کتاب کوزه هزاردرنا لیندا سوپارک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کوزه هزاردرنا

کتاب کوزه هزاردرنا

معرفی کتاب کوزه هزاردرنا

کتاب کوزه هزاردرنا نوشته‌ی لیندا سو پارک با ترجمه‌ی نسرین علی‌محمدی داستان پسربچه‌ای یتیم به نام گوش‌درخت را روایت کرده است که در قرن دوازدهم، در روستای سفالگران چالپو در کره زندگی می‌کند. نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. گوش‌درخت همراه پیرمردی لنگ به نام درنا زیر پلی نزدیک روستا زندگی می‌کند و روزهایش با گشتن میان زباله‌ها، خوشه‌چینی در شالیزار و پیدا کردن لقمه‌ای برای زنده‌ماندن می‌گذرد. جهان او محدود به پل، رودخانه و کپه‌های زباله است تا روزی که با تماشای کار استاد سفالگر روستا، مین، جادوی سفالگری را کشف می‌کند و رؤیای ساختن گلدانی آلویی‌شکل در ذهنش ریشه می‌دواند. این کتاب در قالب داستانی تاریخی، زندگی روزمره‌ی مردم یک روستای ساحلی، هنر سفالگری سلادون، رابطه‌ی شاگرد و استاد، و دوستی عمیق میان یک پیرمرد و پسربچه‌ای بی‌کس را کنار هم نشان داده است. روایت از دل جزئیات ساده‌ای مثل جمع‌کردن هیزم، خشک‌کردن گل رس، خوشه‌چینی برنج و تقسیم‌کردن یک کاسه برنج میان دو نفر، تصویری روشن از فقر، شرافت، پشتکار و رؤیا ساختن در سخت‌ترین شرایط ارائه کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب کوزه هزاردرنا

کتاب کوزه هزاردرنا داستانی است که لیندا سو پارک آن را در بستری تاریخی و در روستای خیالی چالپو، روستای سفالگران کره، روایت کرده است. محور اصلی داستان، گوش‌درخت است؛ یتیمی که همراه پیرمردی به نام درنا زیر پلی نزدیک روستا زندگی می‌کند و با گرسنگی، سرما و نگاه تحقیرآمیز دیگران دست‌وپنجه نرم می‌کند. او هر صبح زود به‌سمت کپه‌های زباله‌ی روستا می‌دود تا ته‌مانده‌ی غذا پیدا کند و در عین‌حال، با دقت به حرف‌ها و نشانه‌های زندگی مردم گوش می‌دهد تا بفهمد کجا ممکن است لقمه‌ای بیشتر پیدا شود. همین گوش‌به‌زنگ بودن، بعدها در کارگاه سفالگری هم به کمکش می‌آید. در همان فصل‌های آغازین، خواننده با رابطه‌ی صمیمی و پر از شوخی و بحث‌های اخلاقی گوش‌درخت و درنا آشنا می‌شود؛ پیرمردی که پایش از کودکی کج است، اما ذهنی تیز و نگاهی سرشار از عزت‌نفس دارد و مدام تکرار می‌کند که «کار به آدم شرافت می‌بخشه و دزدی اون شرافت رو به باد می‌ده». کتاب کوزه هزاردرنا در ادامه، جهان کوچک زیر پل را به کارگاه استاد مین و سپس به کوره‌ی مشترک روستا، شالیزارها، ساحل دریا و گودال‌های گل رس کنار رودخانه گسترش داده است. داستان در چندین فصل نسبتاً بلند پیش رفته و هر فصل بخشی از مسیر رشد گوش‌درخت را نشان داده است؛ از لحظه‌ای که با کنجکاوی پشت درخت پالونیا پنهان می‌شود تا کار مین را تماشا کند، تا وقتی که به‌طور اتفاقی جعبه‌ی سفالی استاد را می‌شکند و ناچار می‌شود برای جبران خسارت، نُه روز برای او کار کند. فصل‌ها به‌تدریج از کارهای سخت و تکراری مثل بریدن هیزم، آوردن گل رس و خشک‌کردن آن، به جزئیات ظریف هنر سفالگری، ساخت گلدان‌های آلویی، آماده‌کردن لعاب سبز بیدی و رقابت پنهان سفالگران برای به‌دست‌آوردن سفارش سلطنتی رسیده است. در خلال این فصل‌ها، شخصیت‌هایی مثل کانگ، سفالگر رقیب مین، همسر مهربان مین، راهبان معبد و کشاورزان روستا وارد داستان شده‌اند و هرکدام گوشه‌ای از زندگی اجتماعی و اقتصادی آن دوره را نشان داده‌اند. کتاب کوزه هزاردرنا با تمرکز بر مسیر شاگردی، آزمون‌وخطا، تحمل درد و خستگی، و در عین‌حال حفظ رؤیا، تصویری از بزرگ‌شدن در دل کار سخت و فقر ساخته است.

خلاصه کتاب کوزه هزاردرنا

داستان از زیر پلی در روستای چالپو آغاز می‌شود؛ جایی که گوش‌درخت و پیرمردی به نام درنا با هم زندگی می‌کنند. گوش‌درخت هر روز صبح زود به‌سمت کپه‌های زباله‌ی روستا می‌دود تا ته‌مانده‌ی غذا پیدا کند. در همان صفحات اول، ماجرای برنجی که از سبد حصیری کشاورزی روی جاده می‌ریزد، دوگانه‌ی وسوسه و صداقت را پیش روی او می‌گذارد: می‌تواند ساکت بماند و برنج‌ها را جمع کند یا کشاورز را خبر کند. او در نهایت مرد را آگاه می‌کند و در عوض، اجازه می‌گیرد برنج‌های ریخته‌شده را برای خود بردارد. این ماجرا، همراه با گفت‌وگوهای او و درنا درباره‌ی دزدی، گدایی و شرافت، چارچوب اخلاقی داستان را شکل داده است. نقطه‌ی عطف اصلی وقتی است که گوش‌درخت برای نخستین‌بار استاد سفالگر روستا، مین، را هنگام کار پشت چرخ سفالگری می‌بیند. او از پشت شاخ‌وبرگ درخت پالونیا، با نفس حبس‌شده، تماشاگر تبدیل‌شدن چانه‌ای گل به گلدانی متقارن و زیبا است. این صحنه در ذهنش می‌ماند و رؤیای ساختن گلدان آلویی‌شکل را در او بیدار می‌کند. کنجکاوی‌اش باعث می‌شود روزی یواشکی به حیاط خانه‌ی مین برود و از نزدیک به کارهای نیمه‌خشک او نگاه کند؛ اردک مرکبدان، تنگ راه‌راه شبیه خربزه و جعبه‌ی مستطیلی چندلایه. وقتی درِ جعبه را برمی‌دارد و جعبه‌های تو‌در‌تو را می‌بیند، از شدت شگفتی حواسش پرت می‌شود و ناخواسته جعبه را می‌شکند. مین با عصبانیت سر می‌رسد، اما بعد از شنیدن حرف‌های گوش‌درخت و دیدن اصرارش بر اینکه دزدی نمی‌کند، به‌جای کتک‌زدن، او را مجبور می‌کند نُه روز برای جبران خسارت کار کند. کار گوش‌درخت نه پشت چرخ، که در کوهستان و کنار رودخانه است: بریدن هیزم خشک، کشیدن گاری سنگین در جاده‌های پرچاله، تاول‌زدن و ترکیدن کف دست، و بعد آوردن گل رس از گودال‌های کنار رودخانه. او در این مسیر، هم از درنا مراقبت می‌کند، هم با تقسیم‌کردن نصف ناهار روزانه‌اش با او، نوعی هم‌سفره‌بودن مداوم می‌سازد. همسر مین که متوجه این تقسیم پنهانی می‌شود، بی‌آنکه چیزی بگوید، هر غروب کاسه‌ی نیمه‌خورده‌ی گوش‌درخت را دوباره پر می‌کند. به‌تدریج، نُه روز کار به شاگردی دائمی تبدیل می‌شود؛ مین اعلام می‌کند نمی‌تواند مزد بدهد و در عوض، از صبح تا غروب به او کار می‌سپارد. در فصل‌های بعد، گوش‌درخت وارد لایه‌های عمیق‌تر کار سفالگری می‌شود: خشک‌کردن چندباره‌ی گل رس، الک‌کردن برای جداکردن ناخالصی‌ها، آماده‌کردن گل مخصوص لعاب سبز بیدی، جمع‌کردن صدف برای پایه‌های کوره و تماشای وسواس مین در انتخاب گل مناسب. او در عین‌حال، با شنیدن حرف‌های مردم روستا، می‌فهمد که مین به‌خاطر کندی و کمال‌گرایی‌اش، سفارش‌های زیادی را از دست داده و رؤیای بزرگش گرفتن سفارش سلطنتی است. در کنار این خط اصلی، داستان به زندگی روزمره‌ی روستا هم پرداخته است: خوشه‌چینی برنج برای زمستان، بافتن صندل و حصیر توسط درنا، جابه‌جایی زمستانی آن دو از زیر پل به گودال سبزیجات، و هدیه‌گرفتن لباس گرم پسر از‌دست‌رفته‌ی مین برای گوش‌درخت؛ لباسی که او بخشی از آن را به درنا می‌بخشد. در میانه‌ی این مسیر، گوش‌درخت متوجه می‌شود سفالگر دیگری به نام کانگ، در انباری‌اش با دوغاب‌های رنگی قرمز و سفید روی جامی کنده‌کاری‌شده کار می‌کند؛ تلاشی پنهانی برای خلق طرحی تازه زیر لعاب. این کشف، رقابت پنهان میان سفالگران و تلاش هرکدام برای رسیدن به اثری متمایز را برجسته کرده است. در تمام این فرازونشیب‌ها، شعله‌ی رؤیای گوش‌درخت برای نشستن پشت چرخ و ساختن گلدان آلویی، هرچند کم‌سو، اما پایدار مانده است و داستان، مسیر رشد او را از کودکی گرسنه‌ی زیر پل به شاگردی جدی در کارگاه سفالگری دنبال کرده است، بی‌آنکه هنوز به نتیجه‌ی نهایی این رؤیا برسد.

چرا باید کتاب کوزه هزاردرنا را بخوانیم؟

کوزه هزاردرنا از دل زندگی یک پسربچه‌ی یتیم، تصویری روشن از پیوند کار سخت، شرافت و رؤیا ساخته است. داستان نشان داده است که چگونه گوش‌درخت در شرایطی که گرسنگی، سرما و تحقیر اجتماعی بخشی از روزمره‌ی او است، با تماشای چرخ سفالگری و دست‌های استاد مین، افقی تازه برای خودش می‌سازد. این مسیر، فقط یادگرفتن یک هنر نیست؛ تمرین مداوم برای انتخاب میان راه‌های آسان و نادرست با راه‌های سخت و درست است؛ از ماجرای برنج‌های ریخته‌شده در جاده تا تقسیم‌کردن نصف ناهار با درنا و مقاومت در برابر دزدی. این کتاب برای کسانی که به جزئیات زندگی و کار علاقه دارند جذاب است، چون فرایند سفالگری را نه در حد چند اشاره‌ی کلی، بلکه در ریزترین مراحلش نشان داده است: از بریدن هیزم و آوردن گل رس تا خشک‌کردن چندباره، آماده‌کردن لعاب سبز بیدی و حساسیت سفالگران نسبت به رنگ و نقش. در کنار این، رابطه‌ی گوش‌درخت و درنا، و رفتار همسر مین، لایه‌ای عاطفی و انسانی به داستان داده است؛ مهربانی‌هایی کوچک مثل پرکردن دوباره‌ی یک کاسه‌ی برنج یا دوختن لباسی که هرگز به تن صاحب اصلی‌اش نرفته، در متن فقر و سختی، معنای دیگری پیدا کرده است. کوزه هزاردرنا همچنین برای کسانی که به داستان‌های تاریخی و فرهنگی علاقه‌مندند، فرصتی برای آشنایی با فضای روستایی کره، شالیزارها، معبدها، کوره‌ی مشترک سفالگران و مناسبات اقتصادی و اجتماعی آن دوره فراهم کرده است. روایت رشد گوش‌درخت در دل کارگاه مین، نشان داده است که یادگرفتن یک هنر، بیش از هرچیز، صبر، دقت، تحمل شکست و پذیرش تکرار را می‌طلبد؛ چیزی که در زندگی امروز هم قابل‌لمس است. این کتاب بدون شعار دادن، از خلال صحنه‌های ساده‌ی روزمره، به موضوعاتی مثل عزت‌نفس، وفاداری، مسئولیت‌پذیری و امید در شرایط دشوار پرداخته است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کوزه هزاردرنا به نوجوانانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های رشد و بلوغ، شاگردی و یادگرفتن یک هنر علاقه‌مندند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دوست دارند از خلال یک روایت داستانی، با دنیای سفالگری، زندگی روستایی و فضای فرهنگی کره‌ی قدیم آشنا شوند. این کتاب به خوانندگانی که دغدغه‌ی موضوعاتی مثل فقر، شرافت، کار، دوستی و رؤیاپردازی در شرایط سخت را دارند هم پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب کوزه هزاردرنا

«گوش‌درخت با احتیاط، به‌سمت مکان محبوبش، پشت یکی از درختان پالونیا رفت. شاخ‌وبرگ‌های آویزان درخت او را از چشم استاد مین پنهان می‌کرد. گوش‌درخت از لابه‌لای برگ‌ها خیره شد و از شدت خوشحالی، نفسش را در سینه حبس کرد. مین داشت ظرف سفالی جدیدی می‌ساخت. به‌اندازهٔ یک کلم گل رس وسط چرخ سفالگری انداخت. آن را بلند کرد و دوباره روی چرخ انداختش و این کار را چند بار تکرار کرد. آن‌وقت پس از آخرین باری که گل را روی چرخ انداخت، نشست و لحظه‌ای به آن زل زد. با پایش چرخ را به حرکت درمی‌آورد. دست‌های خیسش را روی چانهٔ بی‌شکل گِل گذاشت و چند لحظهٔ بعد، گوش‌درخت برای صدمین بار معجزهٔ دست‌هایش را دید. تنها در عرض چند لحظه، گل بالا و پایین رفت، بلندتر شد، گِرد شد تا اینکه شکلی کاملاً متقارن به خود گرفت. آن‌وقت به‌تدریج از سرعت چرخ کم شد. صدای آواز مین هم آرام‌آرام تبدیل به زمزمهٔ کلماتی شد که گوش‌درخت دیگر قادر به شنیدنشان نبود. مین دست‌به‌سینه صاف نشست و کمی خودش را عقب کشید، انگار می‌خواست از دور گلدانی را که ساخته بود، ببیند. او همان‌طور که چرخ را با پاهایش به‌آرامی حرکت می‌داد، ظرف زیبا و قشنگش را برای یافتن عیب‌ونقصی نامرئی، بررسی می‌کرد. ناگهان آه از نهاد مین بلند شد. سرش را تکان داد و با نفرت، گلدان را از جا کَند و آن را محکم روی چرخ کوبید. ظرف گلی انگار که از خودش شرمنده باشد، دوباره به چانه‌ای از گِل تبدیل شد. گوش‌درخت دهانش را باز کرد تا نفسش را بی‌صدا بیرون بدهد و تازه آن‌موقع متوجه شد نفسش را در سینه حبس کرده بود. به نظر او که گلدان کوچک‌ترین عیبی نداشت؛ پهنایش نصف بلندی‌اش و قوسش شبیه قوس گلبرگ‌های گل بود. نمی‌دانست چرا مین آن را بی‌ارزش می‌دانست. نمی‌دانست چه چیزی در کارش دیده که آن‌قدر عصبانی و ناراضی شده بود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۱۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۶ صفحه

حجم

۱۱۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۶ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
۸۰,۰۰۰
۲۰%
تومان