
کتاب پیاده دیدن
معرفی کتاب پیاده دیدن
کتاب پیاده دیدن نوشتهی امیررضا مافی و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر مجموعهای از تأملات و مشاهدات نویسنده در سفرهایش به مسکو است که با نگاهی جستارنویس و تحلیلی به تاریخ، فرهنگ، معماری و زندگی روزمرهی این شهر میپردازد. نویسنده با ترکیب تجربهی شخصی، روایت تاریخی و تحلیل اجتماعی، تصویری چندلایه از مسکو ارائه میدهد؛ شهری که همزمان نماد سنت و مدرنیته، قدرت سیاسی و میراث فرهنگی است. پیاده دیدن نهتنها به توصیف مکانها و بناهای شاخص مسکو میپردازد، بلکه با نگاهی انتقادی و گاه طنزآمیز، به مقایسهی فرهنگها، سیاستها و حتی معماری ایران و روسیه نیز وارد میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پیاده دیدن
کتاب پیاده دیدن با قلم امیررضا مافی، سفری است به قلب مسکو؛ شهری که در هر گوشهاش ردپای تاریخ، سیاست و فرهنگ دیده میشود. نویسنده در دو سفر متفاوت به این شهر، از زاویهی نگاه یک ایرانی علاقهمند به تاریخ و هنر، تجربههای خود را روایت کرده است. ساختار کتاب بر پایهی جستارهایی است که هرکدام به موضوعی خاص از مسکو میپردازند: از میدان سرخ و کرملین تا کلیساهای ارتدکس، موزهها، بناهای استالینی و حتی خانههای فرهنگ و فضاهای شهری مدرن. روایتها با خاطرات شخصی، تحلیلهای تاریخی و مقایسههایی میان ایران و روسیه در هم تنیدهاند. مافی تلاش کرده است تا با نگاهی موشکافانه، نهتنها زیباییها و شکوه مسکو را به تصویر بکشد، بلکه لایههای پنهانتر آن، مانند تأثیر ایدئولوژی، معماری و تحولات اجتماعی را نیز بررسی کند. کتاب پیاده دیدن، علاوهبر توصیف مکانها، به دغدغههای فرهنگی و هویتی معاصر نیز میپردازد و خواننده را به تأمل دربارهی نسبت سنت و مدرنیته، قدرت و فرهنگ، و نقش معماری در شکلدهی به حافظهی جمعی دعوت میکند.
خلاصه کتاب پیاده دیدن
پیاده دیدن مجموعهای از جستارهای روایی است که امیررضا مافی در سفرهایش به مسکو نوشته است. نویسنده با نگاهی ترکیبی از تجربهی زیسته و تحلیل تاریخی، به روایت مواجههی خود با شهر مسکو میپردازد؛ شهری که برای او همزمان آشنا و غریب است. کتاب با شرح دو سفر نویسنده به مسکو آغاز میشود: یکی در تابستان و دیگری در سرمای پاییز. هر سفر بستری است برای تأمل دربارهی لایههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی این شهر. مافی از میدان سرخ و کرملین، کلیسای سنتباسیل، موزهی ملی روسیه، دومای دولتی، بالشوی تئاتر و حتی خانههای فرهنگ و یادمانهای فضایی بازدید میکند و هرکدام را بهانهای برای واکاوی تاریخ و هویت روسیه قرار میدهد. او در کنار توصیف بناها و فضاها، به نقش معماری در شکلگیری حافظهی تاریخی و هویت ملی اشاره میکند و با مقایسههایی میان معماری ایران و روسیه، به نقد وضعیت معماری معاصر ایران نیز میپردازد. کتاب همچنین به موضوعاتی چون تأثیر مارکسیسم و انقلاب بلشویکی، سیاستهای شوروی، نقش دین و بازسازی کلیساها، و حتی رقابت فضایی شوروی و آمریکا میپردازد. روایتها با خاطرات شخصی، طنز و نگاه انتقادی نویسنده آمیختهاند و در نهایت، پیاده دیدن را به اثری تبدیل کردهاند که هم گزارش سفر است و هم تأملی بر نسبت انسان، شهر و تاریخ.
چرا باید کتاب پیاده دیدن را بخوانیم؟
پیاده دیدن اثری است که فراتر از یک سفرنامهی صرف، تجربهی مواجههی فردی با شهری تاریخی را به بستری برای تأملات فرهنگی و اجتماعی بدل کرده است. این کتاب با روایتهای جزئینگر و تحلیلهای انتقادی، امکان آشنایی با لایههای کمتر دیدهشدهی مسکو را فراهم میکند؛ از معماری و هنر تا سیاست و زندگی روزمره. نویسنده با مقایسهی صریح میان ایران و روسیه، به پرسشهایی دربارهی هویت، حافظهی جمعی و نقش معماری در تاریخ معاصر میپردازد. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن مسکو از زاویهای متفاوت و درک پیوندهای میان فرهنگ، سیاست و شهرسازی در دو جامعهی متفاوت.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن پیاده دیدن به علاقهمندان تاریخ، فرهنگ و معماری، دانشجویان و پژوهشگران مطالعات شهری، کسانی که دغدغهی هویت و حافظهی جمعی دارند و همچنین افرادی که به سفرنامهها و روایتهای تحلیلی از شهرهای جهان علاقهمندند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب پیاده دیدن
«من همیشه فکر میکنم هر دورهٔ تاریخی با میراث ملموس و متعین باقی میماند و معماری از مهمترین آن است در ایران، دودمان صفویه با معماری اصفهان پیش چشم ماست، قاجارها با ساختمانهای دولتیشان در تهران و پهلوی با برج آزادی و تئاتر شهر. شاید یکی از مهمترین نقدهایی که به جمهوری اسلامی یا بهتر بگویم تنها دولت شیعی جهان در نزدیک به پنج دهه حکمرانی وارد است فقدان یک طرح مشخص، عظیم و قابلرصد در حوزهٔ معماری است اگر تنها بنای فراگیر این دوره را برج میلاد تهران بدانیم، اساساً از معماری دست میشوییم. من هر جا فرصت داشتم این موضوع را طرح کردم که تا دیر نشده جمهوری اسلامی، بهعنوان حکومت شیعی، باید ساختمانهایی معرف دورهٔ خودش با بودجهٔ دولتی بسازد تا در تاریخ نامیرا شود. نامیرایی در تاریخ حتماً متفاوت از قضاوت تاریخی است که جای بحث آن اینجا نیست. باید این را هم بگویم که قبل از معماری، در دورهٔ جمهوری اسلامی، ما در زیباییشناسی و فلسفهٔ هنر است که فاقد ایدهٔ روشن هستیم و نمیدانیم دقیقاً چه وضعیتی داریم، چطور باید عمل کنیم و امر زیبا را چه میدانیم. در اینجا هیچ سبکی برای خودمان نیست و فقط با مد و قوانین دستوری ساختمانهای شهر ناگهان نمای آجر سهسانتی پیدا میکنند، بعد مرمر سفید و گرانیت سیاه باب میشود، سپس یکباره نماهای رومی به سازمان بصری ما هجوم میآورند و دستآخر ساختمانهای سنگ روشن گریبانمان را میگیرند. چرا؟ نمیدانیم. اگر همهٔ ویژگیهای مسکو را کنار بگذاریم، اهمیت معماری آن را نمیتوانیم نادیده بگیریم. ارزشی که برای ساختمانهای این شهر قائل شدهاند بر روحیهٔ نسلهای متعدد آدمها که بینندهٔ هرروزهٔ شهر و تماشاگر توسعهٔ تمدنشان هستند غیرقابلکتمان است.»
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه