
کتاب موفقیت در کانون های ارزیابی
معرفی کتاب موفقیت در کانون های ارزیابی
کتاب موفقیت در کانونهای ارزیابی نوشتهی نایجل پووا و لوسی پووا با ترجمهی محمدحسین کاشفی راهنمایی مرحلهبهمرحله برای کسانی است که قرار است در کانونهای ارزیابی شغلی و مدیریتی شرکت کنند و میخواهند بدانند دقیقاً با چه فضایی روبهرو میشوند. نویسندگان که سالها طراح و مشاور کانونهای ارزیابی در سازمانهای مختلف بودهاند از دل تجربههای واقعی خود توضیح دادهاند کانون ارزیابی چیست، چه چیزهایی را میسنجد و چرا سازمانها تا این حد به آن اعتماد کردهاند. نشر آوند دانش آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب مجموعهی دامیز نوشته شده و از همان ابتدا تکلیف خواننده را روشن میکند: کانون ارزیابی «یک مکان» مرموز نیست بلکه یک فرایند ساختاریافته است که با تمرینهای شبیهسازیشده، مصاحبهها و آزمونهای روانسنجی تلاش میکند تصویر دقیقی از شایستگیهای شغلی افراد به دست دهد. مترجم در مقدمه توضیح داده است که در فضای فارسی منابعی که مستقیماً به آمادهسازی داوطلبان برای حضور در کانونها بپردازند بسیار کم است و این اثر میتواند این خلأ را تا حد زیادی جبران کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب موفقیت در کانون های ارزیابی
کتاب موفقیت در کانونهای ارزیابی با تمرکز بر تجربهی حرفهای نایجل پووا و لوسی پووا در طراحی و اجرای صدها کانون ارزیابی، ابتدا مفهوم کانون را از ابهام بیرون میآورد و نشان میدهد که این فرایند چگونه از دل نیاز ارتشها در جنگ جهانی دوم برای انتخاب افسران مناسب شکل گرفته و بهتدریج به یکی از معتبرترین ابزارهای انتخاب و توسعهی کارکنان در سازمانها تبدیل شده است. در بخش اول کتاب سه فصل «آشنایی با کانونهای ارزیابی»، «فرایند کانون ارزیابی چگونه است؟» و «بهحداکثررساندن شانس موفقیت در کانون ارزیابی» آمده است. در این فصلها تعریف کانون، تفاوت آن با مصاحبه و تست صرف، تاریخچه، مزایا، کاربردها (استخدام بیرونی، ارتقای داخلی، توسعه، جانشینپروری) و مفاهیمی مانند شایستگی، تحلیل شغل، استاندارد مرجع و نقش ارزیابان توضیح داده شده است. کتاب نشان میدهد که چرا کانونها هم برای سازمانها و هم برای داوطلبان میتوانند عادلانهتر و شفافتر از روشهای سنتی باشند و چگونه تصویری واقعگرایانه از شغل ارائه میکنند. در ادامهی کتاب موفقیت در کانونهای ارزیابی ساختار محتوا بهسمت تمرینهای عملی و جزئیات روز کانون میرود. بخش دوم با عنوان «تسلط بر تمرینهای کانون ارزیابی» شامل فصلهای ۴ تا ۱۰ است و هر فصل به یک نوع تمرین اختصاص دارد: تمرینهای گروهی، ارائههای شفاهی، ایفای نقش، جستوجوی حقیقت، تمرینهای تحلیلی، برنامهریزی و زمانبندی و کارتابل (صندوق ورودی). نویسندگان برای هر تمرین، شکل اجرا، انتظارات ارزیابان، شایستگیهای هدف و رفتارهای مؤثر و غیرمؤثر را تشریح کردهاند. بخش سوم با عنوان «برتری در فعالیتهای غیر تمرینی کانون ارزیابی» به مصاحبههای شایستگیمحور، آزمونهای روانسنجی، پرسشنامههای شخصیتی و ۳۶۰ درجه، مدیریت اضطراب، معرفی اولیه و یادگیری از تجربهی کانون میپردازد. در بخش چهارم نیز چند فصل کوتاه با عنوان «دهگانهها» آمده است که در آنها ده راهکار برای تحتتأثیر قراردادن ارزیابان، ده نکته برای نشاندادن رفتار اثربخش و ده توصیه برای عملکرد ممتاز جمعبندی شده است. در سراسر کتاب، مثالها، هشدارها، «به خاطر بسپارید»ها و «راهنمایی»ها به خواننده کمک میکند تصویر روشنی از آنچه در روز کانون رخ میدهد به دست آورد.
خلاصه کتاب موفقیت در کانون های ارزیابی
کتاب موفقیت در کانونهای ارزیابی بر یک ایدهی مرکزی استوار است: کانون ارزیابی یک فرایند منسجم است که با تکیهبر تحلیل شغل و شناسایی شایستگیهای کلیدی، تلاش میکند رفتار واقعی افراد را در موقعیتهای شبیهسازیشده بسنجد و از این طریق هم پتانسیل آیندهی آنها را پیشبینی کند و هم نیازهای توسعهایشان را روشن سازد. نویسندگان ابتدا توضیح میدهند که کانون ارزیابی «مجموعهای تصادفی از تست و مصاحبه» یا نسخهی واقعی برنامههای تلویزیونی رقابتی نیست؛ بلکه سیستمی است که در آن چندین تمرین، چند ارزیاب و چند شرکتکننده در کنار هم قرار میگیرند تا برای هر شایستگی، شواهد رفتاری کافی جمع شود. مفاهیمی مانند شایستگی، صلاحیت، تحلیل شغل، استاندارد مرجع و تفاوت کانونهای انتخابی و توسعهای در همین چارچوب تعریف شده است. در بخشهای بعدی کتاب، این چارچوب نظری به سطح عمل میآید. برای هر نوع تمرین، ابتدا ماهیت آن، سپس شایستگیهای مورد سنجش و در نهایت رفتارهایی که بهعنوان «موثر» یا «بیاثر» شناخته میشوند توضیح داده شده است. در تمرینهای گروهی، موضوعاتی مانند مشارکتی یا رقابتیبودن بحث، نقش رهبری، تعادل بین assertiveness و همکاری، مدیریت زمان و دادن فرصت به افراد کمحرف برجسته شده است. در ارائههای شفاهی، سه مرحلهی آمادهسازی، ارائه و پرسشوپاسخ تشریح شده و خطاهایی مانند شروع ضعیف، نداشتن ساختار، بیتوجهی به مخاطب و نادیدهگرفتن زمان بهعنوان «هفت گناه کبیره» معرفی شده است. در تمرینهای ایفای نقش، جستوجوی حقیقت، تحلیل دادهها، برنامهریزی پروژه و کارتابل، کتاب نشان میدهد که ارزیابان چگونه از روی تصمیمها، اولویتبندیها، نوع سؤالپرسیدن، نحوهی مستندسازی و توجه به ذینفعان، شایستگیهایی مثل تحلیل، قضاوت، برنامهریزی، مشتریمداری و کار تیمی را میسنجند. بخش سوم کتاب به فعالیتهایی میپردازد که ظاهراً «تمرین» نیستند اما در تصمیم نهایی نقش مهمی دارند: مصاحبههای شایستگیمحور که بر مثالهای واقعی گذشته تمرکز دارند، آزمونهای توانایی و پرسشنامههای شخصیتی، پرسشنامههای ۳۶۰ درجه و جلسات توجیهی و بازخورد. نویسندگان توضیح دادهاند که چگونه این دادهها در کنار نتایج تمرینها قرار میگیرند و چرا هر ارزیاب باید بهطور مستقل نمره بدهد و سپس در جلسهی نهایی، تصویر کلی از عملکرد هر فرد شکل بگیرد. در پایان، «دهگانهها» بهعنوان جمعبندی عملی مطرح شدهاند: از پوشش و همسویی با ارزشهای سازمان تا مدیریت اضطراب، استفاده از نقاط قوت، حفظ خونسردی، احترام به دیگران، نشاندادن آمادگی برای یادگیری و لذتبردن از تجربهی کانون بهعنوان فرصتی برای شناخت خود و مسیر شغلی آینده.
چرا باید کتاب موفقیت در کانون های ارزیابی را بخوانیم؟
کتاب موفقیت در کانونهای ارزیابی بهجای پرداختن به کلیات منابع انسانی، مستقیماً روی موقعیتی متمرکز شده است که برای بسیاری از داوطلبان استخدام و مدیران، مبهم و استرسزا است: روز حضور در کانون ارزیابی. این کتاب از دل تجربهی طراحی و اجرای کانونها نوشته شده و بههمین دلیل بهجای توصیههای مبهم، دقیقاً نشان میدهد در هر تمرین چه اتفاقی میافتد، ارزیابان دنبال چه رفتارهایی هستند و چه چیزهایی معمولاً به ضرر شرکتکنندگان تمام میشود. ساختار چهار بخشی کتاب کمک میکند هم تصویر کلی از فلسفه و فرایند کانون به دست آید و هم برای هر نوع تمرین، راهنمایی مشخص وجود داشته باشد. این کتاب علاوهبر آمادهسازی فنی برای تمرینها، به جنبههای کمتر دیدهشده نیز پرداخته است: تفاوت کانونهای انتخابی و توسعهای، نقش تحلیل شغل و شایستگیها در طراحی تمرینها، نحوهی ترکیب دادههای تمرینها، مصاحبهها و آزمونها در تصمیم نهایی و جایگاه بازخورد و کوچینگ بعد از کانون. خواننده با مطالعهی آن میتواند بفهمد چرا گاهی احساس میشود یک تمرین «بیربط» است، درحالیکه از نگاه طراحان، به شایستگی مشخصی متصل است. همچنین توضیح داده شده است که چرا کانونها بیش از آنکه گذشتهی فرد را بسنجند، روی پتانسیل آینده تمرکز دارند و چگونه میتوان از این فرصت برای شناخت نقاط قوت و حوزههای نیازمند توسعه استفاده کرد. ترکیب توضیح مفاهیم، مثالهای عملی، هشدارها و چکلیستهای پایانی باعث شده است این اثر هم برای آمادگی کوتاهمدت پیش از کانون و هم برای برنامهریزی بلندمدت توسعهی شغلی قابل استفاده باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که دعوتنامهی حضور در کانونهای ارزیابی استخدامی یا ارتقای مدیریتی دریافت کردهاند و میخواهند بدانند دقیقاً با چه تمرینها و انتظاراتی روبهرو میشوند. به دانشجویان و فارغالتحصیلانی پیشنهاد میشود که قصد شرکت در برنامههای جذب فارغالتحصیلان، آزمونهای استخدامی سازمانهای بزرگ یا بانکها را دارند و میخواهند از مرحلهی کانون با آمادگی بیشتری عبور کنند. به مدیران، سرپرستان و کارشناسان منابع انسانی پیشنهاد میشود که در طراحی، اجرای یا ارزیابی کانونهای ارزیابی نقش دارند و میخواهند نگاه داوطلبمحور و ساختار شایستگیمحور این کتاب را در کار خود بهکار بگیرند. به ارزیابان تازهکار، مربیان و مشاورانی پیشنهاد میشود که در حوزهی توسعهی مدیران، جانشینپروری و کانونهای توسعه فعالیت میکنند و بهدنبال نمونهای منسجم از انواع تمرینها، شایستگیها و شیوهی ترکیب دادهها هستند.
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۳۳۵ صفحه