معرفی و دانلود کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان

کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
الیف شافاک، علی سلامی
انتشارات: 
نشر گویا
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان

کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان (There are rivers in the sky) نوشته الیف شافاک، ترجمه علی سلامی و رمانی درباره‌ی آب، حافظه و خشونت انسان است که نشر گویا آن را منتشر کرده است. این رمان سه خط روایی دور از هم را در سه زمان و جغرافیای متفاوت دنبال می‌کند؛ نینوا و امپراتوری آشور در روزگار آشوربانی‌پال، لندن عصر ویکتوریا در میانه‌ی فقر و فاضلاب و دودکش‌ها و نیز کردستان و بین‌النهرین معاصر در سایه‌ی سدسازی، جنگ و کوچ اجباری را. نویسنده با تکیه‌ بر ایده‌ی «آب به‌خاطر می‌سپارد و این آدمیانند که فراموش می‌کنند»، سرگذشت یک قطره‌ی آب را از کاخ شاهی تا دهان نوزادی در ساحل تیمز و تا پیشانی دختری ایزدی در کرانه‌ی دجله دنبال کرده است. کتاب حاضر هم به تاریخ و اسطوره سر می‌زند و هم به زندگی روزمره‌ی فرودستان و از خلال این رفت‌وآمدها درباره‌ی قدرت، فراموشی، روایت و بهای توسعه حرف می‌زند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان

کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان نوشته‌ی الیف شافاک جهان خود را بر یک قطره‌ی باران بنا کرده است. رمان حاضر با نینوا و آشوربانی‌پال شروع می‌شود. در این بخش کاخ شمالی، گاوهای بالدار، لوح لاجوردین حماسه‌ی گیلگمش و کتابخانه‌ی شاهی با جزئیات دقیق تصویر شده‌اند. نویسنده نشان داده است که چگونه شاهی فرهیخته می‌تواند همزمان حامی دانش و طراح قحطی، خشکسالی و کشتار باشد؛ کسی که رودها را مهار می‌کند، چاه‌ها را مسموم می‌کند و آب را به سلاح بدل می‌سازد.

ایده‌ی «حافظه‌ی آب» در سراسر رمان رودهایی در پهنه آبی آسمان تکرار و به نخ نامرئی میان فصل‌ها بدل شده است. رمان به لندن ۱۸۴۰ می‌رود و کودکی به نام آرتور را در ساحل آلوده‌ی تایمز دنبال می‌کند؛ نوزادی که در میان زباله‌گردها، فاضلاب‌ها و برف زودرس به دنیا می‌آید؛ همان روزی که ملکه ویکتوریا نخستین فرزندش را در کاخ باکینگهام به دنیا می‌آورد. تضاد میان گهواره‌ی ماهاگونی و روتختی ابریشمی در کاخ با جامه‌های گل‌آلود و موش‌خورده‌ی کنار رود در اثر برجسته شده است.

داستان سوم رمان به نارین و مادربزرگ او در کرانه‌ی دجله در ترکیه‌ی ۲۰۱۴ می‌پردازد؛ دختری ایزدی که تعمیدش با آب مقدس زیر سایه‌ی بولدوزرها، پروژه‌ی سد ایلیسو و برچسب «شیطان‌پرست» قطع می‌شود. در این بخش از رمان رودهایی در پهنه آبی آسمان، سرنوشت روستاها، کوچ اجباری، محو حصن‌کیفا و... در کنار توصیف آیین‌ها، دعاها و زبان عاطفی مادربزرگ روایت شده است.

خلاصه داستان رودهایی در پهنه آبی آسمان

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

قطره‌ای باران بر موی آشوربانی‌پال می‌نشیند و شاهد خشونت، خیانت و کتاب‌سوزی می‌شود. این قطره در کاخ شمالی نینوا همراه با شاهی است که هم کتابخانه‌ای بی‌سابقه از لوح‌های گلی و لاجوردی را گرد آورده و هم با قحطی‌سازی، مسموم‌کردن چاه‌ها و جنگ‌های پی‌درپیْ رودها را به ابزار مرگ بدل کرده است. لوح لاجوردین حماسه‌ی گیلگمش با حاشیه‌نویسی‌ای که در آن به‌جای نبو از نیسابا، الهه‌ی فراموش‌شده‌ی داستان‌سرایی، ستایش شده است، شاه را خشمگین می‌کند، اما او به‌جای نابودکردن لوح آن را در اتاقی پنهان نگه می‌دارد. استاد و مشاور قدیمی شاه به جرم خیانت و افشای اطلاعات به برادر رقیب، دستگیر و در نهایت به فرمان آشوربانی‌پال زنده‌زنده سوزانده می‌شود؛ بی‌آن‌که شاه دستان خود را به خون آلوده کند. قطره‌ی باران در گرمای آتش تبخیر می‌شود، اما آنچه دیده است در «ذات بنیادینش» باقی می‌ماند.

در خط داستانی دوم، قطره‌ی باران در قالب دانه‌ای برف بر صورت نوزادی در ساحل تایمز می‌نشیند؛ کودکی که زباله‌گردهای چلسی او را «شاه آرتور فاضلاب‌ها و زاغه‌ها» می‌نامند. کتاب لندن صنعتی را با رودخانه‌ای مملو از فاضلاب، لاشه، مواد شیمیایی و زباله تصویر کرده است؛ جایی که زباله‌گردها در تونل‌های فاضلاب و گل‌ولای رود به‌دنبال قاشق نقره، سنجاق‌سینه و سکه می‌گردند و هر لحظه خطر غرق‌شدن در پساب یا انفجار گاز تهدیدشان می‌کند. آرتور در همان لحظه‌ی تولد، طعم برف را با شیر مادر تجربه می‌کند و بعدها آن را به یاد می‌آورد. او حافظه‌ای استثنایی دارد؛ هر تصویر و صدا را مثل لوحی گلی در ذهنش ثبت می‌کند. این موهبت امکان یادگیری و بارِ فراموش‌ناپذیری رنج‌ها را برایش به همراه دارد.

در خط داستانی سوم، نارین ۹ساله در کرانه‌ی دجله زیر قطرات آب مقدس لالش در آستانه‌ی تعمید است که بولدوزرهای پروژه‌ی سد ایلیسو آیین را بر هم می‌زنند. راننده، ایزدیان را «شیطان‌پرست» می‌نامد و ماشین‌های غول‌پیکر، خاک، ریشه‌ها و لایه‌های تاریخ را از بستر رود بیرون می‌کشند. شیخ و سالخوردگان ناچارند آیین را نیمه‌کاره رها کنند. مادربزرگ که دجله و درختان پسته و روستای روبه‌زوال را دوست دارد، تصمیم می‌گیرد نارین را برای تعمید به دره‌ی مقدس لالش در عراق ببرد؛ سفری که در دل ناامنی، جنگ و کوچ اجباری طرح‌ریزی می‌شود.

ایده‌ی مرکزی رمان، در پسِ این سه خط داستانی، این است که آب در همه‌ی شکل‌هایش، حافظ داستان‌ها و خشونت‌ها و مهربانی‌هاست؛ از سیل‌های باستانی و حماسه‌ی گیلگمش تا فاضلاب‌های لندن و سدهای معاصر. انسان‌ها با فراموشیْ خود را از پیامدهای کارهایشان جدا می‌کنند.

چرا باید کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان را بخوانیم؟

رمان رودهایی در پهنه آبی آسمان سه دوره‌ی تاریخی و سه جغرافیای متفاوت را با یک عنصر مشترک به هم وصل کرده است؛ آب. رمان نشان می‌دهد که چگونه رودها، باران و برفْ همزمان منبع زندگی و ابزار مرگند و چگونه می‌توانند باغ‌ها، کتابخانه‌ها و شهرها را بسازند و همان‌قدر آسان آن‌ها را ببلعند. این کتاب برای کسانی که به پیوند اسطوره و تاریخ با زندگی امروز علاقه‌مند هستند، امکان مقایسه‌ی سه جهان را فراهم کرده است؛ جهان شاهی که گیلگمش را می‌خواند و دستور قحطی می‌دهد، جهان کودکی که در فاضلاب‌ها به دنیا می‌آید اما ذهنی استثنایی دارد و جهان دختری ایزدی که میان آیین‌های مقدس و بولدوزرهای زرد گرفتار شده است. در پسِ این سرگذشت‌ها پرسش‌هایی درباره‌ی مسئولیت در برابر طبیعت، بهای توسعه، سرنوشت اقلیت‌ها و نقش داستان و حافظه در برابر فراموشی جمعی طرح شده است.

خواندن کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌هایی که در چند زمان و چند مکان می‌گذرد، علاقه دارند. همچنین رمان حاضر مناسب است برای علاقه‌مندان به آثار الیف شافاک، دوستداران اسطوره‌ی گیلگمش و تاریخ بین‌النهرین، کسانی که درمورد موضوعاتی مثل محیط‌زیست، سدسازی، کوچ اجباری و سرنوشت اقلیت‌های دینی کنجکاوند و مخاطبانی که از دنبال‌کردن شخصیت‌هایی با گذشته‌های پیچیده و حافظه‌های پر از جزئیات لذت می‌برند.

درباره الیف شافاک

الیف شافاک، متولد اکتبر ۱۹۷۱ در استراسبورگِ فرانسه، داستان‌نویس و رمان‌نویسی است که زیست شخصی و ماجرای جدایی والدینش به‌شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه بر تاروپود رمان‌ها و بازتاب تفاوت‌های جنسیتی در میان شخصیت‌های داستانی‌اش اثر گذاشته است. او مقطع راهنمایی را در مادرید و دوران دبیرستان را در مدرسه‌ی آتاترک آنکارا سپری کرد و با ورود به دانشگاه خاورمیانه‌ی آنکارا، مدارج علمی خود را با اخذ کارشناسی روابط بین‌الملل، کارشناسی‌ارشد حقوق زنان و دکترای علوم سیاسی به پایان رساند.

این چهره‌ی ادبی که در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت نشان شوالیه‌ی ادبیات و هنر فرانسه شد، با نگارش نخستین رمان خود با عنوان «پنهان» (۱۹۹۸) جایزه‌ی بزرگ مولانا را به دست آورد و در ادامه با خلق «آینه‌های شهر» (۱۹۹۹) و سپس رمان «محرم» (۲۰۰۰)، جایزه‌ی کانون نویسندگان ترکیه را از آن خود کرد تا پس از آن، دو کتاب «شپش‌پالاس» (۲۰۰۲) و «برزخ» (۲۰۰۴) را به‌عنوان آثار پرفروش آن دوره به بازار بفرستد.

الیف شافاک در مجموعه گفتارهای خود با نام «جزر و مد» (۲۰۰۵) به واکاوی مسائلی چون زنان، هویت، تقابل‌های فرهنگی و ادبیات پرداخت و با انتشار کتاب «پدر و حرام‌زاده» در سال ۲۰۰۶ عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال را تصاحب کرد؛ سپس در سال ۲۰۰۹ رمان «عشق» را توسط نشر دوغان‌کتاب روانه‌ی بازار کرد که با جابه‌جاکردن رکورد فروش در ترکیه به‌سرعت در صدر پرفروش‌های این کشور قرار گرفت.

در میان کارهای بعدی الیف شافاک، رمان «من و استادم» (۲۰۱۳) جلوه‌ای از زیست چندفرهنگی این نویسنده را با آمیزه‌ای از روایت و گفت‌وگو در بستری تاریخی و در کنار دو کاراکتر خیالی به نام‌های «جهان» (پسری هندی) و فیل او به تصویر می‌کشد. کتاب «شیر سیاه» نیز به قلم این نویسنده روایتی طنزآمیز را از بحران هویت زنان در آستانه‌ی تجربه‌ی مادرانگی بازگو کرده است. کتاب «رودهایی در پهنه آبی آسمان» (There are rivers in the sky) رمانی با سه خط داستانی نوشته‌ی الیف شافاک است.

بخشی از کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان

«آخرین روز از ماه اوت است؛ بعدازظهری گرم و شرجی. لندن دیگی چرب و روغنی است؛ دودآلود و متعفن. بوهای زننده از هر گوشهٔ شهر برمی‌خیزد؛ از دباغ‌خانه‌ها، پوست‌فروشی‌ها، خوک‌داری‌ها، کوره‌ها، کارخانه‌ها، کشتارگاه‌ها، چاه‌های فاضلاب... بخارات سمی، انواع‌واقسام بیماری‌ها را در خود می‌پروراند. اوایل تابستان، هیئت عمومی بهداشت هشدار داد که هر چیزی که بوی تند و ناخوشایندی می‌دهد باید سوزانده یا به نحوی دفع شود؛ که ناگزیر به معنای تخلیه در رود تیمز است. اکنون رود، مملو از آشغال و زباله، به‌سختی جریان دارد؛ نه خروشان است و نه موج‌زنان درخشان و آبی، بلکه صرفاً می‌خزد، کند و خاکستری همچون خزنده‌ای سردخون.

آرتور نهایت تلاش خود را می‌کند تا خود و خانواده‌اش را از تهدید بخار سمی محافظت کند. با قدم‌زدن سریع در مسیر رفت‌وبرگشت به دفتر، امیدوار است هوای نمناک کمتری وارد ریه‌هایش شود. علی‌رغم دمای غیرقابل‌تحمل، بینی و دهانش را با پارچه‌ای نمناک می‌پوشاند. ولی به‌محض رسیدن به خانه از مادرش می‌خواهد پنجره‌ها را باز نگه دارد تا نسیم ملایمی در زیرزمین جریان یابد، زیرا اتاقی ساکن و خفه‌کننده خطری حتی بزرگ‌تر است. تهویه در کاشانه‌ای که با خانواده‌ای دیگر به اشتراک می‌گذارند اسف‌بار است و درواقع، در چاپخانه چندان بهتر نیست. کارکردن در فضاهای بسته و خفه او را عصبی می‌کند. چه در داخل و چه در خارج، نگران ابتلا به بیماری‌های هوازاد است.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۴ تیر ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رودهایی در پهنه آبی آسمان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرودهایی در پهنه آبی آسمان
عنوان در زبان مبدأThere are rivers in the sky
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهالیف شافاک
مترجمعلی سلامی
انتشاراتنشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۲۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۳۱۲۲۴۷۷
تعداد صفحه‌ها۴۹۵ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

bookwormnoushin
۰
همچنان که امواج گرما به هوا برمی‌خیزند، قطرهٔ باران به‌آرامی تبخیر خواهد شد؛ ولی ناپدید نخواهد گشت. دیر یا زود، آن مروارید کوچک و شفاف آب به آسمان نیلگون بازخواهد گشت. در آنجا، زمان خواهد گذراند، در انتظار بازگشت دوباره به این زمین پرآشوب... و دوباره. آب به‌خاطر می‌سپارد. این آدمیان‌اند که فراموش می‌کنند. هاشدواو آب... شگفت‌ترین مادهٔ شیمیایی، راز بزرگ. با دو اتم هیدروژن در نوک‌ها، هر یک پیوندیافته با یک اکسیژن در مرکز، مولکولی است خمیده، نه مستقیم؛ که اگر مستقیم بود، حیاتی بر زمین نمی‌بود... داستانی برای گفتن نمی‌ماند.
bookwormnoushin
۰
همچنان که امواج گرما به هوا برمی‌خیزند، قطرهٔ باران به‌آرامی تبخیر خواهد شد؛ ولی ناپدید نخواهد گشت. دیر یا زود، آن مروارید کوچک و شفاف آب به آسمان نیلگون بازخواهد گشت. در آنجا، زمان خواهد گذراند، در انتظار بازگشت دوباره به این زمین پرآشوب... و دوباره. آب به‌خاطر می‌سپارد. این آدمیان‌اند که فراموش می‌کنند. هاشدواو آب... شگفت‌ترین مادهٔ شیمیایی، راز بزرگ. با دو اتم هیدروژن در نوک‌ها، هر یک پیوندیافته با یک اکسیژن در مرکز، مولکولی است خمیده، نه مستقیم؛ که اگر مستقیم بود، حیاتی بر زمین نمی‌بود... داستانی برای گفتن نمی‌ماند.
bookwormnoushin
۰
ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم، وین یک‌دمِ عمر را غنیمت شمریم؛ فردا که ازین دیْر کُهَن درگذریم؛ با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم. چشمان آرتور گشاد می‌شود. «آیا این هم شعره؟» «بله، هس. این یکی هنوز کمتر شناخته شده‌اس، از عمر خیام. دوستم ادوارد فیتزجرالد که خودش شاعر و نویسنده‌اس، داره از فارسی ترجمه می‌کنه. ولی وقت می‌گیره. اگه همه‌چی خوب پیش بره،
bookwormnoushin
۰
عجیب است که انسان ایمانش را به باورهایی که زمانی محکم به آن‌ها پایبند بود از دست بدهد. چقدر غریب است که اعتقاداتت را مانند دسته‌ای کلید حمل کنی، تنها برای‌آنکه دریابی هیچ دری را باز نخواهند کرد
کاربر ۷۴۱۴۵۴۴
۰
‫مادربزرگ می‌گوید همه چیز در این جهان سخن می‌گوید. همان‌طور که مرگ مطلق، سکوت مطلق هم وجود ندارد، زیرا سکوت نیز به زبان و لهجهٔ خود سخن می‌گوید. شیر هنگام تبدیل‌شدن به کره خرخر می‌کند؛ کوه‌ها هنگام فروریختن می‌غرند؛ بزهای مادر صدای بره‌هایشان را مدت‌ها پس‌ازآنکه آن‌ها را از شیر می‌گیرند می‌شناسند؛ گرگ‌ها زوزه می‌کشند تا راه بازگشت به خانه را پیدا کنند؛ جیرجیرک‌ها با مالیدن بال‌هایشان به هم جیرجیر می‌کنند؛ و روح انسان هنگام ترک کالبد جسمانی و مهاجرت به کالبد بعدی آه می‌کشد.