
کتاب اولین دروغ برنده است
معرفی کتاب اولین دروغ برنده است
کتاب اولین دروغ برنده است نوشتهی اشلی الستون و با ترجمهی ندا بهرامینژاد، اثری معمایی و روانشناختی است که نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. این کتاب با ترکیب عناصر ژانرهای معمایی، هیجانانگیز و تا حدی وحشت، داستانی پرکشش را روایت میکند که در آن هویت، اعتماد و رازهای پنهان نقش کلیدی دارند. روایت داستان حول محور زنی به نام ایوی شکل میگیرد که وارد زندگی جدیدی با مردی به نام رایان میشود و تلاش میکند گذشتهی خود را پنهان نگه دارد. در این مسیر، او با چالشهایی از سوی دوستان و اطرافیان رایان روبهرو میشود و برای حفظ جایگاه و امنیت خود، ناچار به دروغگویی و ساختن هویتی تازه میشود. فضای داستان، پر از تعلیق و تردید است و نویسنده با جزئیات دقیق، روابط میان شخصیتها و لایههای پنهان زندگی آنها را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اولین دروغ برنده است
کتاب اولین دروغ برنده است اثر اشلی الستون، داستانی معمایی و روانشناختی را در بستری از روابط اجتماعی و رازهای شخصی روایت میکند. داستان در شهری کوچک در جنوب آمریکا میگذرد و شخصیت اصلی، ایوی، زنی است که با گذشتهای مبهم و هویتی ناشناخته وارد زندگی رایان میشود. نویسنده با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی و اجتماعی، و همچنین فشارهای محیطی، فضایی پر از تردید و سوءظن خلق کرده است. ساختار کتاب به گونهای است که با روایت اولشخص، خواننده را به درون ذهن و احساسات ایوی میبرد و او را درگیر بازیهای ذهنی و دروغهایی میکند که برای بقا و پذیرش در جامعهی جدید ناگزیر به آنها متوسل میشود. در کنار روایت اصلی، نویسنده به تدریج لایههایی از گذشتهی ایوی را آشکار میکند و با ورود شخصیتهایی جدید، معماهای تازهای را پیش روی خواننده قرار میدهد. اولین دروغ برنده است با ترکیب عناصر معمایی، هیجان و روانشناسی، تصویری از چالشهای هویت، اعتماد و پذیرش اجتماعی ارائه داده است.
خلاصه داستان اولین دروغ برنده است
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! ایوی، زنی با گذشتهای پر از راز، بهتازگی وارد زندگی رایان شده و تصمیم گرفته است با او زندگی تازهای را آغاز کند. او در شهری کوچک و سنتی، با جمعی از دوستان و خانوادهی رایان روبهرو میشود که نسبت به حضورش کنجکاو و گاه مشکوک هستند. ایوی برای جا افتادن در این جمع و پنهانکردن گذشتهی خود، ناچار به ساختن داستانهایی دربارهی هویت و زندگیاش میشود. دروغهای کوچک و بزرگ، بهتدریج او را در شبکهای از سوءظن و فشار قرار میدهد. هرچه بیشتر تلاش میکند تا گذشتهاش را مخفی نگه دارد، بیشتر درگیر روابط پیچیده و معماهای تازه میشود. دوستان رایان، بهویژه ریچل، با پرسشهای پیدرپی و کنجکاویهایشان، ایوی را وادار میکنند تا داستانهایی دربارهی خانواده، محل تولد و شغلش بسازد. در این میان، ایوی باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه میتواند به رایان اعتماد کند و آیا واقعاً میتواند گذشتهاش را پشت سر بگذارد یا نه. با پیشرفت داستان، لایههای بیشتری از هویت واقعی ایوی و انگیزههایش آشکار میشود و خواننده را با این سؤال روبهرو میکند که حقیقت چیست و تا کجا میتوان برای ساختن زندگی جدید، دروغ گفت.
چرا باید کتاب اولین دروغ برنده است را بخوانیم؟
اولین دروغ برنده است با فضاسازی دقیق و شخصیتپردازی چندلایه، تجربهای متفاوت از داستانهای معمایی و روانشناختی ارائه داده است. این کتاب با تمرکز بر موضوع هویت، اعتماد و نقش دروغ در روابط انسانی، مخاطب را به چالش میکشد تا مرز میان حقیقت و فریب را بازشناسد. روایت اولشخص و جزئیات زندگی روزمره، حس همذاتپنداری با شخصیت اصلی را تقویت کرده و خواننده را درگیر تصمیمات و تردیدهای او میکند. همچنین، روند تدریجی آشکار شدن رازها و معماهای داستان، تعلیق و کشش داستانی را تا پایان حفظ کرده است. این کتاب برای کسانی که به داستانهای پرتعلیق و شخصیتمحور علاقه دارند، فرصتی برای تجربهی دنیایی پر از تردید، انتخاب و پیامدهای دروغ فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای معمایی، روانشناختی و هیجانانگیز پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی هویت، اعتماد و روابط پیچیدهی انسانی دارند یا دوست دارند در دل داستانی پر از راز و تعلیق غرق شوند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب اولین دروغ برنده است
«از چیزهای پیشپاافتاده شروع میشود: مسواکی اضافی در جامسواکیِ شیشهای کنار دستشویی، یکی دوتا لباس در کوچکترین کشو، یکجفت شارژر گوشی هر دو طرف تخت. بعد همین چیزهای پیشپاافتاده جای خودشان را به چیزهای کموبیش مهمتری میدهند: ریشتراش، دهانشویه و داروها، همگی زور میزنند که در قفسهٔ پشت آینه جایی برای خودشان دستوپا کنند و بهجای «داری میآی اینجا؟» این سؤال را میشنوی که «واسه شام چی باید درست کنم؟» از وقتی تصمیم به ازدواج گرفتهایم، خیلی از قدم بعدی میترسم، اما راه فراری از آن ندارم. شاید اولین باری باشد که آدمهای دور میز را میبینم، آدمهایی که رایان از بچگی میشناخته، اما از دید هیچکس مخفی نمانده که از همین حالا حسابی جای خودم را در زندگی رایان باز کردهام. منظورم همان تغییرات کوچکی است که هر زنی با خودش به خانهٔ مردی میآورد، مثل کوسنهای هماهنگِ روی کاناپه یا عطر ملایم یاسمن که از خوشبوکنندهٔ روی قفسهٔ کتاب به مشام میرسد؛ چیزهایی که هر زن دیگری بهمحض قدم گذاشتن توی خانه، متوجهشان میشود. از آن سر میز پر از شمعهای روشن، کسی به حرف میآید، صدایش از کنار دکوری وسط میز که به من اطمینان داده بودند «ظریف ولی دهانپرکن» است، میگذرد و جلوی رویم توی هوا شناور میماند. «ایوی، چه اسم عجیبی.» رو میکنم به بث و از خودم میپرسم جواب سؤالش را که در واقع سؤال هم نیست، بدهم یا نه؟! «مخفف ایولینه. اسم مادربزرگم رو روم گذاشتهان.»
حجم
۳۳۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه
حجم
۳۳۳٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۵۲ صفحه