
کتاب ابی و پدر شعبده بازش
معرفی کتاب ابی و پدر شعبده بازش
کتاب اَبی و پدر شعبدهبازش نوشتهی کریل لوئیس و با ترجمهی شقایق قندهاری، روایتی نوجوانانه از زندگی دختری به نام اَبی و پدرش است که شغلش شعبدهبازی است. نشر افق آن را منتشر کرده است. این رمان با نگاهی صمیمی و جزئینگر، فرازونشیبهای زندگی یک خانوادهی کوچک را در شهری ساحلی به تصویر میکشد؛ خانوادهای که پس از مرگ مادر، با چالشهای مالی و عاطفی دستوپنجه نرم میکند و در عین حال تلاش میکند امید و جادوی زندگی را حفظ کند. داستان، علاوهبر نمایش رابطهی پدر و دختر، به دغدغههای نوجوانی، دوستی، هویت و مواجهه با تغییرات ناخواسته میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ابی و پدر شعبده بازش
کتاب اَبی و پدر شعبدهبازش اثر کریل لوئیس، داستانی نوجوانانه است که در بستری واقعگرایانه و با لحنی گرم و ملموس روایت میشود. محور اصلی داستان، زندگی اَبی و پدرش است که پس از فوت مادر، در یک اتوبوس قدیمی کنار ساحل زندگی میکنند و با اجرای نمایشهای شعبدهبازی روزگار میگذرانند. روایت، از زاویهی دید اَبی، دغدغههای نوجوانی، دلتنگی برای مادر، تلاش برای حفظ خانواده و مواجهه با تغییرات ناگزیر را به تصویر میکشد. ساختار کتاب بر پایهی روایت خطی و توصیفهای جزئی از زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دوستیها شکل گرفته است. در کنار روایت اصلی، شخصیتهایی مانند مایرا (دوست صمیمی اَبی) و خانوادهی او، فضای داستان را رنگارنگتر و چندلایهتر میکنند. کتاب با پرداختن به موضوعاتی مانند فقدان، امید، جستوجوی هویت و معنای جادو در زندگی واقعی، تصویری ملموس از رشد و بلوغ نوجوانان ارائه داده است.
خلاصه کتاب ابی و پدر شعبده بازش
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با اجرای نمایشی پرحادثه توسط پدر اَبی در پارک تفریحی آغاز میشود؛ نمایشی که بهجای موفقیت، با فاجعهای خندهدار و کمی تلخ به پایان میرسد و باعث از دست رفتن شغل پدر میشود. اَبی و پدرش که در اتوبوس زندگی میکنند، حالا باید با واقعیتهای جدید کنار بیایند: پدر تصمیم میگیرد شغل ثابتی پیدا کند و وسایل شعبدهبازی را کنار بگذارد. در این میان، اَبی با احساسات متناقضی روبهروست؛ از یکسو دلتنگ مادر و گذشتهی پرزرقوبرقشان است و از سوی دیگر باید با تغییرات بزرگ زندگی کنار بیاید. دوستی با مایرا، مواجهه با قلدریهای مدرسه و کشف یک کتاب اسرارآمیز در صندوقچهی مادربزرگ، مسیر تازهای پیش پای اَبی میگذارد. کتابی که نشانههایی از جادو و رمز و راز دارد و اَبی را به فکر معنای واقعی جادو در زندگی میاندازد. در کنار این ماجراها، دغدغههای مالی، تصمیمهای خانوادگی و تلاش برای حفظ امید و پیوندهای عاطفی، بخش مهمی از روایت را شکل دادهاند. داستان با تمرکز بر روابط انسانی، رشد شخصیتها و جستوجوی معنا در دل بحرانها، پیش میرود.
چرا باید کتاب ابی و پدر شعبده بازش را بخوانیم؟
این کتاب با نگاهی صادقانه و جزئینگر، تجربهی نوجوانی را در بستر خانوادهای متفاوت و پرچالش روایت کرده است. ویژگی شاخص آن، پرداختن به احساسات پیچیدهی نوجوانان در مواجهه با فقدان، تغییر و مسئولیت است. روایت گرم و ملموس، شخصیتپردازی باورپذیر و نمایش رابطهی پدر و دختر، به داستان عمق و جذابیت بخشیده است. همچنین، حضور عناصر جادویی در دل واقعیت، به داستان رنگی از خیال و امید میدهد و خواننده را به فکر معنای جادو و امید در زندگی روزمره میاندازد. این کتاب میتواند برای کسانی که به دنبال داستانی صمیمی، پر از احساس و با نگاهی متفاوت به خانواده و رشد فردی هستند، تجربهای ارزشمند باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانانی که با دغدغههای هویت، فقدان یا تغییرات خانوادگی روبهرو هستند، پیشنهاد میشود. همچنین به علاقهمندان داستانهای واقعگرایانه با رگههایی از خیال و کسانی که به موضوعاتی مانند دوستی، خانواده و عبور از بحرانها علاقه دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب ابی و پدر شعبده بازش
«خانمها و آقایان، پسرها و دخترها، یک سال طول کشید تا چیزی که قرار است ببینید آماده شود! خیالپردازی باهاش کیف دارد و چنین چیزی هرگز در پارک تفریحی سانی هِیوِن دیده نشده. این تردستی معرکه مو به تنتان سیخ میکند.» اَبی، هیجانزده و بیقرار، از بین پردههای مخملی قرمز کنار صحنه تماشا کرد و وقتی بابا چوب جادوییاش را از توی بند شلوارش درآورد و آن را با حالت اسرارآمیزی بالای سر جعبهای تکان داد که روی میز لق و قراضهٔ جلویش بود، دلورودهاش به هم پیچید. نورهای صحنه خیلی زیاد بودند و چشم را میزدند، ولی اَبی دید که روی پیشانی بابایش عرق نشسته. از حالت دهان بابایش هم فهمید که خیلی عصبی و نگران است. سمت چپش هم قیافههای چشمانتظار تماشاچیها را دید که سرشان را بلند کرده بودند. مثل همیشه، بچههای کوچک، آن جلو، چهارزانو روی زمین نشسته بودند. خواهر و برادرهای بزرگترشان آدامس میجویدند و سرشان توی گوشیهایشان بود. و پشتسرشان همان ترکیب همیشگی مامانها، باباها، بابابزرگها، خالهها و عمهها و داییها و عموهای آفتابسوخته نشسته بودند. آنها امیدوار بودند این برنامهٔ تفریحی کاری کند که حداقل یک ساعت از دست خانوادههای پرانرژیشان راحت باشند و قشنگ برای خودشان بنشینند.»
حجم
۴۹۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۴۹۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه