
کتاب گفت و گو با وودی آلن
معرفی کتاب گفت و گو با وودی آلن
کتاب گفتوگو با وودی آلن نوشتهی اریک لاکس با ترجمهی مازیار عطاریه مجموعهای بلندمدت از مصاحبهها و نشستهای مفصل با وودی آلن است که نشر شورآفرین آن را منتشر کرده است. این کتاب حاصل همراهی نزدیک نویسنده با آلن از اوایل دههی ۱۹۷۰ تا سال ۲۰۰۹ است؛ همراهیای که از یک مصاحبهی کوتاه و ناموفق برای مجلهی نیویورک تایمز شروع شده و به گفتوگوهایی چنددهساله در پشتصحنهی فیلمها، اتاق تدوین، لوکیشنها و خانهی آلن رسیده است. اریک لاکس در مقدمه توضیح داده است که برخلاف بسیاری از کتابهای مصاحبه که شبیه یک «عکس فوری» از یک دورهی کوتاه هستند، این اثر بیشتر به یک «آلبوم عکس» میماند که بیش از نیمی از زندگی حرفهای وودی آلن را دنبال کرده است؛ از روزهایی که او کمدینی جوان و فیلمسازی بیتجربه بود تا زمانی که به یکی از چهرههای مهم سینمای جهان تبدیل شد. ساختار کتاب بر پایهی گفتوگوهای طولانی، پیوسته و موضوعمحور شکل گرفته و خواننده را از ایدهپردازی و نوشتن فیلمنامه تا انتخاب بازیگر، تدوین، موسیقی و نگاه آلن به شهر نیویورک و سینما همراه میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گفت و گو با وودی آلن
کتاب گفتوگو با وودی آلن با تمرکز بر رابطهی طولانیمدت اریک لاکس و وودی آلن شکل گرفته و از همان ابتدا روشن میکند که با یک مصاحبهی مقطعی روبهرو نیست. لاکس در مقدمه روایت میکند که نخستین دیدارشان در سال ۱۹۷۱ برای پروندهای در نیویورک تایمز آنقدر خشک و کوتاه بود که عملاً به جایی نرسید؛ اما یک تصادف ساده در خیابانهای ساسالیتو و حضور او در پشتصحنهی فیلم دوباره بنوازش سَم، آغاز مسیری شد که به دهها ساعت گفتوگو در طول چند دهه انجامید. در این کتاب، خواننده از بروکلینِ نوجوانیِ آلن و روزهایی که برای ستوننویسهای شایعات، شوخیهای تکخطی میفرستاد، تا ورودش به تلویزیون، استندآپ کمدی، نوشتن فیلمنامه و سپس کارگردانی فیلمهایی مثل پول را بردار و فرار کن، موزها، خوابیده، آنی هال، خاطرات اکلیلی، رز ارغوانی قاهره، سپتامبر، زنی دیگر، جرمها و بزهکاریها و امتیاز نهایی را قدمبهقدم دنبال میکند. لاکس در مقدمه توضیح داده است که گفتوگوها در موقعیتهای متنوعی انجام شدهاند: در ماشین، سر صحنه، اتاق تدوین، پیادهروهای منهتن، پاریس، نیواورلئان، لندن و خانهی آلن؛ و پاسخها بعداً بهصورت پاراگرافهای منظم و فکرشده تنظیم شدهاند. کتاب گفتوگو با وودی آلن در چند فصل موضوعی تنظیم شده که هر کدام یک جنبهی مشخص از کار آلن را دنبال میکنند؛ از «ایدهها» و شکلگیری طرحهای اولیه تا نوشتن، انتخاب بازیگر، کارگردانی، تدوین، موسیقی و در نهایت نگاه خود او به کارنامهاش تا اوایل ۲۰۰۹. هر فصل معمولاً از یک بازهی زمانی مشخص شروع میشود (مثلاً از اواخر دههی ۱۹۷۰) و تا سالهای ۲۰۰۶ یا ۲۰۰۷ ادامه پیدا میکند، بنابراین خواننده میتواند هم سیر زمانی رشد آلن را ببیند و هم در صورت تمایل، فصلهای مورد علاقهاش مثل بخشهای مربوط به ایدهپردازی، ساخت فیلمهای دراماتیک، تجربهی فیلمهای موزیکال یا کار در لندن را جداگانه بخواند. در فصل اول با عنوان «ایدهها» گفتوگوها از فوریهی ۱۹۷۳ آغاز میشوند؛ جایی که آلن در راه یک آخر هفتهی سینمایی در تاریتاون، از دیدن فیلمهای برگمان، افسردگی، دشواری ساخت فیلم با بودجهی ۲ میلیون دلاری و نفرتش از ماشینها حرف میزند و بهتدریج توضیح میدهد که ایدههای فیلمهایی مثل پول را بردار و فرار کن، دوباره بنوازش سَم، خوابیده، آنی هال، زنی دیگر، سپتامبر، رز ارغوانی قاهره و امتیاز نهایی چطور از جرقههای تصادفی، تجربههای شخصی، محدودیتهای بازیگری خودش و گفتوگو با اطرافیان شکل گرفتهاند. در فصلهای بعدی، همین الگو برای جنبههای دیگر فیلمسازی او ادامه پیدا میکند و تصویر نسبتاً کاملی از شیوهی فکر کردن و کار کردن وودی آلن بهدست میدهد.
خلاصه کتاب گفت و گو با وودی آلن
در گفتوگو با وودی آلن، محور اصلی کتاب شیوهی فکر کردن آلن به ایده، داستان، شخصیت و فرم سینمایی است. او بارها تأکید کرده است که ایدهها معمولاً بهشکل «جرقه» و ناخودآگاه به ذهنش میرسند؛ از شوخی دو عروسکگردان در بازدید از زندان در پول را بردار و فرار کن تا حضور ناگهانی هامفری بوگارت در دوباره بنوازش سَم که ابتدا فقط یک یادداشت کوتاه در حاشیهی فیلمنامه بوده و بعد به یکی از شخصیتهای اصلی تبدیل شده است. آلن توضیح داده است که تقریباً همهی کارهایش بهنوعی به زندگی خودش ربط دارند، اما آنقدر در آنها اغراق و تحریف شده که بیشتر شبیه داستان بهنظر میرسند؛ از تجربهی قرارهای awkward بعد از جدایی، که الهامبخش فضای دوباره بنوازش سَم شده تا نفرتش از ماشینها که در خوابیده به شکل تم تکرارشوندهی «بیمصرفی فنآوری پیشرفته» ظاهر شده است. در بخشهای مختلف کتاب، آلن از محدودیتهای بازیگری خودش حرف زده است؛ اینکه نمیتواند نقش کلانتر جنوبی یا قهرمان جنگی را باورپذیر بازی کند و به همین دلیل ایدههایش را ناچار است در محدودهی «روابط انسانی» و شخصیتهایی بنویسد که یک مرد شهرنشین عصبیِ همسنوسال خودش بتواند آنها را بازی کند. او تفاوت بین کمدی مبتنی بر موقعیت و کمدی مبتنی بر شخصیت را با مثالهایی از متولد دیروز، پیگمالیون، باب هوپ و جکی گلیسون توضیح داده و گفته است که ترجیح میدهد تماشاگر به «شخصیت» بخندد نه فقط به شوخیهای جداگانه. در همین مسیر است که از فیلمهای اولیهی پر از شوخیهای پیدرپی مثل موزها و پول را بردار و فرار کن، به سمت کارهایی مثل آنی هال، خاطرات اکلیلی، سپتامبر، زنی دیگر و امتیاز نهایی حرکت کرده است؛ فیلمهایی که در آنها کشمکشها بیشتر درونی و روانیاند تا بیرونی و فیزیکی. کتاب نشان میدهد که بسیاری از فیلمهای آلن از ایدههایی شروع شدهاند که سالها در ذهنش ماندهاند و شکل عوض کردهاند؛ مثلاً طرح اولیهی زنی دیگر قرار بوده یک کمدی چاپلینی دربارهی مردی باشد که از اتاق کناری صدای زنی را میشنود، اما بعد از چند سال به درامی دربارهی زنی تبدیل شده که از پشت دیوار، گفتوگوی روانکاو و یک زن حامله را میشنود و ناچار میشود با گذشتهی سرکوبشدهی خودش روبهرو شود. یا رز ارغوانی قاهره که از تصویر سادهی «شخصیتی که از پردهی سینما پایین میآید» شروع شده و به داستان تلخی دربارهی انتخاب ناگزیر واقعیت بهجای رؤیا رسیده است. در بخشهای پایانی، آلن دربارهی فیلمهای جناییـفلسفی مثل جرمها و بزهکاریها و امتیاز نهایی صحبت کرده و توضیح داده است که چطور از الگوهای ادبی مثل جنایت و مکافات و مکبث الهام گرفته تا قتل را نه بهعنوان معمای پلیسی، بلکه بهعنوان مسئلهای اخلاقی و وجودی به تصویر بکشد؛ جایی که «بزهکاری عاقبت ندارد» دیگر یک شعار اخلاقی نیست و جهان داستان، بیاعتنایی خود را به عدالت نشان میدهد.
چرا باید کتاب گفت و گو با وودی آلن را بخوانیم؟
خواندن گفتوگو با وودی آلن فرصتیست برای دیدن پشتصحنهی شکلگیری فیلمها، نه از زاویهی خاطرهگویی کوتاه، بلکه در امتداد چند دهه گفتوگو که در آنها خود آلن بارها به ایدههای قدیمی برمیگردد، آنها را اصلاح میکند، کنار میگذارد یا در قالبی تازه زنده میکند. این کتاب نشان میدهد یک فیلمنامه از کجا شروع میشود، چطور محدودیتهای بازیگر و بودجه و لوکیشن روی آن اثر میگذارند، چهطور یک طرح کمدی میتواند به درام تبدیل شود و برعکس، و اینکه تصمیمهای ظاهراً کوچک (مثل انتخاب یک لوکیشن استودیویی بهجای خانهی واقعی میا فارو برای سپتامبر) چه تأثیری بر لحن و ساختار نهایی فیلم دارند. در این کتاب، آلن با جزئیات از رابطهاش با نیویورک، سالنهای سینمای دوران کودکی در بروکلین، تجربهی استندآپ، کار در تلویزیون، نوشتن شوخی برای دیگران، وسواسش نسبت به کنترل کامل فیلمنامه و تدوین، و علاقهاش به فیلمسازانی مثل اینگمار برگمان، اورسن ولز و رابرت آلتمن حرف زده است. خواننده میتواند ببیند که چگونه یک ایدهی ساده مثل «مادری که در آسمان ظاهر میشود» در ویرانههای اودیپی، یا «توپی که به تور میخورد و برمیگردد» در امتیاز نهایی، به محور تماتیک یک فیلم تبدیل میشود. علاوهبر این، کتاب تصویری نسبتاً صریح از تناقضهای شخصیتی آلن ارائه میدهد: مردی که در زندگی روزمره از حملهی ناگهانی ترس و بیماری میترسد، از ماشینها بیزار است، اما در کار، روی صحنه و سر فیلمبرداری، فردی مسلط، دقیق و سختگیر است. برای کسانی که به فرایند خلاقه، تاریخ سینمای معاصر، یا نسبت بین زندگی شخصی و اثر هنری علاقهمند هستند، این کتاب امکان مقایسهی مستقیم «فیلمهای دیدهشده» با «مسیر شکلگیری آنها در ذهن سازنده» را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن گفتوگو با وودی آلن به علاقهمندان سینما، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای سینما و مطالعات فیلم، فیلمنامهنویسان و کارگردانان تازهکار، دوستداران آثار وودی آلن و کسانی که به فرایند شکلگیری ایده، نوشتن و تدوین اثر هنری علاقهمند هستند پیشنهاد میشود. همچنین به خوانندگانی که به گفتوگوهای طولانی، تحلیلی و پشتصحنهای با هنرمندان علاقه دارند، میتواند جذاب باشد.
بخشی از کتاب گفت و گو با وودی آلن
«چیزی که تلاش کردم با کمکِ او ایجاد کنم، بیان تفکر گستردهاش دربارهٔ یک عمر کار او تا به امروزست. این کتاب نشان میدهد که وودی آلن بهعنوان یک نویسنده و کارگردان چطور رشد کرده و نیز حاوی مطالبیست که خودش میخواهد در مورد فیلمهایش و بهطور کلی در مورد سینما بگوید. من این گفتوگوها را برای بررسی هفت جنبه از فیلمسازی او، از ایده گرفتن تا انتخابِ موسیقی، دستهبندی کرده و کتاب را با فصلی در مورد نظرات خود او در مورد کارهایش تا آغاز سال ۲۰۰۹ به پایان بردم. هر فصل در مورد فیلمسازی، از اواخر دههٔ هفتاد میلادی آغاز شده و به سالهای ۲۰۰۶ یا ۲۰۰۷ ختم میشود؛ بنابراین اگر خواننده مثلاً به خواندن بخشهایی در مورد انتخاب بازیگر یا تدوین علاقهمند باشد، میتواند آنها را به ترتیبی که میخواهد بخواند؛ اما سعی کنید بهخوبی به صدای کتاب گوش بسپارید، چون این صدا، صدای خودِ وودی آلن است! من و وودی با ماشین به تاریتاون نیویورک، که با فاصلهٔ یک ساعت در شمال منهتن قرار دارد میرویم. او قرارست آنجا در یک آخر هفتهٔ سینمایی که جودیت کریست، منتقد مجلهٔ نیویورک، ترتیب آن را داده صحبت کند. او شلوار مخمل کبریتی، یک پلیور کشمیر و یک ژاکت ارتشی سبز زیتونی پوشیده است. میگوید: «افسردهام. دیروز مُهر هفتم را دیدم و امروز فریادها و نجواها را. وقتی فیلمهای او را میبینم، با خودم فکر میکنم پس من دارم چه کار میکنم.» او به زودی به لسآنجلس میرود تا کار فیلمبرداری خوابیده را شروع کند و از ترکِ خانه خشنود نیست. «فیلمهایی که با بودجهٔ دو میلیون دلاری ساخته میشوند، خیلی دردسر دارند. مجبورم بهخاطرشان از نیویورک دور باشم. در لسآنجلس فاصلهها زیادست و کارها را باید سریع انجام داد؛ مثلاً در دوازده هفته. برای [باستر] کیتون و [چارلی] چاپلین یک سال طول میکشید تا یک فیلم بسازند.» (در بیش از سی سال گذشته، فیلمهای او ظرف هشت تا ده هفته ساخته شدهاند و او در چارچوب بودجهٔ حدوداً پانزده میلیون دلاری خود باقی مانده است.) مراسمِ امروز در یک مرکز کنفرانس برگزار میشود که زمانی عمارت خانوادهٔ بیدل، وارثان یک تاجر موفق آمریکایی قرن نوزدهم، بود. میشود گفت برای خود یک شهر است؛ دوروبرش پر است از هکتارها زمین چمن و درخت و وودی انگار دارد به اعماق جنگل میرود. همانطور که که در بزرگراه طولانی پیش میرویم، به نقل از تری مالوی، شخصیت مارلون براندو در فیلم در بارانداز میگوید: «جیرجیرکها منو عصبی میکنند ـ از محیط خارج شهر خوشم نمیآد.»»
حجم
۴۵۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۵۶ صفحه
حجم
۴۵۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۵۶ صفحه