
کتاب دو نمایشنامه رادیویی
معرفی کتاب دو نمایشنامه رادیویی
کتاب دو نمایشنامهی رادیویی نوشتهی صمد چینیفروشان است که نشر دایره سفید پویا آن را منتشر کرده است. این کتاب همانطور که از نامش پیداست شامل دو متن نمایشی است که بهطور ویژه برای اجرا در رادیو نوشته شدهاند و از ابتدا بر پایهی صدا، سکوت، افکتهای صوتی و گفتوگو طراحی شدهاند. نویسنده در هر دو متن، فضای بسته، شخصیتهای محدود و زمان فشرده را انتخاب کرده است تا همهچیز در میدان شنیداری شکل بگیرد؛ جایی که صدای تیکتاک ساعت، خشخش صفحهی گرامافون، زوزهی باد، پارس سگ، شیههی اسبها، صدای سوختن هیزم و حتی سرفههای یک مرد، بهاندازهی دیالوگها در ساختن جهان اثر نقش دارند. در این کتاب، نمایشنامهی نخست با عنوان خدای من چه جهنمی در اتاقی پر از صدا و خاطره میگذرد و نمایشنامهی دوم نیز در فضایی دیگر، اما با همان حساسیت نسبت به زمان، فرسودگی و فروپاشی، پیش میرود. صمد چینیفروشان در مقدمهی کوتاهی که بر کتاب نوشته است از روند نوشتهشدن این دو متن، سالهای ردشدن آنها در رادیو و فاصلهای که میان رؤیای نوشتن و واقعیت تولید و اجرا افتاده، سخن گفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دو نمایشنامه رادیویی
کتاب دو نمایشنامهی رادیویی با مقدمهی شخصی و صریح صمد چینیفروشان آغاز میشود؛ جایی که نویسنده توضیح داده است این دو متن را در سالهایی نوشته که با اشتیاق آنها را برای اجرا به واحد نمایش رادیو سپرده اما با بیاعتنایی و ردشدن مواجه شده است. همین تجربه باعث شده است مدتی نوشتن نمایشنامه را کنار بگذارد و بهقول خودش «راه فهم جامعه» را در پیش بگیرد. در همان مقدمه، از تقدیمنامهها هم پرده برداشته شده است: نمایشنامهی اول در ابتدا به ساموئل بکت و اسلاومیر مروژک تقدیم شده و بعدها نام محمدرضا خاکی نیز به آن اضافه شده است؛ اشارهای که نشان میدهد نویسنده آگاهانه خود را در گفتوگو با سنتی از نمایشنامهنویسی قرار داده که با ابزورد، تعلیق، زمان معلق و شخصیتهای گرفتار در بنبست سر و کار دارد. کتاب دو نمایشنامهی رادیویی در مجموع متنی فشرده است که در آن، هر سطر نهفقط حامل دیالوگ بلکه حامل دستور صحنهی صوتی است؛ از نوع و شدت صدا تا فاصلهی آن از شنونده، از مکثها و سکوتها تا تغییر لحن و سن شخصیتها. کتاب دو نمایشنامهی رادیویی در قالب دو متن مستقل تنظیم شده است که هرکدام ساختار و جهان خود را دارند اما در مضمون، بهنوعی همخانوادهاند. نمایشنامهی نخست با عنوان خدای من چه جهنمی در فضایی بسته و محدود آغاز میشود؛ اتاقی که در آن مردی با پای لنگ، سرفههای مکرر، ساعت دیواری پدر، گرامافون، تخت سفری، بخاری هیزمی و انبوهی صدا و خاطره زندگی میکند. این متن با دستورهای دقیق صوتی شروع میشود: تیکتاک ساعت از دور، صدای کشیدهشدن یک پا روی کفپوش، خشخش صفحهی گرامافون، تکرار کلمهی «خنگ» روی صفحهی گیرکرده، ترانهی بوی جوی مولیان، سنفونی شمارهی ۵ بتهوون، ضرب استاد تهرانی، سنفونی ناتمام شوبرت، صدای پرندهها، امواج دریا و بعدتر زوزهی باد، پارس سگ، شیههی اسبها و خرناسهی گرگها. در دل این طراحی صوتی، مرد با پدر مردهاش حرف میزند، به گذشته برمیگردد، صدای مادر، همسر، معشوقه و دیگران را از اتاقهای مختلف «خانهی خاطرهها» بیرون میکشد و درنهایت، در نمایش دروننمایش، قصهی پیرمرد و دکتری را روایت میکند که در کلبهای وسط جنگل، در محاصرهی طوفان، برف و گرگها گرفتار شدهاند. نمایشنامهی دوم نیز در ادامهی کتاب آمده است و با وجود تفاوت در موقعیت و شخصیتها، همچنان بر صدا، زمان، فرسودگی و بنبست تکیه دارد.
خلاصه کتاب دو نمایشنامه رادیویی
در دو نمایشنامهی رادیویی، صمد چینیفروشان جهانهایی میسازد که بیش از هرچیز از جنس صدا، زمان و فرسودگیاند. در نمایشنامهی خدای من چه جهنمی، مردی در اتاقی قدیمی، با پای لنگ و سرفههای مکرر، در میان ساعت دیواری پدر، گرامافون، تخت سفری و بخاری هیزمی زندگی میکند. او با پدر مردهاش حرف میزند و از دل صداها، اتاقها و اشیاء، تاریخ شخصی و خانوادگیاش را بیرون میکشد. ساعت دیواری پدر، که زمانی نماد «نظم» و «راز موفقیت» بوده، حالا تنها چیزی است که از «امپراتوری» پدر باقی مانده و هنوز کار میکند. مرد در گفتوگو با پدر، از برادرها و خواهرهای پیر و خسته، از جوانهای گنگ و بیریشه، از خانهای که هر اتاقش به قبرستان یک خاطره تبدیل شده و از تلاشهای نافرجام برای زندهکردن تاریخ اجدادی حرف میزند. او اعتراف میکند که همهچیز را در اتاقها حبس کرده تا بهجای حفظ، بهتدریج فراموش شوند. در لابهلای این گفتوگوها، صداهای مادر، همسر، معشوقه و نسخههای جوانتر خود مرد شنیده میشود؛ از کودک دروغگو و نوجوانی که بهجای ریاضی شعر در دفترش مینویسد تا جوانی که دانشگاه را بهخاطر اعتراض ترک کرده و میخواهد با «قصهنویسی» زندگی کند. مادر با تکرار جملههایی مثل «دروغگو دشمن خداست» و «ریاضی دوست نداشتن معنی ندارد» بر او فشار میآورد، همسرش از «خرج زندگی» و بیمسئولیتی او میگوید و معشوقهاش باور ندارد که قصهها بتوانند آیندهای بسازند. مرد در پاسخ، از حرفهی نویسندگی، از قصههایی که هیچوقت تمام نشدهاند و از تنها قصهای که سالها پیش برای بچهها نوشته و حالا ناشری میخواهد چاپش کند، حرف میزند؛ قصهای که برای او دیگر «کودکانه» نیست، چون خودش مدتهاست دربارهی پیرمردها، پیرزنها و بعدتر مردهها مینویسد. در میانهی نمایش، مرد شروع میکند به تعریف قصهای تازه برای پدر: قصهی پیرمردی در کلبهای چوبی وسط جنگل سرو و صنوبر، در آستانهی طوفانی ناشناخته. این قصه بهتدریج از سطح روایت روی کاغذ جدا میشود و به صحنهی اصلی نمایش بدل میشود؛ جایی که پیرمرد و دوستش دکتر، در کلبهای محاصرهشده توسط باد، برف و گرگها گرفتارند. اسبها در طوفان و حملهی گرگها تکهتکه میشوند، بخاری هیزمی با دود، کلبه را پر میکند، بادگیر میافتد، نردبان زیر پای دکتر میلغزد، پنجرهها میشکنند و دو مرد، با پای آسیبدیده و ترس از مرگ، میان ماندن و رفتن، عقل و هراس، گیر میافتند. دکتر میخواهد «از این جهنم» برود، اما پیرمرد مدام از او میخواهد صبر کند، تا صبح، تا فروکشکردن طوفان، تا زمانی نامعلوم. در این میان، پرسشهایی دربارهی امکان نجات، معنای ترس، نقش زمان و سرنوشت تکرار میشود. در هر دو نمایشنامه، دغدغهی اصلی نویسنده، مواجههی انسان با زمان، فراموشی، فروپاشی و جهنمی است که نهفقط بیرون، که در ذهن و حافظه شکل میگیرد. صداها، موسیقیها، افکتها و سکوتها، بهاندازهی دیالوگها حامل این مضموناند: ساعت دیواری که بیوقفه میتیکد، صفحهی گرامافونی که روی کلمهی «خنگ» گیر کرده، سنفونیهای بتهوون و شوبرت، صدای پرندهها و دریا، زوزهی باد و گرگها، شیههی اسبها و سوختن هیزمها، همه بهنوعی تکرار، فرسودگی، محاصره و بیپناهی را مجسم کرده است.
چرا باید کتاب دو نمایشنامه رادیویی را بخوانیم؟
خواندن دو نمایشنامهی رادیویی برای کسانی که به نمایشنامههایی متکی بر صدا، فضا و ذهنیت علاقهمندند، تجربهای متفاوت فراهم میکند. در این کتاب، صمد چینیفروشان متن را طوری نوشته است که حتی بدون اجرا هم میتوان صحنهی شنیداری را در ذهن بازسازی کرد؛ دستورهای صوتی دقیق، تغییر فاصلهی صداها، شدت و ضعف افکتها، مکثها و سکوتها، همه در متن ثبت شده و خواننده را وادار میکند بهجای تصویر، به صدا فکر کند. این ویژگی، کتاب را به نمونهای قابلتوجه از نوشتن برای رادیو تبدیل کرده است؛ جایی که هر جزئی از صدا، بخشی از روایت و شخصیتپردازی است. از سوی دیگر، کتاب دو نمایشنامهی رادیویی بهطور جدی به موضوعاتی مثل زمان، فراموشی، خاطره، شکست، تنهایی و بنبست میپردازد. مردی که با پدر مردهاش حرف میزند، خانهای که هر اتاقش قبرستان یک خاطره است، قصههایی که هیچوقت تمام نشدهاند، کلبهای در جنگل که در محاصرهی طوفان و گرگهاست، اسبهایی که تکهتکه میشوند و دکتری که میخواهد «از این جهنم» فرار کند، همه در کنار هم تصویری از انسانی ساختهاند که میان گذشتهی پوسیده و آیندهای نامعلوم گیر کرده است. این کتاب برای کسانی که به نمایشنامههایی با لحن تلخ، طنز سیاه، فضای ابزورد و شخصیتهای گرفتار در وضعیتهای بیخروج علاقه دارند، میتواند جذاب باشد. همچنین، دو نمایشنامهی رادیویی برای کسانی که به نوشتن یا کارگردانی نمایش رادیویی فکر میکنند، نمونهای عملی از چگونگی استفاده از صدا، موسیقی و سکوت در ساختن درام است. نحوهی ورود و خروج صداها، بازی با فاصلهی شنیداری، استفاده از موسیقیهای مشخص (از بوی جوی مولیان تا سنفونیهای کلاسیک)، و تبدیل تدریجی یک قصهی روی کاغذ به صحنهی اصلی نمایش، میتواند برای خوانندهای که به جنبهی فنی کار علاقهمند است، آموزنده باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دو نمایشنامهی رادیویی به علاقهمندان نمایشنامه، بهویژه نمایشهای رادیویی و متون مبتنیبر صدا و افکت پیشنهاد میشود. این کتاب به دانشجویان و هنرجویان تئاتر، رادیو و ادبیات نمایشی که میخواهند نمونهای از نوشتن برای رسانهی شنیداری ببینند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به فضاهای ابزورد، شخصیتهای تنها و درگیر با زمان، و متنهایی با حالوهوای تلخ، ذهنی و پر از گفتوگوهای درونی علاقه دارند، میتوان دو نمایشنامهی رادیویی را پیشنهاد کرد.
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۹ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۹ صفحه