi
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۲

توی دوران راهنمایی خیلی دوسش داشتم حتی چن بارم خوندمش اما الان میخوام بخونم خندم میگیره. برای اون سنین مناسبه نه بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۹

خیلی افتضاح بود

۰
جودی ابوت
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۱

توی رمانهایی با موضوع همخونه ای این رمان یکی از بهترین ها بود و قلم نویسنده پرکشش و جذاب

۰
نسیبه نظری
۱۳۹۸/۱۰/۱۸

این کتاب رو خیلی دوست داشتم عالی بود

۰
کاربر ۱۵۷۴۳۱۹
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

عالی بود

۰
لیدا
۱۳۹۷/۱۰/۱۸

جالب بود

۰
Mary M
۱۴۰۴/۰۴/۲۱

افتضاح بود متأسفانه. توی کدوم ذهنی میگنجه که دو نفر مدام بی احترامی و ایجاد تنش کنن و عاشق هم بشن. بازم که عاشق میشن رفتاراشون خلافش باشه! دیگه طرف از عشقش مریض شده باز تا دم آخر میگه ولم...بیشتر

۱
کاربر ۱۱۳۸۹۶۱
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۳

خیلی خام و بچگانه نوشته شده کمتر از نصف کتاب رو نتونستم بتونم رفتار شخصیتا خیلی لوس و خیالی بود

۰
کاربر 10302835
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

شخصیت دختر و دوست نداشتم. رفتارهای بچگانه و عجیبی داشت. هیچ نقطه مثبتی هم نداشت که پسره عاشقش بشه. آخرشم خیلی زود و آبکی جمع شد

۰
malihe
۱۴۰۴/۰۶/۱۵

من دنبال کتابهای ارام با پایان خوشم تا لخطاتی ارام و‌دپر از هیاهوی زندگی شهری بفهمم عشق هنوز زنده است ولی این کتاب سر جنگ داشت حتی وسط داستان نویسنده زورش اومد به اعتراف دختر داستان بپردازد حتی اخرش هم...بیشتر

۰
sonia.ab
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۴

کتاب خوبی بود و من از خوندنش واقعا لذت بردم و قلم نویسنده هم خوب بود

۰
شیرین کریمی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۰۹

لطفا نظر اونایی که نوشتن افتضاح رو جدی بگیرید من جدی نگرفتم حس می کنم سوخت دادم😂 یکی از رو مخ ترین شخصیت‌های دختر رو بین کتاب‌ها داشت که تا تهش هم درست نشد.

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهربونی هيچ‌وقت نمی‌تونه عيب كسی باشه، حتی اگه افراطی هم باشه!»
نگار(:🍃
۲
عشق مثل هر حادثه‌ای خبر نمی‌كند، اما تنها اتفاقی است كه اتفاقی نيست!
نگار(:🍃
۱
بعضی از جفتها نظر كرده خداوندن! يكی‌شون من و تو! مگه ما كم به هم می‌آيم؟ جفتی كه نظر كرده خداوند باشه، معلومه كه براشون خوشبختی از در و ديوار می‌باره!»
malihe
۰
. وقتی عاشق می‌شی، خدارو شكر می‌كنی كه معشوقت‌رو آفريد و اونو سر راهت قرار داد و هرگاه كه زبان به تعريف و تمجيد از محبوب خود گشودی، در واقع به حمد و ستايش خالق يكتای خود مشغولی كه عشق نگارت‌رو تو دل تو انداخته! و هرچه عشق از گناه مصون‌تر بمونه، رشته پيوند تورو به خدا مستحكم‌تر می‌كنه
malihe
۰
كسی انگار شريك ماتم و اندوه كسی نمی‌شد و همه از سايه‌های شوربختی و بيچارگی هم در حال گريز بودند.
malihe
۰
«يه عشق پاك و مقدس وقتی قلبی‌رو پذيرای خودش كرد، اونو به خدا نزديك‌تر می‌كنه! پس هر چيزی كه تورو ياد خدا انداخت و راه رسيدن تورو به خدا نزديك‌تر كرد، عاری از گناهه. وقتی عاشق می‌شی، خدارو شكر می‌كنی كه معشوقت‌رو آفريد و اونو سر راهت قرار داد و هرگاه كه زبان به تعريف و تمجيد از محبوب خود گشودی، در واقع به حمد و ستايش خالق يكتای خود مشغولی كه عشق نگارت‌رو تو دل تو انداخته!
Mahmad
۰
بعضی از جفتها نظر كرده خداوندن! يكی‌شون من و تو! مگه ما كم به هم می‌آيم؟ جفتی كه نظر كرده خداوند باشه، معلومه كه براشون خوشبختی از در و ديوار می‌باره!»
نگار(:🍃
۰