
کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده)
معرفی کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده)
کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده) نوشتهی ریچل گیلیگ با ترجمهی پریسا اسکندری ادامهی ماجراهای بلاندر، کارتهای تقدیر و پادشاه شبان است. داستان در سرزمینی غرق در مه، جادو و عفونت میگذرد که در آن کارتها سرنوشت انسانها را تعیین میکنند و هر معامله بهایی سنگین دارد. در این جلد، روایت میان چند شخصیت اصلی جابهجا میشود و تعادل قدرت میان خاندان روون، اسپیندل و یو بیش از پیش بههم میریزد. انتشارات آذرباد آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده)
کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده) داستان را درست از دل بحرانهای جلد اول برمیدارد و وارد مرحلهای تیرهتر و پیچیدهتر میکند. ریچل گیلیگ در این کتاب جهان بلاندر را گسترش داده است؛ از سیاهچالهای استون و قلعهی یو تا جادههای جنگلی پر از مه و خانهی هاثورن که حالا به صحنهی تعقیب و بازجویی تبدیل شده است. ساختار روایت بر فصلهای متناوب استوار است و هر فصل با نام شخصیت راوی مشخص میشود؛ ریون، السبث، الم و دیگران هرکدام بخشی از تصویر بزرگتر را آشکار میکنند. در کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده) نقش کارتهای تقدیر پررنگتر شده است؛ کارت آینه، داس، پیاله، اسب سیاه، دوشیزه، پیشوا و در مرکز همه، کارت گمشدهی توسکاهای دوقلو. متن بارها به کتاب کهن توسکاها و بهای استفاده از هر کارت برمیگردد و نشان میدهد جادو در بلاندر همیشه با معامله و تاوان همراه است. حضور پادشاه شبان در بدن السبث، گفتوگوهای ذهنی با کارت کابوس و سفر به ساحل بیزمانی که تاکسوس در آن ظاهر میشود، لایهای ذهنی و کابوسوار به داستان داده است. کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده) در عین ادامهدادن خط اصلی مبارزه با مه و عفونت، روی روابط خانوادگی و خیانتها نیز تمرکز کرده است؛ از معاملهی شاه روون بر سر جان اموری تا کشمکش الم میان وفاداری به خانواده و احساس گناه، و مواجههی آیونی با حقیقت دربارهی السبث. ترجمهی پریسا اسکندری فضای تیره، دیالوگهای پرتنش و شعرهای درونمتنی کتاب را به فارسی منتقل کرده است و انتشارات آذرباد این جهان پررمزوراز را در قالبی منسجم عرضه کرده است.
خلاصه داستان مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده)
در دو تاج پیچیده، بلاندر بیش از هر زمان دیگری زیر سایهی مه، عفونت و بدهیهای جادویی فرو رفته است. پادشاه شبان در بدن السبث بیدار شده و در سیاهچال استون زندانی است؛ اما ذهنش در ساحلی بیزمان با السبث گره خورده و میان خاطره و فراموشی سرگردان است. ریون، فرماندهی دسترییرها، جسد واقعی پادشاه شبان را در قلعهی یو پیدا میکند و درمییابد روح او در اعماق ذهن السبث پنهان شده است. شاه روون برای نجات اموری حاضر است با این موجود معامله کند و کارت توسکاهای دوقلو را بهدست آورد؛ کارتی که تنها راه گفتوگو با روح جنگل است. الم مأمور میشود خویشاوندان السبث را بیابد و آیونی هاثورن را به استون بیاورد، درحالیکه در جادهی جنگلی با راهزنها، کارت داس و مرز باریک میان نجات و سوءاستفاده از قدرت روبهرو میشود. کتاب نشان میدهد هر قدم برای یافتن کارت دوازدهم، قیمتی تازه از خون، حافظه و توازن قدرت طلب میکند.
چرا باید کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده) را بخوانیم؟
این کتاب جهانی را که در جلد اول بنا شده بود عمیقتر میکند؛ هم در سطح جادو و قوانین کارتها و هم در سطح روان شخصیتها. خواننده با لایههای پنهان پادشاه شبان، گذشتهی خانوادهها و بهای واقعی استفاده از کارتها روبهرو میشود. تنش سیاسی، تعقیب در جنگل، بازجویی در سیاهچال و صحنههای ذهنی ساحل بیزمان، ترکیبی متنوع از فضاها و موقعیتها ساخته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران فانتزی تیره، داستانهای پرشخصیت با روایت چندصدایی و کسانی پیشنهاد میشود که جلد اول مجموعه پادشاه شبان را خواندهاند و میخواهند سرنوشت السبث، ریون، الم و کارت توسکاهای دوقلو را دنبال کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای مملو از معاملههای جادویی و بهای سنگین قدرت علاقهمند هستند.
بخشی از کتاب مجموعه پادشاه شبان (کتاب دوم، دو تاج پیچیده)
«سردی کارت آینه دیگر بر پوست ریون باقی نمانده بود. رفته بود به استون؛ اما گرمش نبود. سرمای سیاهچال از پلههای تاریک و یخی بالا میخزید و میخواست در سینهاش جا باز کند. دو کلید اسکلتی در دست داشت. وقتی بالای پلهها مکث و به پایین نگاه گرد، چنگش دور کلیدها محکمتر شد. صدای پای نزدیک شدن خواهرش را نشنید؛ اما اگر میشنید، آنوقت خواهرش چه نوع دسترییری بود؟ «ریون.» برگشت و تعجبش را پشت اخمی پنهان کرد. «جس.» جسپِر به دیوار راهرو تکیه داده بود و بهاندازهای در سایه ادغام شده بود که تقریباً کارت آینه را غیرضروری میکرد. نگاهش تا کلیدهای اسکلتی در چنگ ریون پایین آمد. «برای باز کردن اون دَر، به یه جفت دست دیگه نیاز داری.» «میخواستم یه نگهبان پیدا کنم.» چیزی در چشمان قهوهای دختر تغییر کرد. «من از پسش برمیآم.» نوعی اتهام در نُتهای محکم صدای جسپِر وجود داشت. ریون آن را نادیده گرفت. «پادشاه میخواد الس...» مرد زبانش را گاز گرفت. «میخواد دربارهٔ کارت توسکاهای دوقلو بدونه. خصوصی.» جسپِر دستانش را درهم گره کرد. «این کار عاقلانهست؟» «احتمالاً نه.» صدای ناقوس در سراسر قلعه طنینانداز شد. زنگش، اوایل بعدازظهر را اعلام میکرد. نیمروز، نیمهشب، این ساعت برای ریون معنای چندانی نداشت. تمام چیزی که از زمان میدانست این بود که همیشه درحال از دست دادنش است.»
حجم
۳۶۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۳ صفحه
حجم
۳۶۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۳ صفحه