اندی کلارک
بیوگرافی اندی کلارک
اندی کلارک (زادهی ۱۹۵۷) فیلسوف بریتانیایی و استاد فلسفهی شناختی در دانشگاه ساسکس است. پیش از این، او استاد فلسفه و دارندهی کرسی منطق و مابعدالطبیعه در دانشگاه ادینبرو، مدیر برنامهی علوم شناختی در دانشگاه ایندیانای بلومینگتون و مدیر برنامهی فلسفهـروانشناسیـعصبشناسی در دانشگاه واشنگتن در سنتلوئیس بوده است.
کلارک از اعضای بنیانگذار پروژهی پژوهشی CONTACT بود، طرحی که هدفش بررسی نقش محیط در شکلگیری تجربهی آگاهانهی انسان است. آثار و مقالات او عمدتاً به فلسفهی ذهن میپردازند. او را یکی از چهرههای برجستهی حوزهی گسترش ذهن (Extended Mind) میدانند. افزونبراین، او دربارهی اتصالگرایی (Connectionism)، رباتیک و ماهیت بازنماییهای ذهنی نیز پژوهشهای گستردهای انجام داده است.
همانطور که گفته شد، او بیش از هر چیز با نظریهی «ذهن گسترشیافته» (The Extended Mind) شناخته میشود. این نظریه بیان میکند که ذهن انسان محدود به مغز یا بدن نیست، بلکه در تعامل پویا با ابزار، فناوریها و محیط پیرامون امتداد مییابد. او در سخنرانی TEDxLambeth در سال ۲۰۱۹ دربارهی این ایده توضیح داد و نشان داد که چگونه ابزارهای بیرونی میتوانند بخشی از سازوکار اندیشیدن ما شوند.
کلارک در آثارش مجموعهای از مفاهیم متنوع اما بههمپیوسته را بررسی میکند که بسیاری از آنها در تقابل با دیدگاههای سنتی در زمینهی پردازش و بازنمایی شناختی قرار دارند. در مدلهای سنتی، ذهن همچون دستگاهی در نظر گرفته میشود که وظیفهاش ایجاد، ذخیره و بهروزرسانی بازنماییهای درونی از جهان است؛ بازنماییهایی که مبنای تصمیمگیری و کنشاند. بر اساس این دیدگاه، ذهن در پاسخ به تغییرات محیط، مدل درونی خود را اصلاح میکند تا اهداف و تمایلاتش را تحقق بخشد.
کلارک مدلی دوسویه از پردازش ذهنی را پیشنهاد میکند که در آن جریان اطلاعات تنها از پایین به بالا (از حس به مغز) نیست، بلکه حرکتی پیشبینانه و بازگشتی نیز از بالا به پایین وجود دارد. این نظریه که با عنوان پردازش پیشبینانه (Predictive Processing) شناخته میشود، میگوید مغز همواره در حال پیشبینی ورودیهای حسی و مقایسهی آنها با دادههای واقعی است. اختلاف میان پیشبینی و دادهی واقعی، یعنی خطای پیشبینی، بهصورت مداوم به سطوح بالاتر منتقل میشود تا پیشبینیهای آینده دقیقتر شوند. در این مدل، تعامل میان جریان روبهبالای خطا و جریان روبهپایین پیشبینی پویا و همزمان است و توجه (Attention) نقشی کلیدی در تعیین وزن هرکدام دارد. دوپامین نیز بهعنوان یکی از سازوکارهای احتمالی رمزگذاری «دقت» خطای پیشبینی مطرح میشود. کلارک همچنین بر اهمیت کنش در این فرایند تأکید میکند؛ یعنی مغز برای کاهش خطای پیشبینی نهفقط درون خود، بلکه از طریق تأثیرگذاری مستقیم بر محیط عمل میکند. به باور او، احساسات، انگیزشها و عوامل لذتجویانه نیز در این چرخه نقش دارند و رابطهی میان ادراک و کنش را پیچیدهتر و انسانیتر میکنند.
