
کتاب شکلات فروشی مرموز
معرفی کتاب شکلات فروشی مرموز
کتاب شکلات فروشی مرموز (Sarang de Chocolate) نوشته کیم یه اون و ترجمه ریحانه صادقی (از زبان کرهای)، یک رمان دربارهی مغازهای کوچک در یکی از کوچههای سئول است که در آن شکلات و عشق در هم تنیده شده است. صاحب مغازه برای هر مشتری عاشق، شکلاتی ویژه میسازد و پای اعترافها، تردیدها و شجاعتهایشان مینشیند. هر طعم شکلات با ماجرایی از عشق یکطرفه، جدایی، شروع رابطه یا دلکندن گره خورده و فضای صمیمی یک دفتر مشاورهی عشق در دل یک شکلاتفروشی شکل گرفته است. نشر دانشآفرین این کتاب را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شکلات فروشی مرموز اثر کیم یه اون
کتاب شکلات فروشی مرموز یک رمان درمورد مغازهای به نام سارانگ دِ چوکلت است؛ جایی در کوچهای باریک در سئول که بوی شکلات و صدای موسیقی جاز در آن میپیچد و مشتریانش نهتنها برای خرید بلکه برای گفتن داستان عشق خود پا به آن میگذارند. راوی رمان صاحب مغازه است؛ کسی که بهجای نسخهپیچیهای خشک، برای هر دل عاشق، یک نوع شکلات میسازد و با همان زبان به مشتری خود دلگرمی میدهد. کیم یه اون در این رمان معاصر، مغازه را به اتاق مشاورهای تبدیل کرده است که روی تابلویش نوشته دفتر مشاورهی شکلاتفروشی عشق من.
هر فصل از کتاب شکلات فروشی مرموز با نام یک نوع شکلات پیش میرود؛ شکلات پاوه، بُنبُن، بادام، ترافل، Pre:D، شکلات تلخ و شکلات سفید. در هر بخش، مشتری تازهای وارد مغازه میشود؛ از دانشجویانی که عشق یکطرفهی دانشگاهی را تجربه کردهاند تا کارمندی که میان رابطهی فعلی و علاقهای تازه گیر کرده است و یا مردی که بعد از خیانت از شروع دوبارهی عشق میترسد. راوی برای هرکدام شکلاتی متناسب با حالوهوایشان انتخاب میکند و در خلال توضیح دربارهی بافت، طعم و شیوهی ساخت آن شکلات به احساسات پیچیدهی آنها نزدیک میشود.
رمان شکلات فروشی مرموز علاوهبر روایت این مراجعان، کمکم پرده از گذشتهی خودِ راوی هم برمیدارد؛ از عشق یکطرفهی نوجوانیاش تا دلیل راهاندازی این مغازه در کوچهای تنگ که قرار است پناهگاه اعترافهای عاشقانه باشد. این اثر میان توصیفهای حسی از شکلات، گفتوگوهای صمیمی و تأملهایی دربارهی شجاعت اعتراف، رنج عشق یکطرفه و هنر دلکندن در نوسان است و در پایان، مغازه به جایی تبدیل میشود که بعضی عشقها در آن شروع و بعضی دیگر به خاطرهای قابلتحمل بدل میشوند.
خلاصه داستان شکلات فروشی مرموز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
راوی مغازهای کوچک در سئول را اداره میکند که روی تابلویش نوشته شده دفتر مشاورهی شکلاتفروشی عشق من. مشتریان با داستانهای عشق یکطرفه، جدایی، ترس از شروع دوباره یا احساس گناه از علاقه به فردی تازه وارد میشوند. راوی پای اعترافهایشان مینشیند. او برای هر نفر، شکلاتی خاص انتخاب میکند؛ پاوه برای احساسی نرم اما مردد، بُنبُن برای کسی که از تلخی عشق بعد از خیانت میترسد، بادام برای رابطهای فرسوده و پر از تردید، ترافل برای عشقی طولانی و یکطرفه، Pre:D برای لحظهای که دو عشق پنهان به هم میرسند و شکلات تلخ برای پسری که همیشه دیر میرسد. در لابهلای این روایتها، گذشتهی خود راوی و عشق یکطرفهی قدیمیاش نیز آشکار و مغازه به صحنهای برای روبهروشدن با سؤالهای سخت در باب عشق تبدیل میشود.
چرا باید کتاب شکلات فروشی مرموز را بخوانیم؟
رمان شکلات فروشی مرموز دربارهی عشق یکطرفه، جدایی و شجاعت اعتراف است که همزمان با توصیف دقیق طعمها و شکلهای مختلف شکلات پیش میرود. خواندن این رمان معاصر فرصتی است برای دیدن احساسات آشنا در آینهی دیگران، لمس ظرافتهای دلبستگی و دلکندن و فکرکردن به این سؤال که هرکدام از ما، اگر پای اعتراف در چنین مغازهای بنشینیم، چه میگوییم.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که تجربهی عشق یکطرفه، جدایی یا تردید در شروع رابطهای تازه را داشتهاند، به ادبیات داستانی قرن ۲۱ کره و قالب رمان علاقهمندند و از فضاهای صمیمی شهری و توصیفهای حسی از خوراکیها، بهویژه شکلات، لذت میبرند.
درباره کیم یه اون
کیم یه اون (Kim Ye-eun) فارغالتحصیل رشتهی رسانه از دانشگاه کالیفرنیا (برکلی) بوده است. او با نوشتن رمان شکلات فروشی مرموز (Sarang de Chocolate) نخستین اثر خود را منتشر کرده است.
بخشی از کتاب شکلات فروشی مرموز
«برای اولین عشق یکطرفهام دلتنگی و اضطراب زیادی را تحمل کردم ولی دومین دفعه این اتفاق نیفتاد. با خودم عهد بسته بودم به هر قیمتی این عشق یکطرفه را با یک اعتراف تمام کنم. به همین دلیل عمر عشق یکطرفهام کوتاه شد، و حدوداً شش ماه بعد به او ابراز علاقه کردم. بعد از اینکه به من گفت باید کمی فکر کند، دو هفته بعد با گفتن "بیا با هم باشیم" توانستم به عشق یکطرفهام پایان بدهم. ناگهان به یاد سؤالی افتادم که روزی جههیون پرسیده بود:
«رئیس، اگه یه آدمی که قبلا میشناختید رو دوباره اینجا ببینین، چه حسی بهتون دست میده؟»
جواب دادم: «کاش وقتی از جلوی درِ اینجا رد میشه، همینجوری به رفتنش ادامه بده.» گذشته باید به عنوان گذشته باقی بماند. نمیخواستم کسی که "منِ گذشته" با او در رابطه بوده را "منِ الانم" ببیند؛ نه برای مرور خاطرات و نه برای قضاوت کردن... فقط میخواستم همانطور که بوده رها شود؛ همین که توانستم عشق یکطرفهام را به نتیجه برسانم و با او وارد رابطه شوم، برایم کافی بود و از ابتدا برای پایان این رابطه، یک پایان خوشِ حتمی مشخص نکرده بودم.»
حجم
۷٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۷٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه