کتاب پنجره ای رو به تاریکی ریچل گیلیگ + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پنجره ای رو به تاریکی

کتاب پنجره ای رو به تاریکی

نویسنده:ریچل گیلیگ
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب پنجره ای رو به تاریکی

کتاب پنجره ای رو به تاریکی (One Dark Window) نوشته ریچل گیلیگ، خواننده را به سرزمینی به‌ نام بلاندر می‌برد؛ جایی که مه جادویی همه‌چیز را در خود می‌بلعد، آلودگی در رگ‌ها با سیاهی جوهر خودش را نشان می‌دهد و جادو بهایی سنگین از جسم و ذهن آدم‌ها می‌گیرد. در مرکز این جهان، دختری به‌نام السپث قرار دارد که سال‌ها پیش از تب آلودگی جان سالم به در برده اما حالا موجودی در ذهنش زندگی می‌کند؛ هیولایی با چشم‌های زرد که هم نجات‌دهنده است و هم تهدید. مهسا حسینی سارانی این داستان را برای نشر پرتقال ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب پنجره ای رو به تاریکی

کتاب پنجره ای رو به تاریکی اثر ریچل گیلیگ، روایتی فانتزی و معمایی از سرزمینی به نام بلاندر است که در محاصره‌ی مهی جادویی و مرگبار قرار دارد. نویسنده در این اثر، جهانی را خلق کرده است که در آن جادو نه موهبت، بلکه نوعی آلودگی با تاوانی سنگین تصویر می‌شود؛ به‌ طوری‌ که هر لمس آن، بهایی برابر با جان یا روان انسان دارد. ساختار داستان با تکیه بر اسطوره‌های کهن و کارت‌های دوازده‌گانه‌ی سرنوشت شکل گرفته است و هر فصل با سروده‌هایی هشدارآمیز آغاز می‌شود که اتمسفر سرد و وهم‌آلودِ زیر سلطه‌ی شبان‌شاه را تقویت می‌کند. محور اصلی روایت، زندگی پنهانی السپث است که رازی ممنوعه را در ذهن خود حمل می‌کند؛ موجودی باستانی به نام کابوس که از دل یک کارت جادویی برخاسته و یازده سال است با او هم‌زیستی می‌کند. داستان با ظرافت، لایه‌های شخصی و سیاسی را در هم می‌تند و از میان مناسبات خاندان‌های اشرافی و جشن‌های درباری، به جست‌وجویی مخاطره‌آمیز برای یافتن دوازده کارتِ پراکنده می‌رسد. گیلیگ با استفاده از نمادهایی چون درخت توسکا، تب سیاه‌رگ و کارت‌هایی با کارکردهای خیر و شر، تقابل میان میل به قدرت و هراس از نابودی را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه سرنوشت یک سرزمین و رازهای یک خانواده، در نقطه‌ای به نام جشن اعتدال به هم می‌پیوندند تا راهی به سوی رهایی از مه یا غرق شدن در تاریکی مطلق بگشایند.

خلاصه داستان پنجره ای رو به تاریکی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان پنجره ای رو به تاریکی با هشدارهایی درباره‌ی آلودگی آغاز می‌شود: تب شبانه، رگ‌هایی که اگر به سیاهی جوهر شوند یعنی جادو در خون فرد ریشه دوانده است. السپث در کودکی به این تب دچار می‌شود، درمانگرها برای بردنش می‌آیند و خاله‌اش او را از پنجره به جنگل می‌فرستد. السپث در فرار زخمی می‌شود، از هوش می‌رود و در مه غلیظ، برای نخستین‌بار صدایی را در ذهنش می‌شنود که او را به برخاستن و فرار تشویق می‌کند. وقتی بیدار می‌شود، زیر درخت توسکا در جنگل است و از دست درمانگرها گریخته؛ اما رگ‌هایش لحظه‌ای به سیاهی جوهر درآمده‌اند و این نشانه‌ی آلودگی است. سال‌ها بعد، السپث در خانه‌ی جنگلی عمو و خاله‌اش هاثورن زندگی می‌کند. تب فروکش کرده اما اثرش مانده است: او آلوده است، هر چند هیچ‌یک از نشانه‌های معمول جادو در او دیده نمی‌شود. خاله‌اش او را پنهان می‌کند تا خانواده به‌ خاطر ارتباط با فرد آلوده مجازات نشود. در همین سال‌ها، السپث در کتابخانه‌ی عمو تیرن کارت سرنوشت کابوس را پیدا می‌کند؛ کارتی کمیاب که روی آن هیولایی با چشم‌های زرد نقش بسته است. کنجکاوی کودکانه باعث می‌شود مخمل زرشکی حاشیه‌ی کارت را لمس کند و همان‌جا از هوش برود. وقتی به‌هوش می‌آید، صدایی در ذهنش جا خوش کرده است: موجودی که خودش را نشان نمی‌دهد اما با او حرف می‌زند، معما می‌گوید، از کتاب کهن توسکاها نقل‌قول می‌کند و به کارت‌های سرنوشت حساس است. این موجود «کابوس» است؛ جادویی که از کارت به ذهن السپث منتقل شده و حالا با او زندگی می‌کند...

چرا باید کتاب پنجره ای رو به تاریکی را بخوانیم؟

یکی از ویژگی‌های این کتاب رابطه‌ی پیچیده‌ی السپث و کابوس است؛ موجودی که در ذهن او زندگی می‌کند، همزمان راهنما، همراه، منتقد و تهدید است و گفت‌وگوهای درونی‌شان لایه‌ای روان‌شناختی به داستان می‌دهد. کتاب در کنار تعلیق و ترس، به موضوعاتی مثل احساس گناه، شرم، پنهان‌کاری، وفاداری خانوادگی و فشارهای اجتماعی بر افراد متفاوت می‌پردازد؛ به‌ویژه بر کسانی که آلودگی یا جادو آن‌ها را از بقیه جدا کرده است. برای خوانندگانی که دنبال ترکیبی از فانتزی، وحشت، معما و دربار سیاسی هستند، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای پرکشش و پرجزئیات باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

پنجره ای رو به تاریکی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های فانتزی تیره علاقه دارند. همین‌طور به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد می‌شود که از مجموعه‌هایی با فضای درباری، خاندان‌های ریشه‌دار، معماهای جادویی و قهرمانانی با درگیری‌های درونی لذت می‌برند.

بخشی از کتاب پنجره ای رو به تاریکی

«همه‌چیز از آن شب که طوفان سختی در گرفت شروع شد. باد کرکره‌های پنجره‌ام را باز کرد و نور شدید آذرخش سایه‌های وحشتناکی کف اتاق‌خوابم انداخت. وقتی پدرم آهسته بالا آمد، پله‌ها زیر پایش غژغژ صدا می‌کردند و صدای فریادهای خدمتکارم، که داشت فرار می‌کرد، در راهروها می‌پیچید. وقتی پدرم پشت در اتاقم رسید، بی‌حرکت بودم و هذیان می‌گفتم و رگ‌هایم مثل ریشه‌های درخت سیاه بودند. من را از روی تخت باریک کودکی‌ام بیرون کشید و سوار کالسکه کرد.

دو روز بعد، درحالی‌که خاله‌ام اپال از من پرستاری می‌کرد، بیدار شدم.

وقتی تبم بند آمد، هر روز سحر بیدار می‌شدم تا بدنم را برای نشانه‌های جدید جادو بگردم ولی خبری نبود. هر شب دعا می‌کردم که کاش همه‌چیز اشتباهی بزرگ باشد و پدرم به‌زودی برای بردنم به خانه برگردد.

نگاه خیرهٔ همه را حس می‌کردم. خدمتکارها زود می‌رفتند و شوهرخاله‌ام، کسی که عمو صدایش می‌زدم، مدام به من زل می‌زد و منتظر بود. حتی اسب‌ها هم از من دوری می‌کردند چون به روش خودشان می‌توانستند آلودگی‌ام را حس کنند، یعنی اثر رشد جادو در رگ‌های جوانم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

حجم

۳۴۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

قیمت:
۱۶۰,۰۰۰
تومان