
کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟!
معرفی کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟!
کتاب چطور اقتصاد رشد میکند و چطور دولت کاری میکند که فرو بپاشد؟! نوشته پیتر د شیف و با ترجمه سیدمحمدحسین غفوری، توسط نشر سنجاق منتشر شده است. این اثر با روایتی داستانی و ساده، مفاهیم پایه اقتصاد را از زاویهای متفاوت و قابل لمس برای عموم توضیح داده است. نویسنده با بهرهگیری از حکایت یک جزیره خیالی، روند شکلگیری اقتصاد، نقش پسانداز، سرمایهگذاری، اعتبار، بانک، تجارت و دولت را به تصویر کشیده و نشان داده است که چگونه سیاستهای نادرست میتوانند اقتصاد را به بحران بکشانند. کتاب با زبانی قابل فهم و مثالهای ملموس، مفاهیم پیچیده اقتصادی را به شکلی جذاب و کاربردی بیان کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟!
کتاب چطور اقتصاد رشد میکند و چطور دولت کاری میکند که فرو بپاشد؟! با روایت پیتر د شیف، مفاهیم اقتصادی را در قالب داستانی درباره یک جزیره خیالی به تصویر کشیده است. نویسنده با انتخاب این ساختار، مفاهیمی مانند پسانداز، سرمایهگذاری، اعتبار، بانک، تجارت آزاد، نقش دولت و پیامدهای سیاستهای مالی را بهگونهای ملموس و قابل درک برای مخاطب بازگو کرده است. هر فصل با یک روایت ساده آغاز میشود و در پایان، بخش تحلیلی و جدیتری ارائه میشود تا پیام اقتصادی آن فصل روشنتر شود. این کتاب با بهرهگیری از مثالهای روزمره و مقایسههای تاریخی، تلاش کرده است تا اقتصاد را از سطح مفاهیم انتزاعی به سطح زندگی روزمره بیاورد و نشان دهد که تصمیمات اقتصادی چگونه بر رفاه و آینده جوامع اثر میگذارند. پیتر د شیف در این اثر، همزمان با نقد سیاستهای اقتصادی رایج، به نقش دولت در ایجاد بحرانهای اقتصادی نیز پرداخته است و با زبانی طنزآمیز و انتقادی، نقاط ضعف و قوت نظامهای اقتصادی را بررسی کرده است.
خلاصه کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟!
کتاب چطور اقتصاد رشد میکند و چطور دولت کاری میکند که فرو بپاشد؟! با داستان جزیرهای آغاز میشود که ساکنانش برای بقا به صید ماهی وابستهاند. در ابتدا، همه فقط به اندازه نیاز روزانهشان ماهی میگیرند و خبری از پسانداز یا سرمایهگذاری نیست. اما با نوآوری یکی از ساکنان به نام آبل، که تله ماهی میسازد، بهرهوری افزایش مییابد و امکان پسانداز و سرمایهگذاری فراهم میشود. این مازاد تولید، پایه رشد اقتصادی جزیره را شکل میدهد. در ادامه، مفاهیمی مانند وامدهی، اعتبار، بانک و تجارت آزاد بهتدریج وارد داستان میشوند. بانک با مدیریت پساندازها و وامدهی منطقی، نقش مهمی در توسعه اقتصادی ایفا میکند. اما با ورود دولت و سیاستهای مداخلهگرانه، تعادل بازار بههم میخورد. دولت با چاپ پول بیپشتوانه و وعدههای انتخاباتی، ارزش پول را کاهش میدهد و تورم را به اقتصاد تحمیل میکند. این روند باعث کاهش انگیزه پسانداز، افزایش مصرف بیرویه و شکلگیری بحرانهای اقتصادی میشود. در بخشهای پایانی، کتاب به پیامدهای سیاستهای نادرست دولت، بحرانهای مالی، سقوط بازارها و نقش تجارت خارجی میپردازد. نویسنده با اشاره به تجربههای تاریخی، نشان داده است که رشد واقعی اقتصاد تنها با تولید، پسانداز و سرمایهگذاری ممکن است و مصرف بیپشتوانه و مداخلات دولتی، اقتصاد را به سمت فروپاشی سوق میدهد. در نهایت، کتاب با نقد سیاستهای پولی و مالی معاصر، اهمیت آزادی اقتصادی و مسئولیتپذیری دولتها را برجسته کرده است.
چرا باید کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟! را بخوانیم؟
این کتاب با روایتی داستانی و مثالهای ملموس، مفاهیم پیچیده اقتصادی را به زبانی ساده و قابل فهم بیان کرده است. خواننده با دنبالکردن سرگذشت جزیره و ساکنانش، میتواند بهخوبی با مفاهیمی مانند پسانداز، سرمایهگذاری، اعتبار، نقش بانک و پیامدهای سیاستهای دولتی آشنا شود. کتاب نهتنها به اصول پایه اقتصاد میپردازد، بلکه با نقد سیاستهای رایج، دیدگاه انتقادی نسبت به نقش دولت در اقتصاد ارائه میدهد. این اثر برای کسانی که به دنبال درک بهتر سازوکارهای اقتصادی و تأثیر تصمیمات سیاسی بر زندگی روزمره هستند، منبعی آموزنده و جذاب بهشمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان اقتصاد، دانشجویان رشتههای مرتبط، فعالان اقتصادی، صاحبان کسبوکار و افرادی که دغدغه فهم بهتر سیاستهای اقتصادی و پیامدهای آن را دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال درک ساده و کاربردی مفاهیم اقتصادی هستند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب چطور اقتصاد رشد می کند و چطور دولت کاری می کند که فرو بپاشد؟!
«در جزیرهای کوچک که زندگی مردم آن به صید ماهی وابسته بود، خبری از پسانداز، اعتبار یا سرمایهگذاری نبود. همه فقط به اندازهٔ زنده ماندن کار میکردند: صید یک ماهی در روز، همان حداقل برای بقا. اما این حداقل، رویای زندگی بهتر را برآورده نمیکرد. چابکی ماهیها و بیابزاری ماهیگیرها باعث شده بود روزها به همان شکل تکرار شود؛ یک زندگی بخور و نمیر. تا اینکه جرقهای در ذهن یکی از آنها که اسمش آبل بود روشن شد: ساخت تله ماهی. ایدهای که بر پایهٔ یک اصل ساده اقتصادی شکل گرفته بود: کمی از مصرف امروزت را کنار بگذار یعنی یک روز ماهی نگیر و در نتیجه گرسنه بمان اما برای ساخت چیزی سرمایهگذاری کن که در آینده بیشتر به تو بازمیگرداند. وقتی تله ساخته شد، بهرهوری بالا رفت. حالا آبل (ساکن نوآور و ریسکپذیر جزیره) میتوانست در یک روز، غذای دو روز خود را صید کند و روز دوم را صرف کار دیگری کند. این مازاد تولید، همان نیروی حیاتی یک اقتصاد سالم بود.»
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه