
کتاب دوران سرمستی
معرفی کتاب دوران سرمستی
کتاب دوران سرمستی نوشته مرضیه رحمانی پور و رمانی ایرانی در باب پیچیدگیهای روابط انسانی، هویت، مسئولیت و انتخاب است که انتشارات شقایق آن را منتشر کرده است. این رمان با معرفی بهراد، استاد دانشگاه و مردی میانسال، آغاز میشود. زندگی او با تصادفی ناگهانی با دختری به نام ساره گره میخورد. داستان در بستری شهری و معاصر شکل گرفته و با پرداختن به مسائل اخلاقی، عاطفی و اجتماعی، مخاطب را با تصمیمگیری، دروغ، وجدان و عشق روبهرو کرده است. رمان حاضر با نثر ساده و توصیفات ملموس، فضای بیمارستان و خانه و روابط میان شخصیتها را به تصویر میکشد و بهتدریج لایههای پنهان شخصیتها و انگیزههایشان را آشکار میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دوران سرمستی اثر مرضیه رحمانی پور
کتاب دوران سرمستی شما را با بهراد، استاد دانشگاه و مردی تنها، آشنا و همراه میکند. داستان با تصادفی غیرمنتظره آغاز میشود. نویسنده، مرضیه رحمانی پور، بهسراغ موضوعاتی چون مسئولیتپذیری، هویت، دروغ و پیامدهای آن، عشق و وابستگی و همچنین دغدغههای مالی و خانوادگی رفته است. رمان با حادثهای تلخ شروع میشود؛ بهراد در کوچهای خلوت با دختری تصادف میکند و برای نجات جان او تصمیم میگیرد مسئولیتش را بپذیرد، اما برای فرار از پیامدهای قانونی و اجتماعی، خود را برادر دختر معرفی میکند و وارد زنجیرهای از دروغها و پنهانکاریها میشود. این کتاب با زاویهی دید اولشخص و توصیفهای دقیق از احساسات و موقعیتهای شخصیتها بنا شده است. کتاب حاضر در چند فصل و با تمرکز بر روابط میان بهراد، ساره و اطرافیانشان بهتدریج گرههای اخلاقی و عاطفی را باز و مخاطب را با انتخابهای دشوار شخصیتها همراه میکند. فضای رمان حاضر عمدتاً در بیمارستان، خانه و محیطهای شهری گذشته و نویسنده با جزئیات، موقعیتهای بحرانی و تصمیمگیریهای شخصیتها را به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان دوران سرمستی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با تصمیم عجولانهی بهراد برای میانبرزدن در کوچهای خلوت آغاز میشود؛ جایی که تصادفی ناخواسته با دختری جوان به نام ساره، زندگی هر دو را دگرگون میکند. بهراد که از ترس پیامدهای قانونی و اجتماعی، خود را برادر ساره معرفی میکند، مسئولیت انتقال او به بیمارستان و پیگیری درمانش را بر عهده میگیرد. ساره پس از عمل جراحی و بههوشآمدن دچار فراموشی میشود و هیچ خاطرهای از گذشته و هویت خود ندارد. بهراد برای حفظ ظاهر و جلوگیری از افشای حقیقت، زنجیرهای از دروغها را میسازد و ساره را به خانهی خود میبرد. دغدغههای مالی و خانوادگی بهراد، بهویژه شرط ارثیهی پدرش که داشتن فرزند را پیشنیاز تقسیم دارایی قرار داده، او را بهسمت تصمیمات پیچیدهتری سوق میدهد. بهراد با سوءاستفاده از وضعیت ساره، او را به عقد خود درمیآورد تا به هدفش برسد. رابطهی میان این دو شخصیت میان وابستگی، تردید، احساس گناه و امید به آینده در نوسان است. نویسنده با پرداختن به جزئیات روانی و اخلاقی، مخاطب را با چالشهای وجدان، مسئولیت و انتخابهای دشوار روبهرو میکند. رمان با ورود شخصیتهای فرعی مانند ملینا و آرش و گرههای عاطفی و خانوادگی، ابعاد تازهای به خود میگیرد و تا پایان، تعلیق و کشمکش میان حقیقت و دروغ را حفظ میکند.
چرا باید کتاب دوران سرمستی را بخوانیم؟
رمان دوران سرمستی بهسراغ موضوعاتی میرود که در زندگی روزمرهی بسیاری از افراد ممکن است رخ دهد؛ مسئولیتپذیری، دروغهای ناخواسته، وجدان، عشق و انتخابهای دشوار. این رمان با ایجاد موقعیتهای اخلاقی پیچیده، مخاطب را به تفکر دربارهی مرزهای درست و غلط، پیامدهای تصمیمات و تأثیر آنها بر زندگی دیگران و خود فرد دعوت میکند. داستان علاوهبر جنبههای عاطفی و خانوادگی به دغدغههای اجتماعی و مالی میپردازد و نشان میدهد چگونه یک حادثه میتواند سرنوشت چند نفر را به هم گره بزند. اگر علاقهمند به داستانهایی هستید که شخصیتها در موقعیتهای بحرانی قرار میگیرند و باید میان وجدان، منفعت و احساسات تصمیم بگیرند، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان و به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای اجتماعی و خانوادگی علاقه دارند و دوست دارند با موقعیتهای اخلاقی و روانی پیچیده روبهرو شوند. همچنین این رمان به افرادی که درمورد مسئولیتپذیری، هویت، روابط انسانی و پیامدهای انتخابهای فردی میاندیشند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب دوران سرمستی
«سردردهای اخیر حسابی کلافهام کردهاند و خوب میدانم، بیربط با تصاویری که چند روزی است در ذهنم نقش میبندند، نیست. ولی موضوع تصاویر را به بهراد نگفتم. نمیخواستم بیدلیل نگرانش کنم، چون به سلامتی من و ماهان خیلی اهمیت میدهد. در کل مرد مهربانی است و از روزی که ازدواج کردیم، یک لحن تند از او نشنیدم. همانگونه که روز اول اعتراف کرد، واقعا عاشق است و هرکاری برای خوشبختی ما انجام میدهد. حتی گاهی به خاطر این همه محبتش شرمنده میشوم، از اینکه چرا در گذشته به چنین مردی خیانت کردم؟ و هر روز بیش از پیش، سعی میکنم تا دوستش داشته باشم. چون به خاطر فراموشی، انگار آن احساس آتشینی که میگفت، نسبت به او داشتم، را قبل از تصادف جا گذاشتهام و احساس اکنونم، تنها تاثیر زندگی کوتاهم با او است. اگرچه روزهای اول خیلی برایم سخت بود پذیرش این موضوع که همسرم باشد، ولی به خاطر شرایط خودم و راحتی او در خانه پذیرفتم. در واقع چارهٔ دیگری نداشتم جز پذیرش عقد، چون کسی را جز خود بهراد نمیشناختم تا نزدش بروم. من حتی آن روزها ترس داشتم تنهایی از خانه بیرون بروم، مبادا گم شوم. پس در اوج بغض و نارضایتی، آن لحظات سخت را صبوری کردم و به رو نیاوردم که در چنین شرایط بد روحی و جسمی، دوست ندارم شوهرم باشد، آن هم کسی که تا چند روز قبل برادرم بوده. میترسیدم در برابر اعتراضم، یک وقت برود و تنهایم بگذارد. اما حالا در دلم مهری نسبت به او هست. به هر حال، یکسال است که با او زندگی میکنم و اکنون پدر بچهٔ من است.»
حجم
۵۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۶۸ صفحه
حجم
۵۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۶۸ صفحه