کتاب خانه شیشه ای سارا پکانن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خانه شیشه ای

کتاب خانه شیشه ای

نویسنده:سارا پکانن
انتشارات:نشر گویا
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب خانه شیشه ای

کتاب خانه شیشه‌ای نوشته‌ی سارا پکانن با ترجمه‌ی شایان شاهرودی، اثری در ژانر رمان‌های پلیسی است که توسط نشر گویا منتشر شده است. این کتاب داستانی معمایی و پرتعلیق را روایت می‌کند که در بستر یک خانواده‌ی ثروتمند و پررمزوراز در آمریکا شکل می‌گیرد. محوریت داستان بر پرونده‌ی قتل دایه‌ی یک کودک و کشمکش‌های حقوقی و روانی پیرامون حضانت این کودک است. نویسنده با پرداختن به شخصیت‌های چندلایه و فضای پرتنش خانه‌ای قدیمی، خواننده را به دنیایی از رازها، تعارضات خانوادگی و زخم‌های پنهان می‌برد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خانه شیشه ای

کتاب خانه شیشه‌ای با قلم سارا پکانن، روایتی پرکشش از یک پرونده‌ی جنایی خانوادگی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. داستان در دل یک خانه‌ی تاریخی و مجلل در حومه‌ی واشنگتن می‌گذرد؛ جایی که مرگ مشکوک دایه‌ی خانواده، زنجیره‌ای از اتفاقات و افشاگری‌ها را رقم می‌زند. استلا هادسون، وکیل حضانت کودک، به درخواست قاضی هاکسلی وارد پرونده‌ای می‌شود که نه‌تنها سرنوشت یک دختر خردسال به نام رز، بلکه آینده‌ی والدین او را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت اول‌شخص استلا شکل گرفته و با ورود او به خانه‌ی بارکلی، لایه‌های پنهان روابط خانوادگی، خیانت، سوگواری و آسیب‌های روانی به‌تدریج آشکار می‌شوند. نویسنده با جزئیات دقیق، فضای خانه و شخصیت‌ها را ترسیم کرده و با استفاده از عناصر معمایی، تعلیق و روان‌شناسی، مخاطب را درگیر روند کشف حقیقت می‌کند. خانه شیشه‌ای نه‌تنها یک معمای جنایی، بلکه بازتابی از شکنندگی روابط انسانی و تأثیر گذشته بر حال است.

خلاصه داستان خانه شیشه ای

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان خانه شیشه‌ای با ورود استلا هادسون، وکیل حضانت کودک، به پرونده‌ی خانواده‌ی بارکلی آغاز می‌شود. استلا مأموریت دارد تا در میانه‌ی جدال والدین بر سر حضانت رز، دختر نه‌ساله‌ای که پس از مرگ دایه‌اش دچار ناگویایی شده، حقیقت را کشف کند و بهترین تصمیم را برای آینده‌ی او بگیرد. مرگ دایه، تینا، که باردار بوده، در خانه‌ای پر از راز و بدون هیچ شیء شیشه‌ای رخ داده است؛ خانه‌ای که هر گوشه‌اش نشانه‌هایی از گذشته و آسیب‌های پنهان دارد. استلا با ورود به این خانه، با والدینی روبه‌رو می‌شود که هرکدام انگیزه‌ها و رازهای خود را دارند: بت، مادر سرد و کنترل‌گر و ایان، پدر کاریزماتیک اما آسیب‌دیده. در کنار این‌ها، نامزد خشمگین تینا و مادربزرگ مقتدر رز نیز هرکدام بخشی از پازل را در اختیار دارند. استلا که خود نیز گذشته‌ای پرزخم دارد، با هر قدم در این خانه و گفت‌وگو با افراد مختلف، به لایه‌های عمیق‌تری از حقیقت نزدیک می‌شود. در این میان، رفتار رازآلود رز و جزئیات عجیب خانه، مانند نبود شیشه و تعویض پنجره‌ها با پلکسی‌گلس، نشانه‌هایی از ترس و آسیب‌های پنهان را آشکار می‌کند. روند داستان با بازجویی‌ها، کشف سرنخ‌ها و مواجهه با خاطرات تلخ استلا پیش می‌رود و مخاطب را تا مرزهای حقیقت و دروغ، عشق و خیانت، و قدرت و آسیب‌پذیری پیش می‌برد.

چرا باید کتاب خانه شیشه ای را بخوانیم؟

خانه شیشه‌ای با ترکیب عناصر معمایی، روان‌شناسی و درام خانوادگی، تجربه‌ای متفاوت از رمان‌های پلیسی ارائه می‌دهد. نویسنده با خلق فضایی پرتنش و شخصیت‌هایی چندوجهی، مخاطب را به دل یک خانه‌ی پررمزوراز می‌برد که هر گوشه‌اش نشانه‌ای از گذشته و آسیب‌های پنهان است. روایت اول‌شخص استلا، وکیل حضانت، امکان هم‌ذات‌پنداری و درک عمیق‌تر احساسات و تردیدهای او را فراهم می‌کند. این کتاب نه‌تنها به معمای قتل می‌پردازد، بلکه به تأثیرات روانی سوگواری، طلاق و آسیب‌های کودکی نیز توجه دارد. جزئیات دقیق فضا و روابط، روند کشف حقیقت را جذاب و پرکشش کرده و مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌سازد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان رمان‌های معمایی و پلیسی، کسانی که به داستان‌های خانوادگی پرتنش و چندلایه علاقه دارند، و همچنین افرادی که دغدغه‌ی مسائل روان‌شناسی، آسیب‌های کودکی و روابط پیچیده‌ی انسانی را دنبال می‌کنند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب خانه شیشه ای

«در پیاده‌روی یک میدان کثیف، نزدیک به تقاطع خیابان شانزدهم و خیابان ک ایستاده‌ام و قیافه‌های عابران پیاده را نگاه می‌کنم. موکل جدیدم هفت دقیقهٔ دیگر می‌رسد. حتی نیاز نیست صحبت خاصی با او بکنم. فقط کافی است ببینمش تا بفهمم می‌توانم با او کنار بیایم یا نه. می‌توانستم این موکل را رد کنم. دلایل خوبی هم برای ردکردن پروندهٔ او داشتم. می‌شد این دلیل را بیاورم که به‌خاطر جو ایجادشده توسط رسانه‌ها دربارهٔ مرگ دایهٔ موکلم، اثبات بی‌طرف‌بودنم سخت است و نمی‌خواهم درگیر این‌جور شایعه‌ها بشوم. ولی خب از آن‌طرف مجبور می‌شدم به چارلز که سال‌هاست عملاً جای پدرم را داشته، دروغ بگویم. هفتهٔ پیش وقتی با چارلز در رستوران ایتالیاییِ موردعلاقه‌اش،‌ روبروی هم نشسته بودیم و نهار می‌خوردیم موضوع این پرونده را پیش کشید: «استلا، خودت می‌دونی، اگه مهم نبود بی‌خود ازت خواهش نمی‌کردم.» و در ادامه با یک حرکت سریع مچ، دستمال سفیدی را که روبرویش بود باز کرد و روی پایش پهن کرد. انگار می‌خواست با این حرکت روی حرفی که زده بود تأکید بیشتری کند. واقعاً هم همین‌طور بود. تابه‌حال نشده بود که تا این اندازه روی یک پرونده حساس شده باشد یا به زور کاری را از من بخواهد. در جوابش گفتم: «فکر نمی‌کنم برای اون دختر کاری از دستم بر بیاد.» استلا، تو باید صدای اون دختر باشی. تو تنها کسی هستی که می‌تونه کمکش کنه. نه‌گفتن به مردی که شغلم را مدیونش هستم و در همهٔ مراحل موفقیتم، راهنمایی‌ام کرده و وقتی درگیر مسائل طلاقم بودم مثل کوه پشتم بوده، امکان‌پذیر نیست. برای همین هم اینجا هستم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۸۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

حجم

۲۸۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان